سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

سفر به گیلان و جست‌وجو برای یافتن ویژگی‌های دریایی و بندری این استان

سبز تویی که سبز می‌خواهمت*

سبز تویی که سبز می‌خواهمت*

هوا سرشار از بوی رطوبت و عطر  درختان است. گیلان،  دست‌و‌دلبازانه،  درست بعد از منجیل و رودبار برای مسافران آغوش می‌گشاید؛ آغوشی سبز   و پر  از مهربانی. مسیر این شماره‌ی «بندر و دریا»، به آن سوی البرز  و جایی میانِ دشت مازندران و کوه‌های تالش می‌رسد؛ به سرزمین باران و برکت، به جایی که ردّپای دریانوردانِ باستانی ایران را می‌توان سراغ گرفت؛ همان‌ها که نخستین بار حرکت در دریایی بسته را تجربه کردند و به این فکر افتادند که به جای جابه‌جایی زمینی بار و مسافر، سوار بر قایق‌ها و کشتی‌های خود، شمال تا جنوب و شرق تا غرب این دریا را دریانوردی کنند. اکنون اما  استان گیلان به‌عنوان دهمین استان پرجمعیت کشور، 12 شهرستان دارد که از این میان، سه شهرستان به‌طور مستقیم به دریا متصل است و هر سه نیز  دارای تجهیزات دریایی و بندری هستند. سفر  ما  از این نقطه آغاز می‌شود، جایی که از حاشیه‌ی شهر  رشت، راهمان را به سمت گوشه‌ی شمال شرقی کج می‌کنیم و  رهسپار  بندر انزلی به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین بنادر  تجاری ایران می‌شویم.

ایستگاه اول: بندر انزلی

یک قرن تجارت دریایی

در سیزدهم بهمن‌ماه 1349، وقتی که اسکندر فیروز، رئیس سازمان محیط زیست وقتِ ایران، می‌خواست به مهمانان نشستِ کنوانسیون تالاب‌ها در رامسر، از اهمیت تالاب‌ها و نقش آن‌ها در زندگی امروز انسان و زمین سخن بگوید، به این نکته اشاره کرد که هر جا که تالاب باشد، تنوع زیستی آن جغرافیا قابل اندازه‌گیری نخواهد بود. این چنین است که تکه‌ی‌ دیگری از این سفر راهش را به سمت تالاب انزلی کج می‌کند؛ معدنی عظیم که نه فقط تنوع زیستیِ استان گیلان را در حاشیه‌ی البرز و کوه‌های تالش فراهم می‌کند، بلکه یکی از قدیمی‌ترین نشانه‌های تجارت دریایی در ایران نیز هست. 

به اعتقاد اکثر کارشناسان محیط زیست، یکی از بزرگ‌ترین و ارزشمندترین تالاب‌های دنیا، از نظر تنوع زیستی، تالاب انزلی بوده، با‌این‎همه، دو دهه است که فاضلاب‌های صنعتی، خانگی، بیمارستانی، ضایعات کشتارگاهی، سموم کشاورزی، پسماند‌ها و نخاله‌ها، گیاهان مهاجمی چون آزولا و سنبل آبی، تصرف اراضی و ساخت‌وساز در حریم تالاب، آتش‌زدن نیزار‌ها با هدف تصرف، ورود رسوبات از رودخانه‌ها و انتقال آلودگی از دریا و کاهش میزان آب موجود، حیات تالاب انزلی را به‌شدت به خطر انداخته تا جایی که این معضلات، تالاب انزلی را در سال ۱۹۹۳ در فهرست تالاب‌های در معرض خطر (مونترو) قرار داد و تلاش‌ها برای خروج تالاب از این فهرست ادامه دارد. این بار اما برخلاف همیشه، این سازمان بنادر و دریانوردی است که در راستای مسئولیت اجتماعی خود تصمیم به احیای این تالاب به قصد ایجاد یک آبراهه‌ی امن و ایمن برای ترددهای دریایی دارد. درباره‌ی نقشه‌ی راهِ این احیا، در صفحات پیش رو سخن به میان آمده است، اما به‌طور ساده می‌توان گفت که اداره‌کل بنادر و دریانوردی استان گیلان برای ایجاد آبراهه‌ای ایمن که انواع شناورهای دریایی بتوانند در آن تردد کنند، آستین‌ها را بالا زده و اصلی‌ترین محور این لایروبی نیز، شنبه‌بازار روگاست که در‌حال‌حاضر محدوده‌ی زیر پل انزلی تا کانال اصلیِ بندرگاه را

شامل می‌شود.

اندکی به عقب برگردیم تا ببینیم چرا لایروبی یک تالاب می‌تواند روی تجارت دریایی به‌عنوان اصلی‌ترین هدفِ سازمان بنادر و دریانوردی اثر بگذارد؟ پاسخ به این سؤال، جز از طریق درک ارتباط میان دریای خزر و تالاب انزلی میسر نیست. اگر بدانید که در قدیم‌الایام، این تالاب یکی از مهم‌ترین بخش‌های زنجیره ورود و خروج کالا بوده، متوجه خواهید شد که نجاتِ بندر انزلی و حجم بالای تجارت دریایی در آن جز از طریق حفظ این تالاب امکان‌پذیر نیست، تا جایی که حتی برخی از کارشناسان معتقدند در صورت ازبین‌رفتن این تالاب، امکان پرشدن حوضچه‌های بندری انزلی وجود دارد. کاهش عمق این آبراهه می‌تواند مانع پهلوگرفتن کشتی‌هایی با آبخورِ بالا شده و درنهایت اقتصاد این بندر، بعد از بیش از 100 سال پویایی و حرکت رو‌به‌جلو، می‌ایستد و نبضش به شماره می‌افتد.

 

ایستگاه دوم: آستارا

بندری برای تمام فصول

اگرچه که اعتبار دریانوردی استان گیلان مدیونِ دریانوردان بندر انزلی است، اما نباید نام بندر آستارا را از قلم انداخت؛ شهری چسبیده به گوشه‌ی شمالِ غربی دریای خزر با جمعیتی نه‎چندان زیاد و بندری که تنها 14 سال است از کاربری صیادی به کاربری تجاری تغییر ماهیت داده.

درست است که انگلیسی‌ها در راه تجارت ابریشم، شهر بندر انزلی را به‌عنوان دروازه اروپا به شهرت رساندند، اما نباید فراموش کرد که قدمت شهر آستارا و دریانوردی آن نیز کم از دو بندر دیگر ندارد. چرا؟

1 ـــ ویژگی جغرافیایی آستارا یک ویژگی منحصر‌به‌فرد است. در نقطه‌ی صفر مرزی میان ایران و جمهوری آذربایجان قرار دارد و یکی از نزدیک‌ترین بنادر کشور به استان‌های شمال غرب و غرب ایران است.

2ـــ معنای لغوی کلمه‌ی آستارا حتی ربطِ مستقیمی به دریا و دریانوردی دارد. اگر ریشه این کلمه «اوسته‌رو» یا «هوسته‌رو» باشد، نشان از این دارد که پیش‌تر دریانوردان بعد از بازگشت به آستارا برای پیاده‌شدن از کشتی چاره‎ای جز عبور از دلِ منطقه‌ی مردابیِ ساحل نداشته‌اند و به همین خاطر به یکدیگر می‌گفته‌اند که حرکت آهسته‌ای داشته باشند. یک معنای دیگر هم، ریشه‌ی کلمه آستارا را به «استردن»، یعنی باج‌گرفتن می‌رساند که باز اگر این نام مورد تایید باشد، حکایت از ارتباط مستقیم این بندر

با دریاست.

3 ـــ در کمتر از دو دهه‌ی اخیر، تلاش برای احیای این بندر تاریخی شدت گرفته است. تبدیل آن از یک بندر صیادی به بندری تجاری و واگذاری آن به سازمان بنادر و دریانوردی باعث شده که حیات این بندر با شنیدن سوت کشتی‌ها به رگ‌های شهر برگردد.

پس از این مقدمه، مشاهدات میدانیِ ما از پسکرانه‌ی آستارا نشان می‌دهد که این بندر به‌زودی سری میانِ سرها در خواهد آورد؛ به‌خصوص آن‌که اگر راه‌آهنی که از شهرِ آستارای کشور آذربایجان تا شهرِ آستارای خودمان کشیده شده، از یک‌سو به رشت و از آن‌جا به خط آهنی که شمال را به جنوب کشور متصل می‌کند، به سوی دیگر پسکرانه‌ی بندر برسد. حمل‌ونقل چندوجهی کالا می‌تواند آستارا را به یکی از بهینه‌ترین مقاصدِ تجارت دریایی ایران بدل کند.

 

ایستگاه سوم: چمخاله

گردشگری به سبکِ دریایی

بخش مرکزی شهرستان لنگرود، شهری کوچک و آرام دارد که ساحلش یکی از زیباترین ساحل‌های دریای خزر محسوب می‌شود؛ چمخاله! تاریخچه‌ی دریانوردی در بندر چمخاله اما به خودِ لنگرود برمی‌گردد، به زمانی که نادرشاه افشار برای سرکوب تاتارهای شرق مازندران تصمیم به ایجاد یک پایگاه دریایی در لنگرود گرفت، اما در واقع هدفش این بود که بتواند نه فقط در جنوب کشور بلکه در شمال ایران نیز راهی برای دستیابی به دریا و تجارت دریایی بگشاید. این‌چنین بود که لنگرود صاحب یک کارخانه‌ی کشتی‌سازی و اسکله‌هایی از جنس چوب روسی شد و این‌چنین بود که چمخاله نیز نام خود را در فهرست شهرهای دریایی ایران به ثبت رساند. 

داستان امروزیِ چمخاله اما متفاوت از آن سال‌هاست. حالا چند سالی می‌شود که سازمان بنادر و دریانوردی تصمیم به ایجاد بزرگ‌ترین مرکز گردشگری دریاییِ کشور در این شهر گرفته است و آن‌هایی که چمخاله را می‌شناسند، می‌دانند چنین تصمیمی تا چه میزان می‌تواند این شهر بندری را به سودآوری اقتصادی در بسترِ یک توسعه پایدار مبتنی بر گردشگری دریایی برساند. با‌این‌همه، از آن‌جایی که قصد داریم در شماره‌های آتیِ «بندر و دریا» از توسعه‌ی گردشگری دریایی سخن بگوییم، پرونده ویژه‌ی چمخاله بماند برای آن ایام، تا آن زمان شما در کنار این کلمات فرصت دارید طعم سواحل فشرده و پرجوش‌و‌‌خروش گیلان را آرام‌آرام مزمزه کنید و بخوانید که وضعیت دریانوردی و تجارت دریایی در این استانِ همیشه سبز و همیشه بارانی چگونه است!  |

 

* سطری از یک شعر، سروده‌ی فدریکو گارسیا لورکا، شاعر و نویسنده‌ی اسپانیایی (آمدن: ۵ ژوئن ۱۸۹۸ - رفتن: ۱۹ اوت ۱۹۳۶)

۲۵ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۰۹