پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

اندوخته‌های تخصصی‌ام را مدیون سازمان بنادر هستم

علیرضا ساطعی
اندوخته‌های تخصصی‌ام را مدیون سازمان بنادر هستم

آبانماه ۱۳۶۹ بهعنوان «معاون اداری مالی ادارهکل بنادر و دریانوردی استان هرمزگان» به سازمان آمدم و در دیماه ۱۳۸۸ با عنوان «معاون امور بندری سازمان» بازنشسته شدم.

ابتدا معاون اداری مالی و معاون طرح توسعه ادارهکل بنادر و دریانوردی استان هرمزگان بودم و سپس به ترتیب، رئیس اداره برنامه و بودجه، رئیس اداره آموزش و مدیرکل استاندارهای آموزشی و گواهینامههای دریانوردی سازمان و بعد از فراغت از تحصیل از دانشگاه جهانی دریانوردی بهعنوان مدیرکل بنادر و دریانوردی استان بوشهر و در نهایت معاون امور بندری و عضو هیئت عامل سازمان شدم که با همین سمت در دیماه ۱۳۸۸ نیز به افتخار بازنشستگی نائل آمدم.

هیچوقت فکر نمیکردم یک روزی در سازمان بنادر و دریانوردی کار کنم.

یکی از ویژگیهای جذاب محیط کاریام، کارکردن در سازمانی بود که همواره امکان یادگیری را برای کارکنان خود فراهم و بهطور مداوم خودش را نیز متحول میکرد. علاوه بر این، وجود همدلی و انگیزه بالا همراه با تلاش و کوشش مستمر و خالصانه مدیران و کارکنان و بهکارگیری همزمان علم و تجربه برای تحقق اهداف تعیینشده برای پیشرفت و توسعه و رونق بنادر کشور از دیگر جذابیتهای محیط کاریام بود، اما در کنار این ویژگیهای مثبت و ارزشمند، مسائل حاشیهای جانبی و دخالتهای غیر حرفهای و غیر تخصصی در وظایف سازمان، همواره از عوامل آزاردهنده محیط کاری بودهاند.

 

از اینکه دست تقدیر من را به سازمان بنادر کشاند، افتخار میکنم و خدای بزرگ را بسیار بر این نعمت شاکرم که امکان خدمت، رشد، تعالی و کسب تجارب بسیار ارزشمندی را در این سازمان برایم فراهم کرد. تمام اندوختههای تخصصی و حرفهای خود را مدیون سازمان بنادر میدانم و از این رو افتخار میکنم و بر خود میبالم.

طی قریب به ۲۰ سال خدمت در سازمان بنادر، خاطرات تلخ و شیرین بسیاری دارم که البته خوشبختانه بیشتر این خاطرات شیرین بوده است. تمامی روزها و ایام خدمت در بندر شهیدرجایی برایم دلانگیز است. مرور و یادآوری خاطرات آن دوران که واقعا کمنظیر بود، مرا به وجد میآورد و اشک در چشمانم حلقه میزند. بندر شهیدرجایی بهمثابه یک دانشگاه بزرگ بود که هر روز برای ما درسهای آموختنی بسیاری داشت. این بندر در اجرای بسیاری از سیاستها و طرحهای نوین سازمان پیشرو بود. در اینجا اجازه میخواهم یادی کنم از برادر عزیز و گرامی جناب آقای انصاری، مدیرکل وقت بندر، که فراهمکردن چنین محیطی، مدیون و مرهون نظرات، دیدگاهها و رویکردهای مدیریتی ایشان بود. علاوه بر این، ایام خدمتم در بندر بوشهر نیز از دورههای استثنایی عمر خدمتیام بود که مملو از خاطرات شیرین و بهیادماندنی است که مهمترین آنها، انجام لایروبی اساسی کانالهای بیرونی، داخلی و طرح توسعه بندر بوشهر است که مثل نگینی میدرخشد.

انگیزه قوی، اهداف متعالی، یادگیری مستمر و تلاش و کوشش برای دستیابی به اهداف تعریفشده، به شرطی که همراه با ایمان و اخلاص و صفات پسندیده اخلاقی باشد، راه موفقیت است.

تابستان سال 1370 که بهعلت تشرف مدیرکل بندر شهیدرجایی به حج، جانشین ایشان بودم، به ما اطلاع دادند یک کشتی جنرالکارگو که در اطراف آبهای بندر عباس لنگر انداخته، مورد تهدید هواپیماهای آمریکایی قرار گرفته و اعلام کردند این کشتی مشکوک به حمل بمبهای شیمیایی و برخی تجهیزات نظامی ممنوعه به مقصد ایران است. تهدید کرده بودند اگر کشتی اطلاعات لازم را در مورد محموله و مقصدش به آنها ندهد، آن را مورد حمله قرار میدهند. مسئولان ما نیز اعلام کرده بودند که این کشتی هیچ ارتباطی به ایران ندارد، اما چون در حوالی آبهای ایران لنگر انداخته و هر گونه حمله و تعرض به آن ممکن است منجر به آلودگی در آبهای ساحلی کشور شود، اجازه نمیدهد که این کشتی مورد حمله آمریکاییها قرار بگیرد. طی چندین روزی که این ماجرا طول کشید، ما در یک کمیته مشترک در کنار فرماندهان نیروی دریایی ارتش بودیم و شرایط و لحظات بسیار سخت و پراسترسی پیش آمد که قابل توصیف نیست.

از آنجا که با تمام وجود سازمان را دوست دارم و همانطور که عرض کردم، تمام داشتههای تخصصی و حرفهایام را مدیون و مرهون سازمان میدانم، لذا سازمان را با همان ویژگیهای مثبت و ارزشمند دوران خدمتم که به آنها اشاره کردم، در ذهن خودم حفظ کردهام و گاهی که با برخی از همکاران قدیمی خاطرات آن ایام را مرور میکنیم، سراسر شور و شعف میشوم. با این حال، هرچه زمان میگذرد، امثال بنده که عمر و جوانی خود را برای سربلندی و سرآمدی سازمان صرف کردهایم، آهستهآهسته به فراموشی سپرده شده و برای سازمان، مدیران و کارکنانش بیگانهتر و غریبهتر میشویم که بسیار دردناک و غمانگیز است.

هیچ نظام مدون و منسجمی برای انتقال تجارب بازنشستگان که سرمایههای عظیمی هستند وجود ندارد. راههای بسیاری برای استفاده از تجارب بازنشستگان وجود دارد، اما متاسفانه برخی قوانین دستوپاگیر و برخی تنگنظریها و کوتهفکریها مانع بهکارگیری دانش و تجارب آنها میشود که نتیجهاش در نهایت محرومیت سازمان از این سرمایه عظیم است.

به کار خاصی مشغول نیستم و بیشتر درگیر مسائل شخصی و خانوادگیام هستم و به مطالعه میپردازم.   |

۲۵ مهر ۱۴۰۰ ۱۴:۵۷