پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

تجربه‌ی افراد پیش‌کسوت، کارآمد و مفید است

زهرا فولادی حسن کیاده
تجربه‌ی افراد پیش‌کسوت، کارآمد و مفید است
 

متولد ۱۳۳۰ هستم. در خصوص نحوه ورودم به سازمان بنادر و دریانوردی باید بگویم من توسط زندهیاد سعید پوررزاقی، رئیس وقت مخابرات بندر نوشهر که در آن زمان همسایهی ما بود به سازمان معرفی شده و به خدمت در این حوزه پرداختم. رئیس وقت سازمان، سرهنگ ضرغامی بودند که به دستور ایشان از بنده امتحان شفاهی و همچنین مصاحبه گرفتند و من توانستم در این آزمون پذیرفته شوم. در نهایت در ۲۱ خردادماه ۱۳۵۱به استخدام سازمان بنادر و دریانوردی درآمدم و سالها در این سازمان فعالیت کردم.

 

در طول خدمتم در سازمان در بخش اپراتور مخابرات و همچنین مسئول دفتری و بایگانی اسناد مالی فعالیت داشتم و در این حوزهها خدمت کردم.

 

برای من کارکردن در سازمان بنادر شغل دور از تصوری نبود، چون پدرم کارمند سازمان بود و علاوه بر آن همه همسایههای ما کارمندان بندر بودند. خانه ما جزء خانههای سازمانی بود و همه افراد آن منطقه بندری بودند. من با زندگی کارمندهای بنادر از همان دوران آشنا شدم و میدیدم که آنها صبح چه ساعتی به سر کار میروند و عصرها چه زمانی از سرکار برمیگردند. دیدن این صحنههای هر روزه اشتیاق من را به کارکردن در سازمان بنادر بیشتر میکرد، تا اینکه در نهایت این اتفاق هم افتاد و سالها در این سازمان خدمت کردم.

 

جذابترین ویژگی محیط کاری من جو صمیمانه و دوستانهای بود که آن سالها در اداره وجود داشت. دیدن هر روزه همکاران باعث خوشحالی همیشگی من بود و ما از اینکه در کنار همدیگر بودیم کاملا لذت میبردیم. از طرفی یک بار هم گمشدن یک نامه باعث ناراحتی و بیخوابی شبانه من شد. البته در نهایت آن نامه پیدا شد و موجب خوشحالی ما شد، اما در مدت زمانی که گم شده بود لحظات بدی را برای ما رقم زد.

 

اگر دوباره به دنیا بیایم و بخواهم شغلی را برای خودم انتخاب کنم، باز هم بهدنبال زندهیاد پوررزاقی میگردم تا به وسیلهی ایشان در سازمان استخدام شوم، چراکه از مسیری که انتخاب کردهام پشیمان نیستم و این راه را با عشق آمدهام.

 

از دوران خدمتم خاطرات خوب زیادی دارم که هر کدام از آنها برایم با ارزش هستند، اما پررنگترین خاطرهای که در ذهن دارم و هر وقت به یاد آن میافتم، لبخند به روی صورتم مینشیند، اردوی زیارتیای بود که از طرف سازمان با همکاران خانم رفتم. در آن اردو به من و همکارانم خیلی خوش گذشت و لحظات خوب و خوشی برای ما رقم خورد که در خاطرمان ماندگار شد.

 

برای موفقیت سه اصل را معرفی میکنم؛ صداقت، نظم و دلسوزی. هر کدام از اصلها میتوانند عامل موفقیت یک فرد در هر ادارهای باشند.

 

خوشبختانه در دوران کاریام هیچوقت موقعیت سختی نداشتهام و در چنین موقعیتی قرار نگرفتهام که ندانم چه کاری باید انجام بدهم. اگر هم چنین موقعیتی پیش میآمد، محیط ما آنقدر خوب و صمیمی بود و همه به همدیگر کمک میکردیم که مطمئنا از پس آن مشکل هم برمیآمدیم. واقعا جو بسیار دوستانهای بین ما حاکم بود و اگر کسی مشکلی داشت به او کمک میکردیم.

 

انسان بهطور فطری، گذشتهگراست. مثلا دوست دارد به کودکی یا جوانی خود بازگردد. سازمان برای ما به قول مولانا، نیستان است و ما نی هستیم که آرزوی بودن در نیستان و پیش دوستان و همکارانمان را داریم. البته این را هم میدانیم که باید جا را برای جوانها باز کنیم و سازمان هم باید نیروهای جوان با تفکرهای روز استخدام کند، منتها تجربههای کهن نیز نباید فراموش شود. افراد پیشکسوت بازنشسته قطعا تجربیاتی دارند که میتواند برای ادامهی راه افراد حال حاضر سازمان راهگشا باشد.

 

اطلاع دقیقی ندارم که سازمان از تجارب بازنشستگان استفاده میکند یا نه، اما به نظرم خوب است که از دانش و مهارت افراد با تجربهی گذشته هم استفاده کنند. قطعا تجربه افراد پیشکسوت و بازنشسته میتواند برای نسل جدید کارآمد و مفید باشد.

 

من این روزها بیشتر با نوههایم سرگرم هستم و در کنار همسرم زندگی آرامی را به دور از هیاهوی شهر و در کوهستان میگذرانم.   
۲۵ مهر ۱۴۰۰ ۱۵:۱۹