پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

به سمت کار در دریا و بندر پرتاب شدم

بهزاد سیف‌اللهی
به سمت کار در دریا و بندر پرتاب شدم

در سال 1338 به دنیا آمدم. در سال 1354 دانشجوی مهندسی برق شدم و پس از انقلاب فرهنگی در سال 1363 فارغالتحصیل این رشته شدم. ازدواج کردهام و سه فرزند دارم.

بعد از پایان جنگ در آذرماه 1367 بنا به دعوت و دستور دوست عزیزم آقای مدد که مدیرعامل وقت سازمان بودند، بهصورت موقت و بهصورت نیروی قراردادی وارد سازمان شده و با توجه به تجربه چندسالهام در مدیریت و برنامهریزی، مسئولیت دفتر برنامهریزی و آموزش را که بعدها به ادارهکل تبدیل شد، پذیرفتم. در سال 1369 به سوئد اعزام شده و در سال 1371 در رشته مدیریت بنادر و دریانوردی با اخذ مدرک کارشناسی ارشد به کشور بازگشتم. بعد از چند روز در سمت معاونت فنی و مهندسی و عضو هیئت عامل مشغول به کار شده و سپس در سال 1378 در سمت معاون عملیات و امور بندری انجاموظیفه کردم. تا سال 1380 در این سمت بودم که با توجه به اختلاف نظری که با وزیر راه و ترابری وقت داشتم، استعفا داده و از سازمان به شرکت «کشتیرانی بنیاد» مامور شدم. در سال 1385 به شرکت «تایدواتر» مامور شده و با فروش سهام سازمان در آن شرکت در سال 1387 استعفا داده و از سازمان بنادر بازنشسته شدم.

پیش از ورود به سازمان بنادر و دریانوردی بههیچوجه فکر نمیکردم روزی در این سازمان مشغول به کار شوم. با توجه به علاقهام به رشته برق، آرزویم داشتن شرکتی تولیدی، طراحی یا اجرایی در همین رشته بود. درست در زمانی که با دو نفر از مهندسان فرمانده جنگ تصمیم به احیای شرکتی به منظور انجام پروژههای تاسیسات برق فشار قوی کردیم، به دریا و بندر پرتاب شدم. البته پرتابی که تاکنون نتوانستهام خود را قانع کنم که از آن خارج شوم.

حضورم در سازمان همزمان با پایان جنگ و ورود تعدادی از بسیجیان خالصی بود که روزی برای دفاع از این مرز و بوم به جبههها رفته بودند و با پایان جنگ بدون هیچ ادعایی آمده بودند تا جای همرزمان خود را در مسیر سازندگی کشور پر کنند. آقای حسینی که تا سال 1378 معاون عملیات سازمان بود، همواره از صمیم قلب میگفت که دوستان ما شهید شدند و ما باید شهادتطلبانه کار کنیم تا مدیون آنها نباشیم.

در دهه 70، ارتباط بین همکارانم از مدیران ارشد سازمان گرفته تا پایینترین ردههای سازمانی، با استفاده از روشهایی که هم خداپسندانه بود و هم روشهای نوین مدیریت توصیه میکند، مانند تجمع و تعامل همکاران و خانوادههای ایشان در محیطهای غیر کاری که اثری از ردههای سازمانی در آنجا نباشد، موجب ایجاد فضای سازمانی بسیار صمیمانه و دلچسبی بود که علاوه بر ایجاد آرامش و کاهش تنشهای فیمابین افراد، اثرات کاری بالایی در راندمان ایشان به هنگام کار داشت.

فکر میکنم چیزهای مهمی وجود دارد که آدمها برای موفقشدن در کارشان باید لحاظ کنند، ازجمله انتخاب محل و پست شغلی متناسب با علاقه، تخصص و دانش خود و نه بر اساس رتبه سازمانی و ارتباطات غیر اصولی، آمادگی اخذ دانش، داشتن روحیه دانشجویی تا پایان عمر و همچنین غیرت و همیت نسبت به سازمان خود تا آنجا که به منافع ملی آسیب نرسد.

روزهای اولی که به معاونت فنی و مهندسی سازمان منصوب شدم، با اسنادی مواجه شدم که نشاندهنده خطا و سوءاستفاده افرادی از کارمندان این معاونت در ردههای کارشناسی تا رؤسای دو اداره بود. ظرف مدت 4 ماه تلاش کردیم که با سخنرانی و صحبتکردنهای جمعی و ترغیب ایشان بهصورت غیر مستقیم، ایشان را مجاب به معرفی خود و اعتراف به خطاهای گذشته کنیم. دو نفر اعتراف کرده و بدون آنکه کسی متوجه شود، بهصورت آبرومندانه از سازمان جدا شدند، لیکن تعداد دیگری که خود را معرفی نکردند، به مراجع قضایی معرفی کردیم که متاسفانه همگی گناهکار شناخته شده و به زندان، رد مال و اخراج محکوم شدند. دوره بسیار سختی بود و خوشحالم که هیچگاه مجددا مجبور به مواجهه با چنین وضعیتی نشدم.

دلتنگی امری طبیعی است، لیکن تغییر هم از حقایق زندگی است. از آنجا که ارتباطم با سازمان هرگز قطع نشده، با افراد جدید هم اخت شدهام.

پیشنهادی که چند بار با مدیران ارشد سازمان در میان گذاشتهام، تشکیل شرکت «مشاوره مدیریت بندری و دریایی» متشکل از کارشناسان خبره و بازنشسته این صنعت، بهصورت صددرصد خصوصی است که مورد توجه قرار گرفته است. افرادی هم در این خصوص همفکری داشته و اعلام آمادگی کردهاند. امیدوارم روزی محقق شود.

خوشبختانه از زمان بازنشستگی تاکنون ارتباطم با مباحث بندری ادامه داشته است. مدیریت ساخت پروژههای بندری برای سرمایهگذاران بخش خصوصی داخلی و خارجی و مدیریت پروژه مطالعات طرح جامع بندر شهیدرجایی ازجمله فعالیتهای اخیر من است. هنوز فکر میکنم که جوان هستم و باید چیزهای بیشتری یاد بگیرم و البته بسیار دوست دارم که آن چیزی که در این سالها آموختهام، به جوانانی که علاقهمند باشند، در طبق اخلاص هدیه کنم.

از اینکه مجلهی شما به یاد ما پیرمردان سازمان (برخلاف جملهی قبل!) افتاده است، تشکر میکنم و برای شما آرزوی موفقیت دارم.   |

۲۵ مهر ۱۴۰۰ ۱۵:۰۰