پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

عاشق فعالیت‌های بندری و دریایی بودم

مرتضی آسیابان‌پور
عاشق فعالیت‌های بندری و دریایی بودم

متولد بیستوششم اردیبهشت 1342 در یزد هستم. دوره کارشناسی خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه شهیدباهنر کرمان با معدل الف گذراندهام. در سال 1366 فارغالتحصیل شده و مصمم بودم تا در جایی کار کنم که از اندوختههای دوره کارشناسیام بهصورتی مناسب استفاده کنم و تنها جایی که در آن زمان، یعنی بهمن 1366 به نظرم رسید که بهطور گسترده و تخصصی با زبان انگلیسی سروکار دارد، بنادر ایران و صد البته بندر بزرگ و تازهتاسیس شهیدرجایی بود. ازاینرو از پسرخالهام، ابراهیم کارگر بیده، که در آن زمان کارمند رسمی سازمان بنادر و دریانوردی و از مهاجران جنگ تحمیلی از بندر خرمشهر بود مشورت گرفتم و ایشان نیز بهنحوی شایسته مرا راهنمایی کردند و در ابتدای ورود به این شغل نیز مشاور و همراه من بودند.

 

در ابتدا بهعنوان کارشناس اداره آموزش بندر شهیدرجایی مشغول به کار شدم که شروع بسیار خوبی بود. بعد در ادامه در آبانماه 1373 بهعنوان رئیس اداره آموزش بندر شهیدرجایی انتخاب شدم. پس از چهار سال مدیریت در آن مجموعه در خردادماه 1377 به معاونت طرح و توسعه منصوب شدم که دامنهی فعالیت آن بسیار متنوعتر و چالشبرانگیز بود. بعد از آن برای کسب تجربه در سطح مدیر یک بندر بهعنوان مدیر بنادر و دریانوردی شرق استان (بندر شهیدباهنر) منصوب شدم. سپس در ابتدای سال 1384 به سازمان مرکزی در تهران منتقل شده و بهعنوان رئیس اداره آموزش به خدمت خود ادامه دادم. در سال 1387 به سرپرستی ادارهکل استانداردهای آموزشی و گواهینامههای دریانوردی انتخاب شدم. در پاییز 1390 بهعنوان معاون اداری و مالی ادارهکل بنادر و دریانوردی استان هرمزگان برگزیده و در بهمنماه 1393 به شکل نامناسبی بدون هیچ دلیل منطقی و خطایی از آن پست برکنار شدم و تا پایان خدمت، یعنی 11 مهرماه 1400، بهعنوان کارشناس مسئول ارزشیابی و رسیدگی به شکایات به خدمت ادامه دادم.

 

تا سال سوم دوره کارشناسی در دانشگاه هرگز فکر نمیکردم در سازمان بنادر و دریانوردی مشغول به کار شوم. اوایل سال چهارم دوره کارشناسی طی سفری که به بندر عباس داشتم و از مجتمع عظیم بندری شهیدرجایی بازدید کردم، شغل و محل کار آینده خود را انتخاب کردم.

 

عضویت در یک تیم بسیار بزرگ ستادی و عملیاتی در مرجع دریایی کشور که مجموعه بزرگ بندر شهیدرجایی را راهبری و مدیریت میکرد، برایم جذاب و افتخارآفرین بود. محیط کار من هرگز دارای ویژگی بد و ناخوشایندی نبود. گاهی تغییر مدیریتها و برخوردهای غیر حرفهای و خارج از چارچوبهای شغلی و قانونی بهخصوص در هفت سال آخر خدمت و برخوردهای نامناسب آنها با کارمندان قدیمی و مدیرانی چون من آزاردهنده بود ولی در کل همیشه عاشق محل کار و فعالیتهای بندری و دریایی بودم.

 

این مسیر را با علاقه انتخاب کردم و با علاقه و پشتکار بسیار ادامه دادم و تکتک روزهای این ۳۵ سال از بهترین روزهای زندگی من بودند. گاهی فکر میکنم اگر هم پزشک میشدم، تجربه خوبی بود، ولی مسیر من از دبیرستان برای پزشکشدن تغییر کرده بود و هماکنون از انتخابی که داشتهام بسیار خوشنودم.

 

همهی خاطرات پررنگ و زیبا هستند، ولی هیچ خاطرهای زیباتر و ماندگارتر از سفر دریایی با حدود ۷۰ نفر از کارکنان سازمان با کشتی آموزشی قدس در پاییز ۱۳۷۹ به بندر جده و زیارت مکه مکرمه و مدینه منوره برای من نبوده است. لحظهلحظهی آن سفر خاطره بود.


عاری از هر گونه شعارزدگی باید بگویم، یاد خدا، مردم
داری، توجه به اهداف سازمانی و مسئولیتهای اجتماعی سازمان، بهطور قطع عامل موفقیت من بوده است. از عوامل موثر دیگر در آن، توجه به تجربیات دیگران و مشورت با افراد دانا و باتجربه میتوانم نام ببرم. یادگیری و یاددادن نیز راحتترین، ارزانترین و بهترین روش برای موفقیت است.

 

در سال ۱۳۷۷ بهعنوان معاونت طرح و توسعه منصوب شدم. در آن دوره طرح ارائه خدمات تکپنجره به حیثیت سازمان گره خورده بود و از سویی بخشهای پایانی پروژه شبکه جامع ناتمام بود و من نمی دانستم چه باید کرد. درایت مدیرکل وقت راهگشا بود و آقای حسین باقری و خانم پروین تاجیک از مهندسان و کارشناسان شبکه و آقای مهدی جانباز رئیس وقت اداره آمار و انفورماتیک در آن زمان به کمک سایر همکاران در آن اداره و همچنین همراهی همکاران مرتبط در سازمان، کار شبکه را به اتمام رساندند و طرح ارائه خدمات تکپنجره بهموقع افتتاح و به بهرهبرداری رسید.

 

چه بخواهیم و چه نخواهیم، انسان گنجینهای از لحظات و خاطرات گذشته را با خود دارد که زمینهساز بسیاری از نوستالژیها هستند. من نیز این گنجینه را دارم و دلم برای تکتک مسئولیتها، کارها و اماکن کاریام تنگ میشود. نیروهایی که جدید آمدهاند نیز در نوبت خود به کشورشان خدمت میکنند. آنها فرزندان ما هستند که باید راه ما را در سازمان ادامه دهند. برایشان آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.

 

 کم و بیش شاهد کارهای غیر منسجم بودهام. نمونه اخیر آن چاپ تجربیات کاری دوست و همکار عزیز آقای مهندس حمیدی است که توسط صندوق بازنشستگی سازمان انجام شده است. پیشنهاد من این است که اینگونه موارد بهطور گستردهتر و منسجمتر تهیه و در اختیار نیروهای جوان و تازهاستخدام سازمان قرار گیرد.

 

 این روزها در حال انجام امور تسویهحساب مربوط به بازنشستگی هستم. در ایام بازنشستگی در نظر دارم در مدیریت و هدایت شرکت تجاری که توسط فرزند ارشدم تاسیس شده و فعال نیز هست، به او کمک کنم و زمان بیشتری را در کنار خانوادهام سپری کنم.   

۲۵ مهر ۱۴۰۰ ۱۳:۲۷