پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

بازنشستگی حادثه‌ی مهمی در چرخه زندگی است

عبدالحمید شاکر
بازنشستگی حادثه‌ی مهمی در چرخه زندگی است

بازنشسته ادارهکل بنادر و دریانوردی بندر بوشهر هستم. نحوه ورود من به سازمان بنادر به این شکل بود که پس از خدمت سربازی با دیدن یک آگهی استخدام دورهی دریانوردی و با این زمینه که بومی و زادهی دریا و بندر بودم و در عین حال در آن دوران بیعلاقه به این شغل نبودم، مراحل ثبتنام را انجام دادم. این کار برای من بهعنوان یک جوان هیجان زیادی داشت. به همراه دوستان همدورهای خود برای گذراندن دو سال دوره دریانوردی به مرکز آموزش بندر خرمشهر اعزام شدم. مرکز آموزش بندر خرمشهر در آن دوره یک مرکز آموزشی مجهز با اساتید مجرب دریایی بود. پس از طی دورهها و موفقیت در آزمونهای مربوطه توانستم بهعنوان فرمانده دوم بر روی شناورهای خدماتی بندر بوشهر مشغول به کار شوم.

طی خدمت 30سالهام در سازمان، هم در بخش عملیات دریایی فعالیت کردهام و هم در بخش اداری. در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۳ بهعنوان فرمانده یدککش و در ادامه از سال ۱۳۶۳ تا سال ۱۳۶۹ بهعنوان فرمانده کشتی خدمت کردم. از سال 1370 تا 1379 مسئول آموزش و ممتحن دریانوردان بندر بودم که در یک مدت افتخار داشتم 30 نفر دانشجوی جوان را در یک دوره کاردانی آموزش بدهم. در پایان خدمتم با حفظ سمت، مسئولیت ایمنی و آتشنشانی بندر را برعهده داشتم که در این پست فرصتی پیش آمد تا دورهی مدیریت کنترل حادثه و امداد و نجات را در کشور سوئد بگذرانم و تجارت و آموختهها را به همکاران جوان خود در این قسمت انتقال بدهم. در نهایت سال 1386 پس از سالها زحمت، خدمات صادقانه و تحمل طوفان و امواج با عرضه گوهر جوانی خود بازنشسته شدم.

هیچوقت فکر نمیکردم در سازمان کار کنم، ولی من به مشاغل پرتحرک و پرماجرا علاقهمند بودم، بهطوری که در بانک ملی استخدام شدم و بیش از یک ماه نتوانستم ادامه کار بدهم.

جذابترین ویژگی محیط کار ما اخلاق و صداقت همکاران بود و اینکه همگی تعصب سازمانی داشتند و خود را متعلق به خانواده بزرگ سازمان بنادر میدانستند و البته این ویژگی بسیار خوب کماکان وجود دارد. باید بگویم که خدا را شکر خاطره بدی هم نداشتیم.

آدم در جوانی آرزوهایی برای خودش متصور است که معمولا یا شرایط مناسب نیست یا به دلیل موانعی میسر نمیشود. با این حال گفتن جملهی «ای کاش» نیز دیگر بیفایده است. این مسیر طیشده برای ما خاطرهانگیز است و حاضریم باز همان مسیر را با همان آدمهای ساده و بیریا طی کنیم.

خاطرات دوران جنگ در دریا هر چند اضطرابآور بود و خطرآفرین، ولی واقعا همکاران دریادلی داشتیم که تعدادی نیز در این راه به شهادت رسیدند. یادشان گرامی. آنها در این راه خطرها میکردند که قابل تحسین بود و بنده نیز بهعنوان عضو کوچکی از آن دریادلان، ماموریتهای پشتیبانی و عملیات نجات کشتیها را برعهده داشتم که خاطرات آن وقایع هنوز پر رنگ است و مرا به وجد میآورد.

مطالعه، اصل مشورت و بهرهگیری از نظرات دیگران میتواند بهعنوان مهمترین فاکتور موفقیت بهشمار رود، لذا انسان نباید تصور کند که عقل کل است.

آدمی با تجربه زاده نمیشود، بلکه در کار است که ساخته میشود. بیشتر مشکلات کاری در دریا و در عملیات دریایی برای من پیش آمده که البته ما با تدبیر بیشتر، حوصله و تسلط بر خود، مشکلها را رفع میکردیم. در بخش اداری نیز با گفتوگو و بررسی راهحلی مییافتیم.

بالاخره بعد از ۳۰ سال خدمت در سازمان بنادر، دیگر این سازمان بخشی یا تکهای از پازل شخصیت و هویت ما را تشکیل میدهد. چه بخواهیم و چه نخواهیم، در ابتدای بازنشستگی، دلتنگی امری طبیعی است و بازنشسته کمکم با آهنگی سرد و یکنواخت به فراموشی سپرده میشود، تا جایی که حتی ممکن است شرایطی ایجاد شود که فردی به هنگام مراجعه به دستگاهی که عمر خود را در آن هزینه کرده است، او را نشناسند و بعضا در برخوردی عزت و حرمتی در شأن و منزلت ایشان فراهم نشود.

اگر این فرزانگان بازنشسته که مشحون از تجارب شغلی خود هستند، به فراموشی سپرده نشوند، آنها را گرد هم آورند، رابطه برقرار کنند و به طریقهی طوفان فکری (Brain storming) و اصل مشارکت بهره بگیرند، اتفاقات خوبی میافتد؛ چراکه این تجربه را افراد شاغل سالها بعد به دست خواهند آورد.

ناگفته نماند، بازنشستگی حادثهی مهمی در چرخه زندگی است. البته افراد باید قادر به پذیرفتن این اندیشه بشوند که میتوانند بهطور موفق و با سربلندی، بدون اینکه اشتغال به شغلی داشته باشند، از زندگی این دوران لذت ببرند، مشروط بر اینکه دستگاه سازمانی، بازنشسته را تامین کند. بنده در حال حاضر سرگرم بازی با نوههایم هستم، گاهی کتابهای مورد علاقهام را مطالعه میکنم و در انجام امور مرتبط با منزل به همسرم کمک میکنم.     |

۲۵ مهر ۱۴۰۰ ۱۵:۰۳