پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

اهمیت به ورزش یکی از بهترین کارهای سازمان بود

خدیجه بهارزاده
اهمیت به ورزش یکی از بهترین کارهای سازمان بود

کارمند بازنشسته واحد اداری و مالی بندر امامخمینی(ره) هستم. در سال 1353 به واسطهی یکی از اقوام با اداره بندر آشنا شدم و بهعنوان مسئول تنظیم صورتحسابهای کشتیها در مخابرات دریایی (قسمت بیسیم) مشغول به کار شدم.

 

ابتدا مسئول تنظیم صورتحسابهای کشتیها در مخابرات دریایی بودم و پس از مدتی به دفتر مدیرکل منتقل شدم. سه سال پس از استخدام در سازمان، با مسئول امور اداری، آقای قاسم بهبهانی، ازدواج کردم و پس از چند سال انجاموظیفه در کارگزینی، به واحد اداری و مالی رفتم و با پست مسئول دفتر معاونت اداری و مالی در سازمان بازنشسته شدم.

 

در دوران جوانی اصلا فکر نمیکردم در اداره بندر استخدام شوم، ولی اکنون که به این مسیر نگاه میکنم، از این راهی که آمدهام پشیمان نیستم، چون کارم را دوست داشتم و به آن علاقهمند بودم.

 

از جذابیتهای محل کارم در آن دوران میتوانم به داشتن همکاران خوب اشاره کنم که در کنار هم لحظات خوب و خوشی را سپری میکردیم و دوران بسیار خوبی داشتیم، اما یکی از بدترین خاطرات، وجود برخی بیعدالتیها در اداره بود که برای مقابله با آن کاری از دست ما برنمیآمد و همین مسئله باعث ناراحتی ما میشد.

 

تابهحال به این موضوع فکر نکردهام که اگر به جوانی برمیگشتم، چه کار میکردم و آیا دوباره به سازمان میآمدم یا نه، ولی قطعا با تحصیلات بالاتری وارد جامعه میشدم و ممکن بود که به شغل دیگری روی بیاورم.

 

پررنگترین خاطرهای که از دوران خدمتم به یادم مانده است، مسابقات سراسری بنادر بود که با همکاران و خانواده آنها به این مسابقات اعزام میشدیم. اهمیت به ورزش یکی از بهترین کارهای سازمان بنادر و دریانوردی بود. من در آن دوران سرپرست و بازیکن تیم والیبال بودم و دوران خوبی را پشت سر میگذاشتم. حضور در تیم والیبال سازمان برای ما هم جنبهی ورزشی داشت و هم باعث آشنایی ما با سایر همکاران عزیز در بنادر دیگر میشد و صمیمت بین ما افزایش پیدا میکرد.

 

به اعتقاد من، مهمترین عامل موفقیت، مردمداری و دلبستن به کار و انجاموظیفه به بهترین شکل است. اگر افراد این عوامل را سرلوحه کار خود قرار بدهند، قطعا موفق خواهند شد.

 

خوشبختانه هرگز در کارم مشکلی نداشتم و بهسختی خاصی برنخوردم که برجسته باشد و در ذهنم مانده باشد، اما اگر مشکلی هم پیش آمده، با درایت توانستهام آن را حل کنم. ما سختترین موقعیت کاری را در هشت سال دوران دفاع مقدس تجربه کردیم. آن موقع عراق قصد داشت اقتصاد ایران را نابود کند و اولین هدفش اسکلهها و پتروشیمی بندر امامخمینی(ره) بود. به همین خاطر روزی نبود که هواپیماهای جنگنده عراق به این بندر حمله نکنند و ما هر روز این حملات را از نزدیک مشاهده میکردیم. متاسفانه تا سالهای آخر جنگ، ما حتی سنگر هم نداشتیم. امان از روزی که هواپیماها، دیوار صوتی را میشکستند، آن موقع درها و پنجرهها از جا کنده میشدند و شیشهها مثل ترکش به اطراف پرتاب میشدند. متاسفانه بسیاری از همکاران ما در آن سالها به درجه شهادت نائل شدند و برخی دیگر هم بر اثر اصابت موشک جانباز شدند. از آن دوران بدترین تجربه را هم خانمها دارند، زیرا وقتی باردار بودند به آنها مرخصی نمیدادند و مجبور بودند تا روز زایمان سر کار بروند. به هر حال موقعیت جنگی بود و کاری نمیشد کرد.

 

همیشه دلتنگ کار و محل کارم هستم، چون اصولا کارهای اجتماعی را دوست دارم، از خدمتکردن به مردم لذت میبرم و روحیه میگیرم.

 

خوشبختانه سازمان بنادر و دریانوردی در سالهای اخیر با دید بازتری به بازنشستگان نگاه میکند. توجه و تسهیلات به این قشر ضعیف نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده است، اما بزرگترین مشکل بازنشستگان که دغدغه اصلی آنها نیز هست، استخدام فرزندانشان به جای آنهاست که امیدوارم به این امر توجه بیشتری کنند. جا دارد از زحمات بیدریغ آقای جهاندار که واقعا به هر شکلی که شده بازنشستگان را مورد لطف و عنایت خود قرار میدهند و همچنین برادران زحمتکش کانون ازجمله آقایان طباطبایی، گرگپور، سرخیل، علیزاده و ضیایی تشکر و قدردانی کنم.

 

این روزها در کنار خانواده و نوههای عزیزم از زندگی لذت میبرم و البته افتخار این را دارم که مسئول ورزش خانمهای بازنشسته و خانوادههای بازنشستگان باشم.   |
۲۵ مهر ۱۴۰۰ ۱۴:۰۴