پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

خاطره بدی از دوران کاری‌ام ندارم

مختار بابایی
خاطره بدی از دوران کاری‌ام ندارم
 

متولد سال۱۳۳۰ هستم. من از ابتدا کارمند آموزشی فنی و حرفهای بودم و به مدت هشت سال در رشته برق ساختمان آموزش میدادم. از آنجایی که من از فوتبالیستهای قدیمی نیز بودم، باید در جایی زندگی میکردم که آن شهر در جام تخت جمشید تیم فوتبال داشته باشد. من از بازیکنهای تیم سپاهان و ذوبآهن اصفهان بودم که بعدها به نوشهر رفتم و به سمت سرپرست آموزش فنی وحرفهای منصوب شدم. آن موقع اداره نوشهر برایم جذابیت چندانی نداشت و به همین خاطر خودم را به کرمان منتقل کردم. در آنجا نیز نتوانستم پیشرفت کنم و از آنها خواستم که من را به یکی از ادارات نوشهر انتقال بدهند. البته این انتقال کار راحتی نبود. در آنجا یکی از دوستان فوتبالیست، آقای حکیمی مهر به من کمک بسیار زیادی کرد. در نهایت در بندر نوشهر به سمت موتوریست انتقالی گرفتم. پس از مدت کوتاهی که در بندر نوشهر فعالیت داشتم و کار میکردم، مرا بهعنوان موتوریست کشتی مهر که بویهگذار بود، به بندر بوشهر انتقال دادند. خوشبختانه کشتی «مهر» دائما در ماموریت بود و من به واسطه سفرهای دریایی که داشتم از کار دریانوردی خوشم آمد و به این حرفه علاقهمند شدم. در واقع من هم کار برق و موتور کشتی را انجام میدادم و هم درحین دریانوردی سکان می‌‌گرفتیم. یک محیط دوستانهای در کشتی «مهر» حاکم بود که من با خودم گفتم حتما باید دریانورد شوم. پس از دو سال به کشتی «حجاز» در بندر عباس انتقال یافتم و مجددا پس از دو سال به نوشهر برگشتم.

 

پس از مدتی فرمانده کشتی لایروب ارس شدم. پس از آن بهعنوان راهنما در کشتی به فعالیتم ادامه دادم. از آنجایی که کار راهنمای کشتی، برای من بسیار متنوع بود و به آن عادت کرده بودم، تصمیم گرفتم در همان قسمت بمانم. البته بد نیست در این فرصت بهدستآمده از دو نفر تشکر کنم، چون آنها در این راه بسیار مشوق من بودند و من را به انجام این کار ترغیب میکردند. در آن زمان آقای دکتر هادی حقشناس معاون عملیات دریایی بودند و همچنین آقای حسینی معاونت عملیات بندری را بر عهده داشتند. این دو عزیز در دریانوردشدن من بسیار تاثیرگذار بودند و همیشه من را به این کار تشویق میکردند.

 

اگر زمان به عقب برمیگشت باز هم با دقت بیشتری رشته دریانوردی را انتخاب میکردم و در این مسیر به راهم ادامه میدادم.

 

پررنگترین خاطره من مربوط به دوران مسابقات بنادر است که سالی یک بار برگزار میشد و من به همراه دوستان و همکارانم در آن مسابقات شرکت میکردم. ما علاوه بر اینکه به رقابت میپرداختیم، دور هم جمع میشدیم و خوش میگذراندیم. در واقع من میتوانم بگویم که آدم خوششانسی بودم، چون در دوران کاریام دوستان صمیمی و همکاران خوبی داشتم و به خاطر همین هیچ خاطره بدی از دوران کاریام ندارم که خدمت شما عرض کنم.

 

به نظر من برای موفقیت در کار چند فاکتور و عامل مهم را باید در نظر گرفت و به آنها توجه داشت که یکی از آنها تلاش و پشتکار است و دیگری عشق به کار. من کارم را با عشق و علاقه انجام میدادم و آن را دوست داشتم.

 

همانطور که گفتم، من کارم را دوست داشتم و به همین خاطر برای من سختی کار وجود نداشت و موقعیت سختی را به خاطر نمیآورم. من همیشه کارم را انجام میدادم. همیشه ۲۵ فروند کشتی در لنگرگاه بود و همین مسئله وقت استراحت را از ما میگرفت. با این حال من همیشه کارم را انجام میدادم و از انجام آن لذت میبردم.

 

هر وقت به گذشته نگاه میکنم به یاد همکارانم میافتم که در آن دوران بسیار بامعرفت و خوب بودند و همیشه از دیدن آنها شاد میشدم و لذت میبردم. خوشبختانه این شانس را داشتم که همکاران دوستداشتنی و مهربانی داشته باشم و همین موضوع باعث میشود که اگر قرار باشد به گذشته برگردم، دوباره همین مسیر را انتخاب کنم.

 

امثال من تجربیات بیشماری در کار دریانوردی دارند که اگر از تجربیات ما استفاده میکردند، اتفاقات بهتری میافتاد و میتوانست برای ادامه این مسیر راهگشا باشد.

 

در حال حاضر بیکار هستم و از زندگی لذت میبرم، چون به کار کشاورزی و باغداری علاقه دارم و انجام این کار را هم دوست دارم. این روزها کم و بیش به کار باغبانی مشغول هستم و از دیدن درختان مرکبات و سیاهریشه و میوههای آنها لذت میبرم.   
۲۵ مهر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۵