یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹
 

اخبار

روایتی از مرگبارترین اتفاق دریایی پس از حادثه «تایتانیک»، که جان 852 نفر را گرفت

کشتیِ مرگ در راه استکهلم

فریما صالح
کشتیِ مرگ در  راه استکهلم

«ام‌.اس. استونی»، کشتی کروزی بود که بین سال‌های 1979 ـــ  1980 توسط یک شرکت کشتی‌سازی آلمانی (Meyer Werft)  ساخته شده بود. ظرفیت کشتی، دو هزار نفر بود. در  ژانویه 1993، درست سال‌ها بعد از خدمت‌رسانی، این کشتی به دلایلی (ازجمله ادغام چند خط کشتیرانی) به «ام.‌اس. استونی» تغییر  نام داد. این کشتی در سال 1994 در دریای بالتیک غرق شد. پس از کشتی «تایتانیک»، این حادثه مرگبارترین اتفاق در  آب‌های اروپایی بود که 852 نفر، جان خود را  از دست دادند. این نوشته بر اساس گزارش‌های رسمی و غیررسمی که به شهادت بازماندگان یا وابستگان تهیه شده بود، ترجمه شده است. تلفات این حادثه، تاثیر  زیادی بر مفهوم «ایمنی کشتی» گذاشت  و منجر به تغییرات در قوانین ایمنی و همچنین در طراحی قایق نجات شد.

میزبانی با توفان در دریای بالتیک

کشتی «استونی» در تاریخ 27 سپتامبر در ساعت 18:30 از «تالین» دل به دریا زد و قرار بر این بود مسافران راس ساعت 09:30 صبح روز بعد، در استکهلم از کشتی پیاده شوند. استونی 803 نفر مسافر و 186 نفر از کارکنان را با خود همراه کرده بود. کشتی از قبل بارگیری شده بود. (بعضی بازماندگان بعدها گفته بودند که توزیع بار در کل کشتی کمی ضعیف بوده و این کشتی از همان ابتدا کمی به سمت راست انحراف داشت.) هوای آن شب طوفانی بود ولی هیچ‌کس آن را فراتر از طوفان‌های معمول نمی‌دانست. حتی کسانی که بعدها برای نجات آن‌جا حاضر شدند هم همین را نظر داشتند. یکی از کاپیتان‌های نجات گفته بود که هرچند سرعت دقیق حادثه مشخص نیست اما استونی سرعتی بسیار متعادل (بین 16 تا 17 گره دریایی) مانند تمام سفرهای دیگر داشته است. عده‌ای دیگر سرعت را معادل 2/14 گره دریایی در نیمه‌شب دانسته بودند که درهرصورت در اصل ماجرا کاملا بی‌تاثیر است.

چه کسی فکر می‌کرد در آن شب بارانی در دریای بالتیک، این کشتیِ لوکس با بدنه‌ی عظیم فولادی و با امکانات بی‌نظیرش به قعر دریا برود؟ استونیِ دل‌به‌دریازده، از همان ابتدا با خشم دریا روبه‌رو بود. انگار که می‌خواست نشانه‌هایی به کارکنان کشتی بدهد که البته نداد و همان طوفان قدرت پخش‌کردن خبر  را نداشت!

 

نیمه‌شب به بخت مسافران!

آن شب تعداد انگشت‌شماری از مسافران که طوفان و باران ترسی در دلشان نمی‌انداخت، روی عرشه حضور داشتند؛ امیدوار به فردا یا خیال‌زده از آن لحظه به دریا چشم دوخته بودند. شاید چندتایی‌شان هم قول داده بودند بعد از سفر، از ردّ پای «دریا و استونی» بنویسند. بقیه‌ی مسافران اما در نقاط مختلف کشتی در رفت‌وآمد بودند. اگرچه زوج‌های زیادی در کشتی بودند اما زمان آن‌قدر نگذشته بود که دیگر مسافران بنای رفاقت بگذارند. اغلب آمده بودند تا حس ماجراجویی‌شان را تقویت کنند؛ تا دریای سخاوتمند مانند همیشه با آغوش باز، تجربه‌های کم‌نظیری نصیبشان کند، اما در نهایت تجربه‌ی غرق‌شدن عایدشان شد! بعضی‌ها به نوشیدن مشغول بودند، بعضی‌ها هم وقت خود را با مطالعه می‌گذراندند... باد و باران ادامه داشت ولی کشتی همچنان با قدرت پیش می‌راند.

شروع ناسازگاری!

کمی بعد حرکت کشتی سنگین شد. کارکنان دقیقا نمی‌دانستند که چه اتقاقی قرار است بیفتد! تعدادی از مسافران نیز به اتاق‌هایشان یا همان تابوت‌هایشان برگشتند؛ آن هم درست قبل از این‌که مرده باشند!

ساعت نزدیک به یک بامداد بود که صدایی مثل کوبیدن به گوش رسید. (احتمالا یکی از مسافران داشته به این فکر می‌کرده که صدا از کجاست؟! ممکن است مربوط به وسایل نقلیه‌ی داخل کشتی باشد؟ که برای بار دوم همان صدا بدون تغییر شنیده می‌شود.) کمی بعد از آن بود که حرکات عجیب‌وغریب کشتی شروع شد. عقب می‌رفت، به جلو برمی‌گشت، بعد هم می‌چرخید و... همین کج‌شدن اولیه‌ی کشتی کافی بود تا لیوان‌ها از قفسه با سرعت زیاد به کف کشتی سقوط کنند. وحشت زیادی سرتاسر کشتی را فرا گرفته بود. حالا دیگر بعضی از مسافران از اتاق‌هایشان بیرون آمده بودند و همین رفت‌وآمد بین طبقات را سخت کرده بود. صدای خفیفی از داخل کشتی به گوش می‌رسید که «هشدار!» را تکرار می‌کرد.

این‌ها اولین نشانه‌های مشکل در استونی، در نزدیکی‌های «تورکو» بود، اما بازرسی محدود به بررسیِ نشانگر چراغ‌های رَمپ شد و کارکنان مشکلی را تشخیص ندادند. تعدادی در تلاش بودند تا جلیقه‌های نجات را پیدا کنند. انگار از همان ابتدا می‌دانستند که زنده‌ماندن در این کشتی شبیه مسابقه‌ای تنگاتنگ است. آن‌هایی که زودتر به تکاپو افتاده بودند و سرعتشان بیشتر بود، شانس بیشتری داشتند. مسافران سردرگم با هم برخورد می‌کردند.

 

صدای توفان موسیقی استونی

همان‌طور که افراد بیشتری در حال حرکت در کشتی بودند، انحراف کشتی نیز بیشتر و بیشتر می‌شد. مسافرانی که با هم نسبتی داشتند، اسم همدیگر را صدا می‌زدند. انگار آن‌ها فهمیده بودند که باید به صورت غم‌انگیزی از هم جدا شوند. رعب‌آورترین قسمت ماجرا این بود که فیلمی در کار نبود تا موسیقیِ متنِ خوبی برایش انتخاب شده باشد و پشت‌صحنه خیالشان از جلوه‌های ویژه راحت باشد، هرچه بود چهره‌ی تمام‌نمای حقیقت بود. همه‌چیز به صورت اغراق‌آمیزی واقعی و خوفناک بود. با وجود این‌که شرایط اجازه نمی‌داد تا کسی به دیگری کمک کند و تلاش‌های زیادی ناکام ماند، اما باز هم افرادی بودند که برای نجات دیگران قدم برمی‌داشتند. بعضی‌ها سعی کردند تا با رهاسازی قایق‌های نجات (که کار آسانی هم نیست) چندنفری را روانه‌ی سرنوشت دیگری کنند. در این میان افرادی نیز بودند که از ترس یارای تکان‌خوردن نداشتند. وضعیت اسفباری بود؛ تلاش‌های بی‌هدف، گریه و زاری و البته مسافرانی هم ماتم گرفته بودند مانند کسانی که آخرین تکه‌ی زمینشان را هم در سیل از دست داده‌اند. در این آشوب اما ردّ پای سارقان هم به چشم می‌خورد!

 

آب در کشتی

وقتی موتورهای کمکیِ کشتی از کار افتاد، دور جدیدی از فریادها به گوش رسید. فریاد بود یا ناله؟! هرچه بود انگار باد هم هم‌صدایی می‌کرد و کشتی را به پیکاری سخت فرا می‌خواند. دریا اکنون با امواجی به بلندای 28 فوت می‌خواست میزبانی را در حق مسافران تمام و کمال ادا کند. حالا دیگر با انحراف 80 درجه‌ی کشتی، کارکنان متوجه شدند آب به عرشه نفوذ کرده است. آب در کشتی و طبقات مختلف به چشم می‌خورد. در راه‌پله‌ها و راهروها نیز آب دریا خودنمایی می‌کرد. حتی بعضی از پنجره‌ها با آب مسدود شده بودند. کشتی‌ای که برای بیش از دو هزار نفر تجهیزات ایمنی داشت، حالا چنین مستاصل، هم‌دست توفان شده بود. شاید همین آب‌گرفتگی باعث شد تا استونی زودتر غرق شود.

 

وقت خداحافظی؛ استونی تسلیمِ دریا

انحراف کشتی به 90 درجه رسید. ژنراتور برق نیز دیگر توانایی کارکردن نداشت. اگرچه چراغ‌های اضطراری روشن شدند، اما صدایی وحشتناک به گوش رسید. صدای ناله‌ی کشتی به وقت خداحافظی! با این‌که بدنه‌ی کشتی شروع به چرخش کرد اما بسیاری هنوز در تقلا بودند. عده‌ای در جنگ میان امواج قربانی شدند، اما تعدادی هم در داخل کشتی گیر افتادند. در قسمت میانیِ کشتی، امواج سهمگین تا بالای عرشه رسیده بود. استونی داشت بدترین لحظاتش را تجربه می‌کرد. نور ماه آرام‌آرام از پشت ابر به تاریکیِ کشتی تابید، اما جز این نشانه انگار هیچ ارتباطی با جهان هستی وجود نداشت! چرخش عقبِ کشتی تمامی نداشت و انحراف به 110 و 120 درجه نیز رسید. چند نفری توانستند با قایق‌های نجات رهسپار دریا شوند اما امکان نجات در آن شب توفانیِ سپتامبر ضعیف و البته نامحتمل بود. کشتی با همراهی مسافرانی که شانس خروج نیافته بودند، خیره‌سرانه به انحراف 135 درجه رسید. آب از این نزدیک‌تر نمی‌توانست باشد. استونی تسلیم و به آرامی غوطه‌ور شد.

 

تماس با بیرون

یکی از کارکنان سعی کرده بود با بیرون از کشتی تماس بگیرد ولی گفت‌وگو کوتاه و نامفهوم خاتمه یافته بود و چند دقیقه بعد هم دیگر ردیابی با مشکل روبه‌رو شده بود.

 

عملیات نجات و جست‌وجو

منطقه‌ بالتیک یکی از شلوغ‌ترین مناطق حمل‌ونقل در جهان است که در هر زمان دو هزار کشتی در دریا دارد و بر اساس کنوانسیون مرتبط، کمک‌های فوری خود را به منطقه می‌فرستد. در آن شب (حدود ساعت دو و 12 دقیقه) اولین گروه از کشتی‌های نجات به صحنه‌ی حادثه رفتند و هلیکوپترهای نجات نیز ساعت سه و پنج دقیقه‌ی بامداد به کشتی استونی رسیدند. در مجموع با تمام تلاش‌های انجام‌شده، هلیکوپترها 104 نفر و کشتی‌ها 34 نفر را

نجات دادند.

 

ملّیت جان‌باختگان

از  989 سرنشین کشتی، 138 نفر زنده ماندند که یک نفر بعد از نجات، در بیمارستان فوت کرد. این حادثه جان 852 نفر را گرفت که 501 نفر سوئدی، 285 نفر  استونیایی،17 نفر  لتونیایی، 11 نفر  روسیه‌ای، 10 نفر فنلاندی، پنج نفر آلمانی، شش نفر نروژی، پنج نفر دانمارکی، سه نفر لیتوانیایی و دو نفر مراکشی بودند. از بلاروس، کانادا، فرانسه، هلند، نیجریه، اوکراین و انگلیس هم هر کدام یک نفر  بودند که همراه با امیدهایشان غرق شدند.

 

خواننده معروف در لیست مرگ

اغلب افراد در این حادثه بر اثر غرق‌شدن در آب و سرمازدگی (هیپوترمی) جان خود را از دست دادند. دمای آب 10 تا 11 درجه‌ی سانتی‌گراد بود. یکی از مشهورترینِ غرق‌شدگان، خواننده استونیایی، اورمس آلندر است. در مجموع، 94 جسد را از آب گرفتند. 93 جسد طی 33 روز و آن آخری درست 18 ماه پس از وقوع حادثه، پیدا شد. حدود 650 نفر هنوز داخل کشتی بودند و اعتقاد بر این است که در آن‌جا نیز باقی ماندند و هیچ‌وقت جسد دیگری یافت نشد‌. بازماندگان کشتی عمدتا جوان و قوی بودند. هیچ کودک زیر 12 سالی در این فاجعه زنده نماند.

 

علل فاجعه

به اعتقاد بعضی، ضامن نگهدارنده‌ی رَمپ که برای انتقال وسایلی مانند ماشین آن را باز می‌کنند، به‌درستی بسته نشده بود! انتظار این است که در کشتی‌ای که به دریا می‌رود، این نگهدارنده کاملا بسته باشد، اما در  استونی این اتفاق نیفتاده بود. کشتی استونی توسط یک شرکت نروژی (Rockwater) با ضبط فیلم از زیر دریا مورد بررسی قرار گرفت. آن‌ها گفته بودند که قفل‌های درِ نگهدارنده بر اثر فشار امواج شکسته و در از بقیه‌ی کشتی جدا شده است. همین باعث شده بود تا رمپ به حالت نیمه‌باز قرار بگیرد.

 

انتقادها

کارکنان کشتی مورد انتقاد بسیاری قرار گرفتند. بعضی صاحبنظران گفته بودند که چرا آن‌ها برای بررسی صداهای داخل کشتی، سرعت را کاهش ندادند تا متوجه آبی که به وسیله‌ی انحراف کشتی به آن نفوذ کرده بود، بشوند. همچنین بعضی تنبلیِ کارکنان را نشانه گرفته و نبود راهنمایی مناسب و هشدار بجا را از دیگر علل غرق‌شدن این کشتی دانسته بودند.

 

اتهامات

یک روزنامه‌نگار ادعا کرده بود که در حقیقت، غرق‌شدن استونی عمدی بوده و اصل ماجرا پنهان‌سازی و قاچاق سخت‌افزار نظامی از طریق کشتی‌ غیرنظامی بوده است. او این حادثه را صرفا پوششی اعلام کرده بود تا اطلاعات به جایی درز نکند اما اعضای کمیسیون تحقیقات مشترک این ادعاها را رد کردند.

در پاییز سال 2004 نیز یک افسر سابق گمرک، در یک برنامه تلویزیونی گفته بود که در سپتامبر 1994، استونی برای حمل تجهیزات نظامی مورد استفاده قرار گرفته است. دولت‌های سوئد و استونی پس‌ازآن تحقیقات جداگانه‌ای انجام دادند و هر دو تایید کردند که هیچ‌گونه تجهیزات نظامی در کشتی نبوده و این تحقیقات نشان داد که هیچ فعالیت غیرمعمولی در طول روزِ قبل از فاجعه وجود نداشته است. کارکنانی که نجات یافتند، بعدها گفتند که آن زمان، نگرانیِ اصلی رسیدن به‌موقع کشتی به استکهلم بود ولی هیچ اقدام ویژه‌ای انجام نشد.

 

استونی، آرام زیر دریا!

پس از این فاجعه، بسیاری از بستگان جان‌باختگان، خواستار این بودند که دولت، عزیزانشان را از آب‌های بین‌المللی بیرون بکشد تا آن‌ها بتوانند مردگان را به دست خاک (یا به هر شیوه‌ای مطابق با دین خود و نزدیک به خود داشته باشند) بسپارند. آن‌ها همچنین اصرار داشتند تا کل کشتی از آب بیرون کشیده شود و مورد بازرسی دقیق قرار بگیرد، اما صرف‌نظر از هزینه‌ها، مگر بیرون‌کشیدن کشتی به آن عظمت راحت بود؟ دولت سوئد سرانجام پیشنهاد داد تا کل کشتی را با بتن در زیر دریا دفن کنند! |

۱ آذر ۱۳۹۹ ۱۴:۳۵