پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

فکر نمی‌کردم روزی به کار در دریا مشغول شوم

عبدالعلی بیت سیاح
فکر نمی‌کردم روزی به کار در دریا مشغول شوم

متولد سال ۱۳۳۰ هستم و در آبادان به دنیا آمدهام. سه فرزند دارم که دو تای آنها پسر و یکی از آنها دختر است. همسرم را از دست دادهام که انشاءالله روحشان شاد باشد و خداوند ایشان را بیامرزد. چهار نوه هم دارم که برایشان آرزوی سلامتی و تندرستی میکنم. من خیلی ساده جذب سازمان بنادر و دریانوردی شدم. سال ۱۳۵۳ سازمان بنادر و دریانوردی چند فروند یدکش از کشور ژاپن خریداری کرد و برای تکمیل نیرو و کار بر روی آنها به نیروی انسانی نیاز داشت که من در مصاحبهای که ترتیب داده بودند، شرکت کردم و پس از گذراندن مصاحبه و دوره کارآموزی عملی و تئوری در آموزشگاه بندر خرمشهر، به این صنعت ورود پیدا کردم و مشغول به کار شدم.

 

تمامی ۳۰ سال خدمت خود را در واحد عملیات امور دریایی گذراندم و مسئولیتهایی ازجمله فرماندهی یدکش تا فرماندهی کشتیهای لایروب و مسئولیت امور دریایی را برعهده داشتم.

 

در دوران جوانی اصلا فکر نمیکردم که روزی به کار در دریا مشغول شوم. کار در دریا به همان اندازه که به نظر عامه مردم کاری مفرح و لذتبخش است، با مخاطرات بسیاری هم همراه است و هر لحظه بیدقتی و سهلانگاری موجب خسارات مالی و جانی زیادی خواهد شد. البته خوشبختانه در این شغل برای من حادثه تلخی که بخواهد زندگیام را تحت شعاع قرار بدهد، رخ نداده، اما نوع این شغل به شکلی است که همیشه با حوادث و استرس فراوان همراه بوده است، کما اینکه خود من لحظات تلخ و غمانگیز زیادی را مشاهده کردم. یکی از جذابیتهای این شغل هم روبهروشدن با مسئولان و مردمی است که گاهی برای دید و بازدید وارد کشتی میشوند. وقتی آنها را میدیدم که از ما سؤال میکردند و منتظر جواب بودند و لذت میبردند، من هم خوشحال میشدم و نسبت به شغلم رضایت پیدا میکردم.

 

با شروع جنگ ناجوانمردانه و حملات دشمن، وارد عرصه دیگری از فعالیتهای خود شدم و شاهد اتفاقات تلخ و شیرین زیادی بودم. متاسفانه در طول جنگ، بنادر و شناورها مورد اصابت موشک قرار میگرفتند و بسیاری از همکاران عزیز ما شهید شدند. انشاءالله روحشان شاد باشد.

 

در دوران خدمت چالشهای زشت و زیبای زیادی داشتم. یادم است یک کشتی مورد هجوم موشک قرار گرفت و در حال سوختن بود که اقدام به خاموشکردن آن کردیم و شاید برای عدهای غیر قابل باور باشد که طنابهای مهار کشتی با آن قطر پاره شدند و کشتی از اسکله بر اثر طوفان جدا شد و حالا باید کشتی را با لنگر و موتور نگه میداشتیم. واقعا لحظات بسیار سختی بود.

 

در مدت دوران خدمتم با اتفاقات و حوادث زیادی مواجه شدم و خوشبختانه توانستم به سلامتی از آنها عبور کنم. یکی از خاطرات فراموش نشدنیام مربوط به 12 تیرماه سال 1367 بود که با کشتی دزفول در جزیره قشم مشغول به عملیات لایروبی بودیم که از مرکز کنترل بندر شهیدرجایی به ما اعلام کردند تا پس از لنگربرداری برای کمک به جنوب جزیره هنگام عزیمت کنید. ما پس از طی طریق وارد آن منطقه شدیم که متاسفانه با صحنه دلخراشی مواجه شدیم. در واقع با دیدن آن صحنه متوجه ماموریت خودمان شدیم. ما دیدیم هواپیمای مسافربری که از بندر عباس به سمت دوبی در حال پرواز بوده است، مورد اصابت موشک ناو آمریکایی قرار گرفته و اجساد متلاشیشدهی هموطنان به آبهای خلیج فارس افتاده است. ما شروع به جمعآوری اجساد کردیم، روی آنها را پوشاندیم و آنها را در ساحل تحویل دادیم که صحنهای بسیار غمانگیز و فراموشنشدنی بود و همه ما را متاثر کرد. پس از قطعنامه به بندر امام بازگشتم، به عملیات لایروبی اسکلهها و کانال مشغول شدم و اسکلهها و کانال ورودی را برای ورود کشتیهای سایز بزرگ آماده بهرهبرداری کردم.

 

در مورد اینکه آیا از تجربیات من و امثال من در سازمان استفاده شده است یا نه، باید بگویم که بهشخصه توقعی جز احترام ندارم، زیرا به قول اغلب خبرنگاران من کاپیتان دومنظوره هستم؛ پیشکسوت دو جبههی ورزش و دریا!

 

از خداوند متعال برای شما آرزوی موفقیت دارم و بسیار سپاسگزار هستم که یادی از پرسنل گذشته و بازنشسته سازمان بنادر و دریانوردی میکنید. این کار شما باعث خرسندی ما میشود و روحیه مضاعفی در ما ایجاد کرده و شخص بنده را به ادامه حیات امیدوار می‌کند.
۲۵ مهر ۱۴۰۰ ۱۴:۳۰