دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

روابط تجاری ایران و اوراسیا تحت‌تاثیر آرایش جدید شمال غرب خزر قرار می‌‌گیرد؟

خطر توافق همسایگان برای ایران

زهرا طهرانی | روزنامه‌نگار اقتصادی
خطر توافق همسایگان برای ایران

 اشاره   بعد از کش‌وقوس‌های بسیار و جدال بیش از یک‌ماهه میان دو کشور ارمنستان و آذربایجان و پس از آن، توافق دو کشور، زمزمه‌هایی از بُعد حمل‌ونقل و ترانزیت برای موقعیت ایران در منطقه شنیده شد که نشان از دورزدن احتمالی ایران در مسیرهای ترانزینی کنونی دارد. در واقع، به علت نزدیکی آذربایجان و ترکیه، برخی کریدورهای ترانزیتی ایران تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و ممکن است نقش مهم و اساسی ما در راه ابریشم و در واقع کریدور شمال ـــ جنوب و کریدور شرق ـــ غرب را دچار اختلال کند. درحال‌حاضر با تغییر آرایش شمال غرب خزر، گویا نقش ایران کم‌رنگ شده و در اصل، ترکیه مسیر دسترسی شرق به غرب برای کشورهای همجوار خواهد شد. در این میان، موضوع ارتباط تجاری ایران با اوراسیا نیز محل مناقشه است؛ چراکه احتمال به‌نتیجه‌رسیدن توافقات این حوزه و ازدست‌رفتن فرصت طلایی برای ایران وجود دارد که البته به‌گفته برخی کارشناسان، این رویکرد، نمی‌تواند تاثیری بر روابط ایران با کشورهای عضو اوراسیا داشته باشد. در همین باره با سیدجلیل جلالی‌فر، عضو هیئت‌مدیره اتاق بازرگانی ایران و روسیه، گفت‌وگویی داشتیم که هم به بیان چالش‌ها انجامید و هم ارائه راهکارها.

ایران به‌تازگی توانسته بود در حوزه‌های مختلف به‌ویژه کشاورزی، همکاری‌های گسترده‌ای را با اوراسیا آغاز کند. حالا این تغییرات در منطقه شمال ‌غرب خزر، چه سرنوشتی را پیش روی تجار قرار می‌دهد؟ 

توافق اجباری بین دو کشور آذربایجان و ارمنستان می‌تواند موجب کاهش توان رقابت تجاری ایران در بازار کشورهای اوراسیا شود، اما نمی‌تواند بر روابط تجاری ایران با اوراسیا اثر منفی بگذارد. البته باید واقع‌بین باشیم؛ بسیاری از کریدورهای جدید در دو دهه اخیر در اطراف ایران ایجاد شد، اما تصمیم‌سازان تجارت کشور و دولت‌ها به این تغییر مسیرهای لجستیکی بی‌تفاوت بودند و کشور ایران که روزگاری کانون اتصال کشورهای همسایه با کشورهای دور بود، هر سال این موقعیت مهم و مزیت بزرگ لجستیکی و ترانزیتی را از دست داد و ما نیز در کشور از سوی مسئولان، شاهد اقدامات پدافندی و یا تقابلی نبودیم. از توسعه و تکمیل زنجیره لجستیکی و کریدورهای چندگانه ازجمله کریدور شمال ـــ جنوب غافل ماندیم و هنوز هم تمامی عملیات ساختمانی امور زیرساختی به‌صورت لاک‌پشتی در حال انجام است؛ ازجمله مسیر ریلی رشت به بندر کاسپین و ریلی آستارا به رشت و همچنین خط ریل زاهدان به میرجاوه و پاکستان. شما تصور کنید، اگر در بخشی از جغرافیا، جنگی رخ نمی‌داد و سه کشور آذربایجان، ارمنستان و ترکیه به‌صورت دوستانه به چنین توافقی دست می‌یافتند، چه می‌گفتیم و عکس‌العمل ما چه بود؟ قطعا چیزی برای گفتن وجود نداشت! مگر زمانی که کریدور تراسیکا و امثالهم راه‌اندازی شد، تعصبی از مسئولان ذی‌ربط را شاهد بودیم؟ بنابراین حفظ روابط تجاری ایران با اوراسیا متاثر از برنامه‌ریزی‌های درست راهبردی است که متاسفانه با توجه به شرح وظایف و اساسنامه سازمان توسعه تجارت، و برابر آمارهای موجود، موفق به برخورداری از مزایای خوب فرصت اوراسیا نبودیم.

مجددا تاکید می‌کنم، وقایع قره‌باغ و ایجاد کریدور جدید از ترکیه ـــ نخجوان و خاک ارمنستان به قره‌باغ، تاثیری در کاهش همکاری ایران با کشورهای عضو اوراسیا نخواهد گذاشت و نباید نگران این موضوع باشیم، بلکه باید نگران تدبیر دستگاه‌های دولتی متولی داخلی باشیم. بنابراین باید تدبیرمان را بیشتر کنیم و مدیریت و فرماندهی سازمان‌های مربوطه و دست‌اندرکار، به دست مدیران توانمندی سپرده شود تا توان تعامل و برنامه‌ریزی و مهارت دیپلماسی اقتصادی را افزایش داده و با مهارت و حمایت از بخش خصوصی، تعامل ملی برای توسعه عملکرد صادراتی کشور خلق کنیم. اما می‌خواهم با ارائه آماری برای علاقه‌مندان اثبات کنم به‌علت ضعف مدیریت مجری توافق‌نامه اوراسیا در کشورمان که مسئولیت مذاکرات و اجرای آن را به عهده داشته و دارد، متاسفانه نتوانستیم از این فرصت مناسب بهره‌برداری کنیم. با نگاهی به مبادله تجارت ایران و روسیه از تاریخ پنج آبان 1398 تا پنج آبان 1399 (یعنی از زمان اجرای توافق‌نامه با اوراسیا) صادرات ایران در این بازه زمانی به روسیه 512 میلیون دلار و کل صادرات کشورمان به کشورهای عضو اوراسیا، یک میلیارد و 131 میلیون دلار بود. لازم به ذکر است، نه‌تنها از نظر وزنی، صادرات ما افزایش نداشته، بلکه کاهش نیز داشته است. در ضمن به‌علت ضعف مدیریتی، بسیاری از صادرکنندگان نتوانستند از مزایای تعرفه ترجیحی استفاده کنند.

واردات ایران از روسیه در این بازه زمانی معادل یک میلیارد و 910 میلیون دلار بود که نسبت به سال مشابه قبل، حدود 50 درصد افزایش داشته و واردات ایران از پنج کشور عضو نیز دو میلیارد و 329 میلیون دلار بوده است و می‌توان گفت بیش از 90 درصد از واردکنندگان از تعرفه‌های ترجیحی اوراسیا در ایران بهره‌مند شدند. حال با توجه به نتایج آماری و این‌همه تبلیغات و هیاهوی سازمان توسعه و تجارت کشور درباره مزایای اوراسیا که در واقع می‌توان گفت یک فرصت صادراتی در مقابل ایران است، متاسفانه موفق به استفاده از این فرصت اقتصادی مهم نشدیم. امیدواریم با تدبیر درست دو بخش دولتی و خصوصی، به‌زودی نتایج مثبت و موفقی را کسب کنیم.

آیا کشورهای عضو، درصدد تغییر ایران به‌عنوان متحد و شریک برخواهند آمد؟ 

روسیه مهم‌ترین عضو اوراسیاست. این کشور در هشتم نوامبر 2017 میلادی، سند راهبردی توسعه تجارت با کشورهای حوزه خزر و کشورهای حوزه خلیج فارس، هند، پاکستان، عراق، سوریه و کشورهای آفریقای شرقی را مصوب کرد که در این سند، اهداف، محورها، وظایف و ماموریت‌های آن را تدوین و به تصویب مراجع قانونی خود رساند و تاکنون مطابق برنامه اجرایی این سند، اقدامات زیرساختی را طبق برنامه زمان‌بندی‎شده انجام داده است. در این سند، دولت روسیه تاکید دارد توسعه روابط تجاری با کشورهای یادشده، باید از مسیر و قلمرو جذاب جمهوری اسلامی ایران انجام گیرد و به همین دلیل در این سند، مصوب کرد که باید تجارت آزاد با ایران را راه‌اندازی کند که متاسفانه مذاکره‌کنندگان تجاری اوراسیا بدون درنظرگرفتن این سند، نتوانستند به‌خوبی از فرصت موجود استفاده کنند. به‌استناد این سند، هیچ‎گاه کشورهای عضو به‌دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، شراکت تجاری خود با ایران را قطع نخواهند کرد، مگر این‌که تصمیم‌سازان بخش تجاری و لجستیکی کشور به رفتار کنونی خود ادامه دهند و نسبت به تکمیل زنجیره لجستیکی و تسهیل مقررات در حوزه تجارت اقدام نکنند و در این صورت، تغییر مسیر بخشی از ترانزیت کشور اتفاق خواهد افتاد و این موضوع موجب ایجاد فاصله با کشورهای همسایه خواهد شد.

 

اصولا چه راهکاری را باید در نظر داشت که ایران کماکان فرصت استفاده بهینه از بازارهای اوراسیا را داشته باشد؟

باید اقدامات موثر مختلفی را انجام داد. مثلا باید در داخل کشور زنجیره‌های لجستیکی، به‌صورت تمام، تکمیل و توسعه یابد. سیستم ثبت سفارش کنونی واردات کشور حذف شود. کارت بازرگانی و به‌جای آن روش ثبت قراردادها در اداره دارایی و مالیاتی کشور به‎منظور جلوگیری از فرار مالیاتی هم حذف شود. همچنین حمایت دولت از طرح نوین و شتاب‌دهنده‌‌ای مانند طرح تنوع‌بخشی عرضه کالا در بازار کشورهای هدف و همچنین طرح شبکه مویرگی عمده فروش کالاهای ایرانی در روسیه، باید مورد توجه قرار گیرد. البته هم‌اکنون با گردآوری 60 سهامدار از سراسر ایران، بدون اتکا به بخش دولتی، در حال پیاده‌سازی این طرح هستیم. به‌طور کلی تنها راهکار نجات تجارت و صادرات کشور، تحقق ماده‌های 3، 10، 11، 16 و سایر سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است که متاسفانه در کشورمان بیشتر با این اسناد راهبردی، شعاری برخورد شده است.

 

روابط تجاری ما با کدام کشور در این اتحادیه آسیب خواهد دید؟ 

با توجه به موضع‌گیری درست وزارت امور خارجه، اگر ما همچنان برای توسعه پیوندهای اقتصادی با کشورهای همسایه بی‌برنامه و بدون راهبرد و هدف‌گذاری نقطه‌به‌نقطه باشیم، آسیب خواهیم دید و اگر بتوانیم تعامل و اراده و عزم ملی را برای توسعه عملکرد صادرات به کشورهای همسایه ایجاد کنیم، نه‌تنها آسیبی نخواهیم دید بلکه موفق هم خواهیم شد. در اتفاق اخیر با فعال‌شدن این کریدور جدید، ایران بخش مهمی از موقعیت ترانزیتی خود را از دست داده است. اگر دولت کنونی و دولت‌های قبلی، توجه بیشتری به اهمیت کریدورهای داخل کشور می‌کردند، ما این‌قدر شاهد سرعت ایجاد کریدورهای جدید در اطراف ایران نبودیم.

 

چگونه می‌توان این بازارها را حفظ کرد؟

با ایجاد تشکل‌های توزیع و صادراتی و بررسی رفتارهای رقبای بازار و مشتریان کشورهای هدف، همراهی هلدینگ‌های بزرگ در امر سرمایه‌گذاری تکمیلی در کشورهای هدف و همسویی با صادرکنندگان، واسپاری امور تجاری به بخش خصوصی و تسهیل مقررات و حذف مقررات منسوخ‌شده و اعمال تشویق‌های صادراتی، می‌توان به حفظ بازارهای هدف امیدوار بود.

 

حذف یا کم‌رنگ‎شدن احتمالی ایران از مسیر ترانزیتی راه ‌ابریشم و کریدور شمال ـــ جنوب، چقدر تجارت کشور با این اتحادیه را متاثر می‌کند؟

نباید از موقعیت ژئوپلیتیکی و ترانزیتی کشور غافل شد و اگر در تکمیل زیرساخت‌های لجستیکی و ترانزیتی کشور بی‌توجه باشیم، ایران به کویر تبدیل خواهد شد. ایران دارای موقعیت و شرایط هارت‌لندی (منطقه مرکزی) در جهان است. همان ‌طوری که اشاره کردم، کشورهای آسیای مرکزی و اوراسیا به کریدور شمال ـــ جنوب که از خاک ایران می‌گذرد نیاز و توجه داشته و هنوز هم به اهمیت این کریدور امید دارند. بنابراین توجه دولت و اقدامات ژئواکونومی به این کریدور می‌تواند توسعه عملکرد صادرات را افزایش و وابستگی اقتصاد به فروش نفت را کاهش دهد و موقعیت ایران را برجسته‌تر کرده و کشورمان را به جایگاه اصلی هارت‌لندی برساند.

 

کدام کشورها در رقابت با ما، پتانسیل جایگزینی با ایران را دارند؟ 

فعلا با توجه به آمارهای موجود، کشورهای کوچک‌تر و دورتر از ایران در بازار اوراسیا از ما سبقت گرفته‌اند و جایگزین شده‌اند و ما خیلی عقب افتاده‌ایم. بنده با دلایل زیاد، عامل این عقب‌ماندگی را ناشی از عملکرد ضعیف بخش دولتی، خصوصا سازمان توسعه تجارت کشور می‌دانم. در این میان به یک مستند آماری از روسیه، بزرگ‌ترین کشور عضو اوراسیا، اشاره می‌کنم که باید مورد توجه قرار گیرد. روسیه در سال 2019 از کشورهای جهان، 243 میلیارد دلار واردات داشت. در همین سال، کل صادرات ایران به روسیه 585 میلیون دلار، صادرات ترکیه به روسیه نیز چهار میلیارد و 971 میلیون دلار، صادرات رژیم اشغالگر قدس به روسیه نیز 834 میلیون دلار و صادرات کشور آذربایجان به روسیه نیز 857 میلیون دلار بوده است. این آمار، عملکرد صادراتی سه کشور متحد جنگ قره‌باغ به روسیه بود؛ یعنی هنوز تغییری به تعبیر شما در شمال غرب خزر رخ نداده بود، چرا ما با توجه به داشتن مرز زمینی و دریایی و بیش از 50 اسکله و صدها هزار هکتار پسکرانه و انبارهای روباز و سرپوشیده در بنادر شمال ایران، از این کشورها عقب ماندیم؟ پس نباید ناکامی خود را فقط در سرعت و سبقت‌‎گرفتن کشورهای رقیب ببینیم. باید در ضعف مدیریتی دستگاه‌های متولی امر تجارت کشور خودمان هم ببینیم. کشورهای رقیب برای ایجاد یک کریدور جدید، جنگ و خونریزی راه انداختند، ولی وقتی ما با داشتن کریدور آزاد تحت کنترل خود، برنامه‌ریزی درست و بهره‌برداری از آن را نداریم! چرا به‌دنبال محکوم‎کردن

دیگران هستیم؟

 

روسیه در این میان چه نقشی بازی می‌کند و از این تغییر چه سود یا ضرر اقتصادی خواهد برد؟

از نظر اقتصادی، دسترسی روسیه از این مسیر به بندر «مرسینِ» ترکیه راحت‌تر خواهد بود و همچنین تامین کالاهای مورد نیاز بازار روسیه از این طریق، برای آن‌ها سریع‌تر و ارزان‌تر خواهد بود.

برآورد شما از تجارت در این منطقه پس از تغییرات چیست؟ هم برای ایران و هم کشورهای عضو؟

در وهله نخست، این‌که تجارت ترکیه با کشورهای حوزه قفقاز، روسیه و آسیای مرکزی افزایش خواهد یافت. بعد از این اتفاق، شاهد توسعه سرمایه‌گذاری خارجی در کشور آذربایجان خواهیم بود که به‌طور قطع در روند صادرات محصولات ایران اثر منفی خواهد گذاشت و همچنین میزان سرمایه‌گذاری رژیم اشغالگر قدس در آذربایجان به‌ویژه در بخش تولیدات محصولات گلخانه‌ای و صیفی‌جات افزایش خواهد یافت تا جایگزین صادرات ایران شود. ترانزیت محصولات صادراتی ایران به روسیه از مسیر آذربایجان، دچار چالش‌های زیادی خواهد شد. این چالش‌ها نه از سوی دولت آذربایجان بلکه توسط عوامل تجاری تحت امر ترکیه و رژیم اشغالگر قدس ایجاد خواهد شد و به‌طور کلی توان رقابتی تجاری کشورمان را در این بازارها سخت‌تر خواهد کرد. البته اگر تدبیر شود و اگر دولت به استراتژی تعیین‌شده در ماده 10 سیاست‌های اقتصادی مقاومتی توجه و عمل کند، می‌توان به موفقیت امیدوار شد.

 

راهکار و پیشنهاد شما برای این‌که ما کماکان بتوانیم نقش تعیین‌کننده‌ خود را در این منطقه حفظ کنیم، چیست؟

با توجه به این‌که کشور در شرایط کامل جنگ اقتصادی قرار گرفته است، چند راهکار پیشنهاد می‌شود:

1 ـــ ایجاد ستاد فرماندهی مناسب در تجارت کشور با محوریت توسعه عملکرد صادرات کشور؛

2 ـــ بازسازی سیستم مدیریتی در سازمان توسعه تجارت کشور؛

3 ـــ  اجرای ماده‌ی 3 سیاست اقتصاد مقاومتی در راستای کشف و افزایش بهره‌وری ظرفیت‌های اقتصادی استان‌های کشور به‌ویژه استان‌های مرزی؛

4 ـــ اجرای کامل و عملی ماده 10 اقتصاد مقاومتی که موجب توسعه و تکمیل زیرساخت‌های لجستیکی و توسعه عملکرد صادرات و حمایت از ایجاد شبکه‌های توزیع و فروش محصولات در کشورهای هدف و جهش تولید و اشتغال و درنهایت توسعه معیشت مردم می‌شود؛

5 ـــ اجرای ماده 11 اقتصاد مقاومتی در جهت‎دادن جایگاه مناطق آزاد کشور و سازمان‎دهی مناطق ویژه و فعال‌کردن آن‌ها در سه حوزه تولید، صادرات و صنعت گردشگری. متاسفانه بسیاری از مناطق ویژه با فشار نمایندگان مجلس و فشارهای رانت واردات در کشور ایجاد شده که باید دولت فکری برای این نوع مناطق ویژه کرده و از توسعه مناطق ویژه فاقد قابلیت صادراتی جلوگیری کند؛

6 ـــ اجرای کامل ماده 16 اقتصاد مقاومتی، چابک‌کردن دولت و واسپاری امور به بخش خصوصی و افزایش اختیارات استانی و به‌عنوان نمونه کوچک‌کردن سازمان عریض و طویلی همچون وزارت صمت و وزارت جهاد کشاورزی. در این مورد راهکارهای عملی با هدف به‌کارگیری نیروها و امکانات در مسیر توسعه صادرات وجود دارد و هزینه‌های دولت نیز بسیار کاهش خواهد یافت؛

7 ـــ با توجه به رشد تکنولوژی، حذف کارت بازرگانی و سیستم پیچیده فسادآور ثبت‌ سفارش واردات کالا و جایگزینی روش‌های نوین و جاری در کشورهای همسایه، که خود ضمن کاهش و حذف فسادهای گسترده، موجب وصول به‌موقع مالیات و جلوگیری از فرارهای مالیاتی نیز می‌شود؛

8 ـــ از همه مهم‌تر توسعه زنجیره حمل‌و‌نقل دریایی و حذف و یا کاهش جدی وابستگی صادرات کشورمان از مسیر ترانزیتی کشور آذربایجان.  |

۸ دی ۱۳۹۹ ۱۲:۰۲