سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

چند روایت از دریا و دریانوردی در استان گیلان

دریای خزر؛ ایستگاهِ آخر

دریای خزر؛ ایستگاهِ آخر
زندگی و کار در جوارِ تالاب
سعید برآبادی | بندر انزلی و تالاب این شهر در یک موقعیت و رابطه عجیبی قرار دارند. تاریخِ این شهر از گره‌خوردگی سرنوشت تالاب و فعالیت‌های دریایی بندر می‌گوید، اما واقعیت این است که به گواه اسناد موجود، لااقل در دو دهه گذشته، توسعه‌ی بندر بدون توجه به مسائل و مشکلات زیست‌محیطیِ تالاب پیش رفته و همین موضوع به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های شهروندان انزلی، اداره‌کل بنادر استان و حتی گردشگران بدل شده است تا جایی که حمیدرضا آبایی، مدیرکل بنادر و دریانوردی استان گیلان، در این خصوص می‌گوید: «یکی از دغدغه‌های اصلی ما، بحث احیای تالاب است. مسئله اصلی این است که نباید اقدامات ما در توسعه‌ی فعالیت‌های دریایی بندر انزلی به ایجاد مشکل برای این زیست‌بوم بی‌نظیر ختم شود؛ حالا این اقدامات می‌خواهد ایجاد موج‌شکن باشد، یا توسعه‌ی اسکله‌ها. درنتیجه چنین می‌توان گفت که عمده‌ی فعالیت ما در این حوزه، رصدکردن وضعیت عملکردیِ تالاب از یک‌سو و لایروبی آن از سوی دیگر بوده است.» بر همین اساس، بزرگ‌ترین پروژه‌ی لایروبی تالاب بندر انزلی، پروژه‌ی ایجاد تله‌های رسوب‌گیری جدید و احیای تله‌های رسوب‌گیری گذشته در این تالاب بوده است. 
 
کتابخانه‌ای در دسترس
یکی از ویژگی‌های بندر انزلی، آثار مکتوبِ فراوانی است که در حوزه‌ی دریایی و بندری گردِ تاریخِ دریانوردی این استان به نگارش درآمده؛ آثار و کتاب‌هایی که عموما به‌خاطر  تاریخی‌بودن، کمیاب‌اند و پژوهشگران و علاقه‌مندان کمتر می‌توانند از آن بهره‌ای ببرند. اداره‌کل بنادر و دریانوردی استان گیلان اما در یک اقدام قابل توجه، ضمن مرتب‌سازی و اهدای اسناد مازادِ خود، دست‌به‌کار ایجاد یک کتابخانه مجازی شده است‌. اساس کارِ این کتابخانه، استفاده‌ی رایگان از آرشیو کتبِ دریایی موجود در کتابخانه‌ی بندر انزلی است. کتاب‌ها به‌صورت پی‌دی‌اف و اسکن مرتب‌سازی شده و علاقه‌مندان می‌توانند برای استفاده از آن در سایت این اداره‌کل ثبت نام کرده و به‌خصوص در این روزهای کرونایی، بدون حضور در کتابخانه، از منابع مورد نیاز خود استفاده کنند.
یک پروژه بلندپروازانه گردشگری
بندر انزلی و دیگر بنادر استان گیلان، همواره به‌عنوان مقصد گردشگری، بخش اقتصادی قابل توجهی از سبدِ درآمدی استان را به خود اختصاص داده‌اند. این مسیر اما نباید یک مسیر یک‌طرفه باشد و تعاملی میان این دو ضلع لازم است تا محور توسعه‌ی فعالیت‌های بندری استان از جنس توسعه‌ای پایدار و با درنظرگرفتن ویژگی‌های این اکوسیستم باشد. شاید به همین خاطر است که بخش مهمی از فعالیت‌های توسعه‌ای این اداره‌کل، صرف گسترش فضاهای گردشگری و به‌خصوص گردشگری دریایی این استان شده است. اگر خاطرتان باشد، در مصاحبه با مدیرکل بنادر و دریانوردی استان، موضوع مارینای بزرگ بندر انزلی به میان آمد، اما این مارینا چیست؟ کجا قرار است ساخته شود؟ و ساخته‌شدن آن چه تاثیری بر اقتصادِ دریایی این شهر و گسترش فرهنگ دریامحور دارد؟
به گفته‌ی آبایی، موج‌شکن مشهور شهر ـــ بندر انزلی که در حاشیه‌ی اسکله قرار گرفته، محور اصلی این توسعه و ایجاد ماریناست. اگر درباره‌ی شهرت این موج‌شکن اطلاعاتِ تاریخی ندارید، باید یادآور شد که این سازه‌ی بتونی یکی از مشهورترین سازه‌های دریایی ایران است که عمری بیش از نیم‌قرن داشته و یکی از نشانه‌ها و اِلِمان‌های شهریِ انزلی به حساب می‌آید. 
به گفته‌ی احمد غفارزاده، دبیر کارگروه مطالعات و تحقیقات اداره‌کل بنادر و دریانوردی استان گیلان، در ادامه‌ی این پیاده‌راه می‌توان حوضچه‌ای را دید که قرار است به مارینای این بندر اختصاص پیدا کند؛ فضایی به‌وسعت 12 هکتار که نیمی از آن در دریا و نیمی از آن روی خشکی بنا می‌شود. در انتهای موج‌شکن، هدِ آن قرار دارد که قرار است سازه‌های گردشگری ویژه‌ای در آن ساخته شود؛ ازجمله یک هتل VIP که مهمانان آن می‌توانند منظره‌ی 360 درجه‌ای دریا و شهر را 
به چشم ببینند.
زمان‌بندی ساخت این پروژه‌ی بلندپروازانه سه سال تعریف شده، به‌شرطِ پایانِ کارِ بیماری کووید ـــ 19 و ختم‌به‌خیرشدن این بلای خانه‌مان‌سوز. اداره‌کل بنادر استان در تلاش است که در این سه سال علاوه بر ساخت مارینا، بتواند ترمینال بین‌المللی مسافری دریایی بندر انزلی را هم بسازد که این به معنای بدل‌شدن محدوده‌ی اسکله به یک کارگاه بزرگ عمرانی است. آبایی می‌‌گوید، سرمایه‌گذاران داخلی با شراکت شرکت‌های بزرگ بین‌المللی برای این دو پروژه اعلام آمادگی کرده‌اند. میزانِ سرمایه‌ی‌ اولیه برای ساخت این پروژه‌ها، حداقل 150 میلیارد تومان است و سرمایه‌گذاران این فرصت را پیدا خواهند کرد تا در تنها محدوده‌ای از شهر انزلی که منطقه‌ی آزاد تجاری و صنعتی به‌شمار می‌آید، سرمایه‌گذاری کرده و از تسهیلات قانونی این مناطق آزاد تجاری_ صنعتی بهره ببرند.
ساختِ مجتمع‌های تجاری و فرهنگی، آکواریوم‌ها، هتل‌ها، پارک‌های آبی و ساحلی و... ساختار این پروژه را تشکیل می‌دهد و در صورت به‌ثمررسیدن، درآمد گردشگری شهر می‌تواند به یکی از پایدارترین منابع درآمدی مردمان آن بدل شود.
 
اسکله تمام‌فصل‌ها
شهری که به‌طور میانگین، سالیانه بیش از 186 روز بارندگی دارد، چطور قرار است کارِ بندری خود را به‌صورت 24ساعته و شبانه‌روزی انجام دهد؟! این پرسش و دیگر پرسش‌هایی که بر اساس طرح‌های مطالعاتی این اداره‌کل به وجود آمده، در پروژه‌های عمرانی بندر انزلی تعریف شده است. مدیرکل بنادر و دریانوردی استان، اطلاعات خود را به طرح‌های دفتر مطالعات ارجاع می‌دهد، جایی که پروژه‌ها یک‌به‌یک پیش از عملیاتی‌شدن، مورد مطالعه قرار گرفته و از زوایای مختلف بررسی می‌شوند. پاسخ این مرکز به سؤالات بالا، پاسخی روشن بوده است؛ شهری با چنین شرایط آب و هوایی، نیاز دارد برای انجام فعالیت‌های تخلیه و بارگیری خود که عموما غله است، یک ترمینال چهار فصل و اسکله‌ی سرپوشیده داشته باشد.
سال گذشته، هیئت عامل سازمان بنادر و دریانوردی در مصوبه‌ای، ساخت اسکله‌ی سرپوشیده‌ی تمام‌‌فصل‌ها (All Weather Terminal) را به تصویب رساند و از همان زمان مطالعات روی این طرح آغاز و اکنون منتظر انتخاب مشاور است. این اسکله علاوه بر کاهش سرویس‌تایم و جلوگیری از دموراژ کشتی‌ها، کمک می‌کند که فعالیت‌های بندری و به‌خصوص تخلیه و بارگیری غله، چوب و کاغذ در هر زمان از روز و تحت هر شرایط جوی انجام شود. 
 
مغروقه قروق
اواسط دهه‌ی ۸۰، گزارش‌های پراکنده‌ای از وجودِ شناوری چوبی در آب‌های سواحل قروقِ تالش ارائه شد. طی سال‌های بعد، با کاهش ترازِ آب دریای خزر، به‌تدریج بقایای یک شناور چوبی از آب بیرون زد، اما به دلایل مختلف تا سال گذشته هیچ اقدامی برای بررسی تاریخی این مغروقه انجام نشد تا این‌که اداره‌کل بنادر و دریانوردی استان گیلان با تفاهم‌نامه‌ای از سوی وزارت میراث فرهنگی، مجوز شناسایی و بیرون‌کشیدن این مغروقه را که به کشتی «قروق» معروف است، به دست آورد و برای انجام فعالیت‌های مطالعاتی آن از پژوهشگاه‌ ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوّی به‌عنوان مشاور خود بهره برد. از آن زمان تا امروز مطالعات متعددی روی این کشتی انجام شده؛ از بررسی باستان‌شناسی سطحی منطقه، ژئوفیزیکی زیر بستر محوطه، مطالعات رسوب‌شناسی محوطه، مستندنگاری شناور، سن‌سنجی رادیوکربن چوب، مطالعات چوب‌شناسی و میزان حفظ‌شدگی شناور تا تعیین ابعاد و وزن شناور و نیز معرفی روش‌های حفاظت و مرمت شناور.
به گفته‌ی غفارزاده، بر پایه‌ی کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی زیر آب (دریایی) «شناورها در ابعاد مختلف از قایق تا کشتی، هواپیماها، دیگر وسایل نقلیه یا بخشی از آن‌ها، محموله یا محتوای آن‌ها که برای ‌دوره‌ای خاص یا همیشه و حداقل 100 سال از قدمت آن‌ها گذشته باشد، بخشی از میراث‌ فرهنگی‌ دریایی و بشری محسوب می‌شوند.» همچنین طبق برآورد یونسکو، احتمالا بیش از سه میلیون شناور غرق‌شده در سراسر اقیانوس‌های جهان پراکنده است که تا امروز درصد کمی از آن‌ها مورد پژوهش‌های باستان‌شناختی قرار گرفته است.
یک نکته در بحث بیرون‌آوردن مغروقه‌ها از بستر دریا نباید فراموش شود و آن این‌که ممکن است در نگاه اول، چنین پروژه‌ای مقرون‌به‌صرفه نباشد، اما اگر بدانیم که هدف صرفا بیرون‌آوردن یک کشتی تاریخی از دلِ آب‌ها نیست و در این پروژه ابعاد مهمی از تاریخچه‌ی دریانوردی ایران به‌دست خواهد آمد، شاید آن زمان دریابیم که چطور نجات یک مغروقه می‌تواند فراتر از ارزش‌های مادی و عمل به کنوانسیون‌های سازمان بنادر و دریانوردی، صرفه فرهنگی داشته باشد! درست آن‌طور که غفارزاده تاکید می‌کند: «با انجام مطالعات مردم‌شناسی، اطلاعات با ارزشی در خصوص دریانوردی، کشتیرانی و صیادی ساحل‌نشینان جمع‌آوری شد و مصاحبه با آگاهان و محققان محلی، پیش‌زمینه‌ی مناسبی را در خصوص پیدایش کشتی تاریخی قروق در اختیار هیئت مطالعاتی قرار داد.»
 
نگهبانانِ دریای خزر
درباره‌ی تاریخچه‌ دریانوردی در دریای خزر، سخن بسیار رفته است، اما آن‌چه که می‌تواند در این زمینه راهگشای ما باشد، در کشفِ دوباره‌ی استانِ گیلان و سعیِ دریانوردانِ گیلکی در فتحِ آب‌های شمالی، میراث دریانوردی این استان است. اداره‌کل بنادر و دریانوردی استان گیلان چند سالی است که به‌دنبال یافتن گذشته و میراث دریانوردی این استان است؛ میراثی که با طبیعت و دریا پیوند خورده و سابقه‌ی آن به سال‌ها و بلکه قرنِ پیش می‌رسد. درست است که در این گزارش به کشتیِ تالشی اشاره کردیم و از کتابخانه‌ی اداره‌کل گفتیم که منشوری از میراث دریایی این استان است، اما نباید فراموش کرد که هنوز بخشِ عمده این تاریخ در زیر حجابی از زمان مخفی مانده و برای یافتن آن باید پرده‌ها را کنار زد. آبایی که خود از مدافعانِ کشف گذشته به‌عنوان چراغ راهی برای آینده است، در این زمینه می‌گوید: «سازمان بنادر و دریانوردی و به نیابت از آن اداره‌کل بنادر و دریانوردی استان گیلان در حال پیگیری بحث فرهنگ‌سازی و توسعه فرهنگ دریانوردی در دریای خزر است. آن‌چه برای ما اهمیت دارد، این است که سوابق، تاریخچه و سنت دریانوردی دریای خزر را مورد اشاعه و بررسی قرار دهیم.» این اتفاق اما به سادگی امکان‌پذیر نیست. برایتان از کشفِ مغروقه‌ی «قروق» گفتیم، اما حمیدرضا آبایی، معتقد است برای ترسیم یک تاریخچه‌ی واقعی، نیازمند داشتنِ تمام قسمت‌های این پازل هستیم: «در مسیر جست‌وجوی فرهنگ دریانوردی و فعالیت‌های دریانوردی در دریای خزر و استان گیلان با وزارت میراث فرهنگی، پژوهشکده و دانشکده‎هایی که می‌توانند در این زمینه به ما کمک کنند، وارد مذاکره شده‌ایم.» هماهنگی با این ارگان‌ها بیش از هر چیز، به این اداره‌کل کمک می‌کند که پس از دستیابی به اطلاعات تاریخی و میراثِ گذشته‌ی دریانوردی این استان، نسبت به ساخت و تجهیز موزه‌هایی در این زمینه اقدام کنند، اگرچه که با وجود موزه‌های متعدد در گیلان، تصمیم برای اجرای چنین پروژه‌ای می‌تواند زمان‌بر باشد. 
تاریخ یکصد ساله‌ی دریانوردی در بندر انزلی یک تاریخ نه‌چندان روشن است. اسناد کمی در این زمینه وجود دارد و آن‌چه هست نیز لابه‌لای کتاب‌های جغرافیایی، کتاب‌های سیاسی، خاطرات و سفرنامه‌ها پراکنده شده است. احمد غفارزاده، دبیر کارگروه مطالعات و تحقیقات اداره‌کل بنادر و دریانوردی استان گیلان هم با این نظر موافق است، اما تاکید می‌کند که برای داشتن تصویری روشن از آینده، نیازمند یافتنِ مولفه‌های میراثی و تاریخی دریانوردی در این استان هستیم: «شاید وضعیت ما در استان گیلان به خاطرِ قدمت انزلی، تحت‌الشعاع قرار گرفته باشد، اما واقعیت این است که یک مجموعه از بنادری که نزدیک به 100 سال در این استان قدمت دارند، باید مورد بررسی قرار گرفته و گذشته‌ی دریانوردی استان را از دل آن بیرون کشید.»
چنین اظهارنظری نیاز به ادله و اثبات ندارد. به محض ورود به این اداره‌کل، لوکوموتیوی خواهید دید که روزگاری دور، یکی از اصلی‌ترین وسیله‌‌های حمل بار و مسافر از دریای خزر به نقاط مختلف استان گیلان بوده و در این مسیر به بسیاری از شهرها و شهرستان‌های بنامِ استان، سرویس می‌داده است. غفارزاده در ادامه‌ی فعالیت‌هایشان در این حوزه می‌گوید: «ما با دانشگاه تربیت مدرس قراردادی بستیم و در آن، پیگیرِ کار دریانوردی در استان گیلان شدیم. سؤالات ما هم مبتنی بر تاریخ دریانوردی این استان بود؛ سؤالاتی از قبیل این‌که: رابطه‌ی پیربازار با شهر رشت چطور بوده و این دو منطقه چگونه با یکدیگر مراوده‌ی کالایی داشته‌اند؟ اگر قطاری حرکت کرده و از انزلی به رشت رفته، آیا جزء اولین‌قطارهای ایران بوده؟ یعنی خارج از آن خط ریل سراسری، اولین قطار و اولین تراموا در استان گیلان سوتش به صدا و چرخش به حرکت درآمده یا خیر؟» این تنها مختص به دو شهر رشت و انزلی نیست. در بندر کیاشهر، نیز عمده‌فعالیت‌های حمل‌ونقل بار و کالا با همین خط آهن میسر شده که روس‌ها قبل از انقلاب اسلامی در این محدوده برپا کردند.
حرکت از شرقِ دریای خزر در استان گیلان به پایان می‌رسد؛ این‌جا انتهای دریاست، ایستگاه آخر، جایی که به قولِ آرتور رمبو، دریا به انتها می‌رسد و با خط آسمان یکی می‌شود و بعد دیگر دشت‌های سرفراز و سبزِ آذربایجان است و مردمِ سلحشورِ این خطه که در گوشه‌ی شمالِ غربی کشور، سال‌ها و سال‌ها نگهبانِ مرزهای زمینی ایران بوده‌اند. در چنین جایی است که اهمیت مردم گیلان و دریانوردی آن روشن می‌شود، اگر بلوچ‌ها در جنوب شرقی، عرب‌ها در جنوب غربی و ترک‌ها در شمال غربی ایران، نگهبانانِ این سرزمین هستند، گیلکی‌ها در یکصد سال اخیر نشان داده‌اند که نه‌‍‌تنها مرزهای آبی این دریا را محفوظ داشته‌اند، بلکه رسمِ دریانوردی در این دیار را به مردمان نسل‌های بعد آموخته‌اند. 
۲۵ اسفند ۱۳۹۹ ۱۴:۰۵