جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
 

اخبار

مخاطرات خزر

علی مهدی‌نیا | رئیس پژوهشکده علوم دریایی
مخاطرات خزر
«آگاهی از مسئولیت خود در قبال نسل حاضر و نسل‌‌های آینده، برای حفظ دریای خزر و توسعه پایدار منطقه»؛ این جمله در متن کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر، که توسط سران پنج کشور ساحلی این دریاچه امضا شده، آمده است. تعریف جامعی که از آلودگی در این کنوانسیون ارائه شده نیز قابل توجه است. در این کنوانسیون، اشاره شده که «آلودگی» به معنای واردکردن مستقیم یا غیرمستقیم مواد، موجودات زنده یا انرژی در زیست‌بوم دریای خزر به‌وسیله انسان و از منابع مستقر در خشکی است که به اثرات زیان‌باری از قبیل آسیب به منابع زنده و حیات دریایی، خطرات برای سلامت انسان، ایجاد مانع در فعالیت‌های دریایی شامل برداشت منابع زنده آبی و سایر استفاده‌های مشروع از دریا، لطمه به کیفیت آب دریا و کاهش مطبوعیت آن منجر شود یا احتمال دارد که منجر شود.
با توجه به جمله اول، اهمیت حفظ بوم‌سازگان خزر و جلوگیری از وقوع مخاطرات زیست‌محیطی در این پهنه آبی بر کسی پوشیده نیست و با تعریفی که از آلودگی ارائه شده، تقریبا می‌توان گفت که ما در این سال‌ها از هیچ‌یک از این منابع آلوده‌کننده که می‌توانست این بوم‌سازگان را تهدید کند، دریغ نکرده‌ایم.
یکی از مهم‌ترین مخاطرات زیست‌محیطی که دریای خزر را تهدید می‌کند، بحث تخلیه فاضلاب‌های شهری و صنعتی به دریاست که این پهنه آبی را با مشکلات عدیده مواجه ساخته است. سالیانه به‌طور متوسط حدود 40 تا 45 کیلومتر مکعب فاضلاب، عمدتا در بخش خزر شمالی وارد آب می‌شود. حدود 23 تا 25 کیلومترمکعب از رودخانه ولگا و 17 تا 20 کیلومترمکعب از رودخانه‌های آذربایجان و ایران وارد خزر می‌شود. این در حالی است که در مدت یک سال، 300 تا 350 هزار تن مواد آلی، 13 تا 18 هزار تن نفت و محصولات نفتی، 100 تا 110 هزار تن نیترات آمونیوم، 90 تا 92 هزار تن فنل، یک‌هزار تا یک‌هزار و 200 تن روی، 350 تا 375 تن مس و 750 تا 850 تن کروم در رودخانه ولگا تخلیه شده است. جمهوری داغستان بیش از پنج میلیون تن آلودگی حرارتی و 5/1 میلیون تن آب‌های آغشته به مواد نفتی را که غلظت فنل آن بیش از یک‌هزاربرابر حد مجاز است، وارد دریای خزر کرده است. به دلیل انجام حملات نظامی در جمهوری چچن، تاسیسات تصفیه در نواحی استخراج نفت آسیب دید و سبب شد تا به‌طور متناوب صدها تن محصولات نفتی به رودخانه سونژا و درنهایت به رودخانه تِرِک وارد شود.
جمهوری آذربایجان بیش از 5/0 کیلومترمکعب فاضلاب بسیار آلوده و بیش از 3/0 کیلومترمکعب فاضلاب تصفیه‌شده به خزر وارد می‌کند. در نتیجه، سه هزار تن محصولات نفتی، 28 هزار تن مواد معلق، 74 هزار تن سولفات، 315 هزار تن کلرید، 520 تن مواد فعال‌کننده سطح، 25 تن فنل و مواد سمی خطرناک به آب‌های خزر افزوده می‌شود.
زباله‌های دریایی یکی از موضوعات مهم آلودگی در سواحل دریایی جهان است که کشور ما و به‌خصوص سواحل دریای خزر از آن مستثنا نیستند. همان طور که بسیاری از ما می‌دانیم، بسیاری از محصولات پلاستیکی عمر چندصدساله و هزارساله در محیط زیست دارند و به‌راحتی تجزیه نمی‌شوند. محصول فرسایش فیزیکی یا تجزیه شیمیایی بسیاری از آن‌ها، تولید قطعات پلاستیکی با ابعاد کمتر از پنج میلی‌متر است که آن‌ها را ریزپلاستیک می‌نامیم. ریزپلاستیک‌ها در ابعاد، اشکال و رنگ‌های مختلف، در بسیاری موارد توسط جانداران دریایی به‌جای غذا اشتباها مصرف می‌شوند و حتی می‌توانند منجر به مرگ آن‌ها شوند. از طرفی، ریزپلاستیک‌ها، خود، محلی برای جذب سطحی سایر آلاینده‌ها نظیر فلزات سنگین هستند که بدین طریق، منجر به تجمع آلاینده‌ها در بدن موجودات زنده می‌شوند. در یکی از تحقیقاتی که در این زمینه در سواحل استان مازندران توسط متاجی و همکاران در سال 2019 صورت گرفته است،1   میانگین غلظت ریزپلاستیک‌‌ها در آب‌های ساحلی 34 هزار و 490 ذره در واحد کیلومترمربع از سطح دریا بوده که در سطح غلظت دریاچه‌های بزرگی همچون دریاچه‌های بزرگ آمریکای شمالی و دریای مدیترانه است.
گلوله‌های نفتی نیز که ناشی از فعالیت‌های نفتی به‌خصوص در کشورهای همسایه خزر هستند، یکی از معضلات زیست‌محیطی خزر محسوب می‌شوند. وجود جریان غربی سطحی در دریای خزر باعث می‌‌شود که آب‌های دریایی آلوده به نفت و یا لکه‌های نفتی از کشور آذربایجان، با عبور از آستارا، به سمت مناطق شرقی‌تر و حتی تا انزلی و بعد از آن نیز انتقال یابند و مناطق ساحلی را آلوده کنند. در سال‌های گذشته، این امر مرتبا پیش آمده و گلوله نفتی تا سواحل ایران نیز رسیده و آن‌جا را آلوده کرده است.
در اواخر قرن نوزدهم، با شروع اکتشافات نفتی توسط جمهوری آذربایجان کنونی در آب‌های منطقه، آلودگی‌های نفتی در آب‌های خزر ایجاد شد. در آن زمان، اثرات منفی زیست‌محیطی توسط دانشمندان معدودی مطرح شد، اما انتقادات جدی درباره توسعه تولید نفت از دریا منتشر نشد. این در حالی بود که چشمه‌های مصنوعی فوران غیرقابل‌کنترل نفت در 37 چاه حفاری‌شده بین سال‌های 1941 تا 1958 در منطقه ایجاد شد و این چشمه‌ها از چند روز تا دو سال فعال بودند و باعث نشت نفت بین 100 تا 500 تن در روز در منطقه آب‌های خزر شدند.
متاسفانه، امروز هم شاهد نشت گسترده نفت بر سطح دریای خزر هستیم که به‌عنوان مثال در میدان نفتی «Neftyane Kamni» آذربایجان، سطحی بیش از 800 کیلومترمربع به نفت آلوده شده است. این لایه نفتی سبب می‌شود تا اکسیژن به آب نفوذ نکند و حیات گیاهی و جانوری دریای خزر را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.2
از دیگر مخاطرات محیط زیستی دریای خزر می‌توان به تغییرات تراز آب دریا اشاره کرد. تغییر شکل سواحل، شکل‌گیری محیط‌های آبی جدید و جابه‌جایی زیستگاه آبزیان از مهم‌ترین پیامدهای نوسان تراز آب خزر است. نوسان بلندمدت تراز آب خزر به‌علت بیلان آب آن طی سال‌‌های اخیر کاملا برای ساکنان مناطق ساحلی خزر محسوس است. حرکت آب در حوضه، تغییر شکل حوضه، تغییر دما و شوری آب و تغییر بیلان آب حوضه، همگی باعث نوسان تراز آب خزر می‌شوند. نوسانات تراز آب دریای خزر ممکن است حاصل عوامل مختلفی مثل تغییرات اقلیم، تغییرات آب و هوایی حوضه آبریز، تغییر دِبی رودخانه، بارش منطقه‌ای، تبخیر، دما، تنش باد، بالاآمدگی، تغییرات ریخت‌شناسی بستر دریا، تغییر در الگوی جابه‌جایی اتمسفری و همچنین فعالیت‌های بشری مثل ساخت سدها بر روی رودخانه‌های اصلی باشد. لذا، جلوگیری از فعالیت‌های انسانی که می‌تواند به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر تغییرات تراز آب دریای خزر تاثیرگذار باشد، ضرورت دارد.
جریان آب رودخانه‌ها به‌عنوان یکی از منابع اصلی آلاینده خزر به حساب می‌آید. این جریان‌ها یک حوضچه پیوست به وجود می‌آورند که فاضلاب‌های ناشی از فعالیت‌های انسانی، کشاورزی، و صنعتی با بیش از هزار ترکیب شیمیایی به‌علاوه آلودگی حرارتی و اسیدی را وارد دریا می‌کنند. بیشترین مقدار آلودگی از طریق رودخانه‌های ولگا، اورال، ترک و کرا به خزر وارد می‌شوند. این میزان آلودگی حدود 85 درصد نفت و فنل‌ها، 80 درصد مواد فعال‌کننده سطح (سوفاکتانت‌ها) و قسمت عمده فلزات سنگین خطرناک (سرب، جیوه، روی، مس، کادمیوم، کروم و...) و سم‌های آفت‌کش کلره را شامل می‌شود.
همچنین، تهاجم گونه‌های غیربومی از طریق آب توازن کشتی‌ها، به بوم‌سازگان دریای خزر نیز یکی دیگر از تهدیدات زیستی بوده که محیط دریایی خزر را با مشکل مواجه کرده است. به‌عنوان مثال، حضور شانه‌دار خزر در سال‌های گذشته توانست ذخایر ماهی کیلکا را در دریای خزر کاهش دهد که خود تهدیدی بر تنوع زیستی منطقه است.
تغییر اقلیم، تغییرات تراز آب دریا، آلودگی‌های شیمیایی و میکروبی و مداخله بشر در چرخه زندگی آبزیان، چه از طریق صید بی‌رویه‌ی گونه‌های غذایی و چه از طریق صید گونه‌های در حال انقراض، منجر به وضعیت نابسامان حیات گونه‌های ارزشمندی چون فک خزری در دریای خزر شده است.
یکی دیگر از فرصت‌هایی که در سال‌های اخیر به‌منظور غنی‌سازی ذخایر شیلاتی در سبد غذایی مردم در دریای خزر ایجادشده، پرورش ماهی در قفس است که این فرصت، درصورتی‌که با ملاحظات زیست‌محیطی صورت نگیرد، به تهدید تبدیل می‌شود. افزایش مواد مغذی از طریق افزایش ضایعات غذایی و فضولات آبزیان در منطقه محصور قفس، ایجاد شرایط فقر اکسیژن در رسوبات منطقه و... می‌تواند ازجمله معضلات پرورش ماهی در قفس به‌صورت کنترل‌نشده باشد؛ لذا، باید ضمن جانمایی مناسب مناطق استقرار قفس و پایش مداوم مزارع پرورش ماهی، با استفاده از روش‌های مدیریت صحیح بر منابع، در راستای این فعالیت که از مصادیق توسعه پایدار است، قدم برداشت.|
 
 ـــ 1 Archives of Environmental Contamination and Toxicology«, 2020, Vol. 78, pp. 93–86.
2 ـــ غبیشاوی، وحیده (1382)؛ «آلودگی دریای خزر، اثرات آلودگی و راه‌های پیشگیری»، پنجمین همایش صنایع دریایی.
3 ـــ  برگرفته از:
https://www.sciencealert.com/the-caspian-sea-is-literally-evaporating-in-response-to-rising-temperatures 
۲۵ شهریور ۱۳۹۹ ۱۳:۴۴