پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

دلم برای دوران کاری‌ام تنگ شده است

پروین فرح‌زاده
دلم برای دوران کاری‌ام تنگ شده است

متولد 21 خرداد 1333 هستم. در سال 1351 موفق به دریافت دیپلم ریاضی شدم و در همان دوران به سه آگهی استخدام برخوردم که یکی از آنها مهماندار هواپیمایی هما بود و دو تای دیگر، نیروی ارتش و سازمان بنادر و کشتیرانی. خوشبختانه پس از آزمون ورودی کتبی و مصاحبه حضوری، در هر سه کار پذیرفته شدم. در آن دوره سازمان بنادر در حال انتقال به چهارراه کالج بود که یک ساختمان بسیار بزرگ و شیکی داشت. پس از بررسیهای لازم، تصمیم گرفتم در سازمان بنادر مشغول به کار شوم.

ابتدا ششماه بهصورت آزمایشی کار کردم و پس از گذراندن دوره آزمایشی، در واحد امور مالی انتخاب شدم که در آنجا نیز پس از عملکردی که داشتم، به سمت منشی مدیر امور مالی انتخاب شدم. البته آنجا مسئولیت کاری زیادی داشتم، چون با تمام بنادر کشور در ارتباط کاری بودیم، اما خوشبختانه محیط کاری دوستانهای داشتیم و همین مسئله باعث میشد که سختی کار را کمتر احساس کنیم. همانطور که میدانید، امور مالی هر سازمانی با همه افراد سازمان بهطور غیر مستقیم در ارتباط است و همین مسئله باعث شناخت کاری من از تمام واحدهای سازمان شد و در ادامه بهعنوان بازرس در تعاونی مسکن و همچنین بازرسی تعاونی فروشگاه فعالیت کردم. در سال 1355 در رشته راه و ساختمان قبول شدم و فوق دیپلم خود را در سال 1357 گرفتم. پس از گذشت چند سال، به قسمت معاونت مهندسی راه و ساختمان رفتم و بهعنوان تکنسین نقشهکشی فعالیت کردم. پس از آن با حکم کارشناسی راه و ساختمان به قسمت فنی و مهندسی رفتم و بهعنوان کارشناس اعتبارات کلیه پروژههای بنادر فعالیت کردم.

بهطور حتم نمیشود اظهارنظر قطعی کرد، چون فکر میکنم اتفاقات زیادی در این مورد دخیل است. من کارهای ارتباط جمعی زیادی انجام دادهام.

جذابترین محیط کاری من در دوران مدیریت آقای مهندس مدد اتفاق افتاد که بابت آن دوران خدا را شاکرم. در آن دوران چندین کار بهیادماندنی صورت گرفت. یکی از آن کارها، قراردادی بود که با باشگاه انقلاب بسته شد که طبق آن قرارداد، کارکنان و همسرانشان میتوانستند از آن باشگاه استفاده کنند. دو روز در هفته سالنهای مختلف بازی و استخر آن مجموعه در اختیار ما بود و علاوه بر سلامت جسمانی، باعث بالارفتن روحیه افراد حاضر در سازمان میشد. ادامه این کار سبب شد مسابقاتی در سازمان برگزار شود که هنوز هم همکاران با خاطرات خوشی از آن دوران یاد میکنند. کار مثبت دیگری که در آن دوران اتفاق افتاد، انتخاب کمیته امور بانوان سازمان بود که از هر واحد یک خانم بهعنوان نماینده انتخاب میشد و خوشبختانه من هم بهعنوان نماینده واحد فنی در این کمیته فعالیت داشتم. کار این کمیته، برپایی مراسم و مناسبتهای مذهبی و همچنین انجام تورهای مسافرتی برای خانمهای سازمان بود که این فعالیت نیز باعث بالارفتن روحیه و همچنین ارتباط دوستی و صمیمیت بین خانمها میشد. بدترین محیط کاری که داشتم هم به زمانی برمیگردد که منشی بودم.

اگر به گذشته برگردم، فکر میکنم باز هم همین مسیر را انتخاب میکنم، چون با توجه به مسیر موفقیتآمیزی که در کارنامه کاری خودم داشتم، فکر نمیکنم نیازی به تجربه دیگری پیدا میشد.


همان
طور که گفتم، روابط بین کارکنان در آن دوران دوستانه و صمیمی بود. در حال حاضر نیز وقتی یکدیگر را ملاقات میکنیم، خاطرات شیرین و بهیادماندنی از همدیگر داریم که برای هم تعریف میکنیم.

 

اگر روابط مثبتی میان همکاران یک اداره ایجاد میشود، بر اثر خلوص نیت و راستی و درستی است که به نظرم ثمربخش است. من بعد از بازنشستگی که در تاریخ اول دیماه 1378 صورت گرفت، مجدد دعوت شدم بهمنظور برقراری کانون بازنشستگان که برای اولین بار بود تشکیل میشد. در سازمان هم که بهعنوان بازرس کانون چندین سال متوالی کار میکردم، با دوستان بازنشستهی انتخابشده همکاری بیدریغی داشتم. امروز خوشبختانه شاهد فعالیت بیدریغ همکاران بازنشسته بهنحو احسنت هستیم و این صندوق با مدیریت عالی و با حسن نیت تمام اداره میشود.

موقعیت سختی در کار برای خودم پیش نیامد، اما سازمان در استخدام فرزندان بازنشسته برای پسر من که در کامپیوتر از رزومه بالایی برخوردار بود، کاری نکرد و مورد بیمهری قرار گرفتم.

واقعیت این است که حس خاصی که قابل بیان باشد، ندارم، ولی واقعا برای دوران کاری آن زمان خودمان دلتنگ شدهام که متاسفانه این روزها فکر نمیکنم برقرار باشد.

فعلا در این رابطه نظری ندارم.

من با عنایت پروردگار قبلا تمام دوران آموزش مترجمی قرآن را بهصورت حضوری گذراندم و پس از کرونا هم بهصورت مجازی این دورهها را ادامه دادم و شروع به گذراندن دوره مترجمی نهجالبلاغه کردهام.   |

۲۵ مهر ۱۴۰۰ ۱۵:۱۳