جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
 

اخبار

عوامل هشت‌گانه آلودگی خزر

عوامل هشت‌گانه آلودگی خزر
  سال‌هاست بزرگ‌ترین پهنه آبی بسته جهان، زیر سایه آلودگی‌هایی قرار دارد که محصول دست انسان‌هاست. فعالیت‌های نفتی، کشاورزی، پسماندها، صید بی‌رویه و... اثراتی منفی روی دریای خزر گذاشته و باعث تغییرات جدی در منابع زیستی این دریا طی 10 سال گذشته شده است. حتی شهرنشینی هم روی این دریا اثرات منفی داشته، زیرا جمعیت نامتوازن شهرهای ساحلی بر میزان و توزیع مکانی آلاینده‌ها تاثیرگذار است؛ اتفاقی که در خزر هم افتاده و رشد جمعیت و افزایش پسماند شهری در منطقه، باعث افزایش فشار بر محیط ساحل این دریا شده است.
گزارش اولیه و مقدماتی دفتر بررسی و مقابله با آلودگی‌های دریایی سازمان حفاظت محیط زیست که در اختیار «بندر و دریا» قرار گرفته، نشان می‌دهد هشت عامل تنش‌زا در منطقه بر خزر تاثیرگذار هستند و بار آلودگی بسیاری را بر این پهنه آبی تحمیل کرده‌اند: آلودگی هوا، صنایع نفت و گاز، شیلات و آبزی‌پروری، کشاورزی، رواناب و بارش، تغییرات آب‌وهوا، پسماند خشکی و دریایی، و گردشگری عواملی هستند که زیست‌بوم خزر را تهدید می‌کنند.
طبق این گزارش، کشورهای حاشیه دریای خزر همگی متفق‌القول‌اند که حمل‌ونقل و انتشار گازهای گلخانه‌ای، دو منبع اصلی آلودگی هوا هستند و مناطق صنعتی و مراکز شهری به‌عنوان مهم‌ترین دغدغه از نظر کیفیت هوا به شمار می‌روند؛ البته با توجه به نبود گزارش‌های یکپارچه، تعیین میزان آلودگی هوا و کیفیت کلی هوا در منطقه خزر دشوار است.

رتبه دومِ آلودگی‌های نفتی

وجود ذخایر غنی نفت و گاز در آب‌های خلیج فارس و تردد نفتکش‌ها در این منطقه، خلیج فارس را به آلوده‌ترین پهنه آبی کشور از حیث آلودگی‌های نفتی بدل کرده و دریای خزر از این حیث در رتبه دوم ایستاده است. 

صنعت نفت و گاز یکی از محرک‌های اصلی توسعه اقتصادی کشورهای منطقه است و همین موضوع باعث شده تا تلاش برای افزایش بهره‌برداری از منابع نفت و گاز خزر، فشاری جدی بر محیط زیست این دریای بسته وارد ‌کند. ایران به دلیل دسترسی به منابع عظیم نفت و گاز در جنوب کشور، فعالیت نفتی در خزر ندارد، اما کشورهای دیگر حاشیه خزر، به دلیل منافعی که منابع نفتی دارند، به آسیب‌هایی که این فعالیت‌ها به خزر وارد می‌کنند، اهمیت چندانی نمی‌دهند. بر همین اساس، در سال‌های اخیر، سرمایه‌گذاری‌ها برای بهره‌برداری از منابع نفتی خزر افزایش یافته و رقابت کشورها‌ برای استفاده بیشتر از این منابع شدت گرفته است. این در حالی است که دریای خزر پیش از این توسط صنایع نفت و گاز آلوده شده بود و افزایش تولید نفت و تلاش برای بهره‌برداری بیشتر از این منابع، باعث وخیم‌ترشدن آن از طریق فعالیت‌هایی مانند حفاری، تعمیر دکل، حمل‌ونقل روغن و نشت نفت و گاز می‌شود. علاوه بر نشت تصادفی، فعالیت‌های حمل‌ونقل و سایر صنایع نیز بر اثر آلودگی آب‌وهوا، بار ایجادشده بر محیط زیست را افزایش می‌دهند. مقایسه شاخص‌های اصلی آلودگی آب دریا در مناطقی که پروژه‌های نفت و گاز دارند، افزایش غلظت آلاینده‌ها را نشان می‌دهد.

همچنین، خطرات و مشکلات قابل توجهی در ارتباط با فعالیت‌های انسانی وجود دارد که ازجمله این خطرات می‌توان به حوادث رانندگی در تانکرها یا سکوهای نفتی، صدمه به خطوط لوله دریایی، عدم رعایت قوانین و مقررات مربوط به ساخت تجهیزات، تعمیر یا ساخت و احتمال بروز اشتباهات توسط پرسنل عملیاتی و نگهداری اشاره کرد.

این نکته را نباید فراموش کرد که آلودگی ناشی از تاسیسات نفت و گاز به شرایط تاسیسات بستگی دارد. تاسیسات مدرن، با سیاست تخلیه صفر، هنگام کار عادی، محیط دریایی را آلوده نمی‌کند، اما تخلیه در صورت بروز حادثه امکان‌پذیر است، اتفاقی که اغلب در تاسیسات قدیمی رخ می‌دهد. نمونه آن، توسعه و وضعیت تولید نفت در قزاقستان است که این کشور را در زمره کشورهای تولیدکننده سنتی نفت و گاز طبقه‌بندی می‌کند که این امر لزوم پایش آلاینده‌های نفتی در این قسمت از خزر را 

نمایان می‌سازد.

 

شیلات و آبزی‌پروری، تهدیدی جدید

شاید عجیب باشد اگر از شیلات و آبزی‌پروری به‌عنوان عاملی برای آلودگی خزر یاد کرد. درحالی‌که بسیاری معتقدند این سیاست می‌تواند پایانی باشد بر صید غیرقانونی در خزر و حمایت از ماهیان و گونه‌های در معرض انقراض این پهنه آبی، اما واقعیت این است که استقرار مزارع آبزی‌پروری می‌تواند زیست‌بوم‌های طبیعی را تخریب کند. 

سیاست شیلات در ایران تا حد زیادی در انتقال از ماهیگیری به آبزی‌پروری متمرکز است و برای کاهش فشار بر منابع طبیعی و ایجاد شغل به‌طور نمونه در استان گیلان، نوع خاصی از آبزی‌پروری (پرورش در قفس) برای تولید گونه‌های ماهیان خاویاری و ماهیان استخوانی پیشنهاد شده است. این در حالی است که آبزی‌پروری فاقد خطر نیست و می‌تواند تاثیر منفی در ماهیگیری داشته باشد. این واقعیت که در مناطق نزدیک به مزارع ماهی، به دلیل آلودگی و تاثیرات دیگر بر زیست‌بوم‌های محلی، میزان صید کاهش می‌یابد، برای ماهیگیران به‌خوبی شناخته شده است. 

استقرار مزارع آبزی‌پروری می‌تواند زیست‌بوم‌های طبیعی را تخریب کرده و باعث شوری یا اسیدی‌شدن خاک و آلودگی منابع آبی شود که قبلا برای مصرف انسان مناسب بودند یا منجر به یوتریفیکاسیون یعنی غنی‌شدن آب از مواد مغذی و رشد گیاهان آبزی، ورود گونه‌های بیگانه و محدودیت جابه‌جایی تخم‌ها، لاروها، جوان‌ها و بزرگ‌سالان موجودات مختلف شود. تاثیر داروهای مورد استفاده در این مزارع را هم نباید نادیده گرفت.

 

سموم دفع آفات؛ آفت دریای خزر 

کشاورزی سال‌هاست که به آفتی برای دریای خزر تبدیل شده است. استفاده نادرست از سموم دفع آفات، کودها و پسماندهای دامی باعث آلوده‌شدن آب می‌شود و به رشد گیاهان آبزی کمک می‌کند. در سال‌های اخیر، صنعت و کشاورزی به‌خوبی در حوزه‌ی دریای خزر توسعه یافته است. این فعالیت‌ها، در ساحل غربی خزر از ساحل شرقی آن توسعه‌یافته‌تر است. رشد این بخش در سال‌های اخیر منبع قابل توجهی از آلودگی دریای خزر را به خود اختصاص داده است.

کیفیت آب به‌خصوص در برابر پسماندهای کشاورزی حمل‌شده توسط رودخانه‌های ورودی به دریای خزر آسیب‌پذیر است. یکی دیگر از مشکلات گسترده و شناخته‌شده مربوط به کشاورزی، افزایش بار نیترات در آب است. بار نیترات در حوضه آبخیز تجن در ایران در اصل از زمین‌های کشاورزی سرچشمه می‌گیرد؛ نیترات به‌طور گسترده در مزارع برنج و باغات مورد استفاده قرار می‌گیرد. علاوه‌براین، استفاده از سموم دفع آفات ارگانوفسفاته در فعالیت‌های کشاورزی نیز در حوزه خزر جنوبی تهدیدی برای انسان و حیات وحش محسوب می‌شود.

 

تخلیه فاضلاب از سواحل غربی و جنوبی 

آلاینده‌ها از منابع مختلفی ازجمله رواناب رودخانه‌ها، بارش، فاضلاب، تخلیه کشتی‌ها، تاسیسات نفت و گاز و انتشار گاز و مایع از بستر دریا وارد دریای خزر می‌شوند. رواناب رودخانه عمدتا بر خزر شمالی تاثیر می‌گذارد، زیرا رودخانه‌های این بخش بیشترین آورد را برای دریای خزر دارند و بالطبع، آلاینده‌های بیشتری را به همراه آب رودخانه به دریا تخلیه می‌کنند، اما میزان بارش در سواحل جنوبی پنج برابر بیشتر از میزان بارش در سواحل شمالی است. بنابراین آلاینده‌های جوی در درجه اول بر سواحل جنوبی تاثیر می‌گذارند. 

تخلیه فاضلاب یکی دیگر از عوامل آلوده‌کننده خزر محسوب می‌شود و عمدتا در سواحل غربی و جنوبی متمرکز شده است؛ جایی که مناطق شهری و بخش‌های صنعتی و کشاورزی توسعه‌یافته وجود دارد. برای نمونه می‌توان اشاره کرد که آلودگی دریای خزر از منابع زمینی در جمهوری آذربایجان عمدتا از تخلیه فاضلاب آلوده است. رودخانه «کورا» که به‌شدت توسط فاضلاب‌های داخلی و صنعتی ارمنستان و جورجیا آلوده می‌شود، نقش بسزایی در این آلودگی بازی می‌کند. همچنین، کیفیت آب در بخش شمال شرقی دریا تحت‌تاثیر رواناب رودخانه‌های اورال و ولگاست و بیشترین میزان آلاینده‌های وارده به دریای خزر را هم رودخانه ولگا به خود اختصاص می‌دهد. 

همچنین، تغییرات آب‌وهوا و پیامدهای ناشی از آن، ازجمله تغییر سطح دریا، تاثیر منفی قابل توجهی بر محیط منطقه می‌گذارد و بخش‌های مختلف اقتصادی کشورها ازجمله شیلات، حمل‌ونقل و ساخت‌وساز را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای در خزر رو به افزایش است؛ انرژی، صنعت، کشاورزی و زباله‌ها موارد اصلی در این بخش محسوب می‌شوند. 

سوزاندن گاز (فلر) یکی از منابع اصلی انتشار گازهای گلخانه‌ای در این دریاست و حمل‌ونقل نیز در آلودگی هوای همه دریاها، نه فقط خزر، نقش قابل توجهی دارد. 

 

ورود پسماندهای دریایی به سبد غذایی 

پسماندهای شهری عامل دیگر آلودگی‌ در دریای خزر به حساب می‌آید. رشد جمعیت و پسماند شهری در منطقه باعث افزایش فشار بر محیط ساحل دریای خزر شده، زیرا مهم‌ترین اثرات رشد جمعیت، ازبین‌رفتن یا تخریب منابع طبیعی و مزارع زراعی و در نتیجه تولید زباله و فاضلاب خانگی است. این اتفاقات به‌خصوص در قسمت غربی دریای خزر، باعث بدشدن کیفیت آب دریا شده است. 

بااین‌حال، کشورها توجه زیادی به مقوله دورماندن پسماندها از دریا و سواحل ندارند. از میزان زباله‌های تخلیه‌شده در محیط ساحلی یا دریایی خزر اطلاع زیادی در دست نیست، اما در کشور خودمان هم شاهد این بی‌توجهی هستیم و در سال‌های اخیر، تصاویر بسیاری از تلنبارشدن زباله‌های شهری در سواحل شمالی کشور منتشر شده، و این در حالی است که وجود پسماند در منطقه ساحلی، در صورت بروز امواج شدید، می‌تواند به منبع آلودگی دریا تبدیل شود و شیرابه زباله‌ها راه دریا را در پیش گیرند و منبع آلودگی شوند. 

منابع پسماند دریایی در دریای خزر شامل مدیریت نامناسب پسماندهای شهری، گردشگری ساحلی، دفع نامناسب پسماندهای خطرناک، ماهیگیری و حمل‌ونقل است. از آن‌جا که داده‌های موجود در مورد پسماندهای دریایی کمیاب است، به احتمال زیاد، بزرگی مشکل حتی بیشتر از مشاهدات بصری است که نشان داده می‌شوند. همچنین، منابعی ازجمله دفع غیرقانونی از کشتی‌ها می‌توانند سهم بسزایی در آلودگی دریایی داشته باشند.

به این موارد باید آلودگی‌های پلاستیکی و ریزپلاستیک‌ها را هم اضافه کرد. پلاستیک بیشترین سهم پسماندهای دریایی را به خود اختصاص داده و با منابع آلودگی زمینی و ریختن پسماند به دریا ارتباط نزدیکی دارد.

در سال‌های اخیر، جامعه علمی بین‌المللی توجه بیشتری به تاثیر پلاستیک‌ها بر محیط زیست دریایی، به‌ویژه هزینه‌های اقتصادی ـــ اجتماعیِ احتمالیِ مرتبط با مختل‎کردن خدمات بوم‌سازگان و خطرات احتمالی برای سلامتی انسان ناشی از ورود ریزپلاستیک‌ها به غذا از طریق ماهی در زنجیره غذایی داشته است.

صنعت گردشگری یکی دیگر از عوامل آلودگی دریای خزر به شمار می‌رود. سواحل ایران صنعت گردشگری بزرگ‌تری نسبت به دیگر کشورهای منطقه دارد. این امر لزوم مدیریت گردشگری و آلاینده‌های مرتبط با این صنعت ازجمله پسماندها را در ایران برجسته‌تر می‌کند. در ایران، گردشگران فصلی، که بیشتر از تهران برای گذراندن تعطیلات خود به سواحل خزر می‌آیند، منشا مقادیر زیادی پسماند و پسماند دریایی هستند.

 

آلودگی دریا در نوار ساحلی روسیه و ترکمنستان

عوامل هشت‌گانه آلاینده دریای خزر، بر کیفیت آب در مناطق مختلف این پهنه آبی تاثیرگذار بوده و بنا بر گزارش اولیه دفتر بررسی و مقابله آلودگی‌های دریایی سازمان حفاظت محیط زیست، پایش منظم وضعیت محیط زیست در حوضه دریای خزر که شامل پایش کیفیت آب دریا و رسوب بستر است، نشان می‌دهد که کیفیت آب دریایی در خزر شمالی به‌عنوان «تمیز» و آب دریایی در ایستگاه‌های ساحلی نزدیک به میادین نفتی Karazhanbas و Arman در خزر میانی به‌عنوان «تا حد متوسط آلوده» ارزیابی شده‌اند. در منطقه Karazhanbas و در طول Kenderli-Divichi، Peschanniy-Derbent و Mangyshlak-Chechen، کیفیت آب به‌عنوان «تمیز» ارزیابی شده است. 

در مقایسه با پس‌زمینه تاریخی، غلظت سورفکتانت‌ها یا مواد فعال سطحی در آب خزر افزایش یافته است. همچنین، افزایش غلظت محصولات نفتی در آب‌های نزدیک به میادین نفتی که در سال‌های 2016 ـــ 2017 شناسایی شده‌اند، در حدود سطح زمینه برآورد شده و این امر در سایر بخش‌های خزر شمالی نیز 

مشاهده می‌شود. 

بر طبق داده‌های Roshydromet، تخلیه محصولات نفتی در رودخانه ولگا به 50 هزار تن در سال 2016 رسید که سه برابر بالاتر از میانگین سال‌های 2001 ـــ  2015 است. در حال حاضر، آب دریا در نواحی ساحلی روسیه به‌عنوان «به‌طور متوسط آلوده» و «آلوده» و در دریای آزاد به‌عنوان «به‌طور متوسط آلوده» و «تمیز»

ارزیابی می‌شود.

پایش‌های سرویس کنترل زیست‌محیطی دریای خزر از سوی ترکمنستانی‌ها نشان می‌دهد که آب در بخش شرقی حاوی غلظت‌های مشخصی از هیدروکربن‌های نفتی، فنول‌ها و یون‌های فلزات سنگین است. کاهش فصلی در میزان اکسیژن محلول که می‌تواند از 6/4 تا 6/7 میلی‌گرم بر لیتر متغیر باشد، در این قسمت محتمل است. این کشور به‌ویژه بر نیاز به پاک‌سازی نقاط مهم همچون خلیج Soymonov متمرکز شده است که به‌شدت توسط کارخانه‌های پالایشگاهی در ساحل آلوده شده‌اند. این در حالی است که طی 10 سال گذشته، با مشارکت ملی، غلظت هیدروکربنی به 2/2 میلی‌گرم بر لیتر کاهش یافته است.

توزیع آلاینده‌ها در رسوبات بستر دریای خزر یکنواخت نیست، اما توزیع ناهمگن آلاینده‌ها در رسوبات بستر دریای خزر توسط داده‌های آلودگی برای رسوبات بستر خزر شمالی و میانی اثبات شده است. آلودگی رسوبات دریایی در بخش شمالی ـــ غربی دریای خزر، در مجاورت روسیه، توسط فرایندهای لیتودینامیک تعیین شده که از طریق آن‌ها، رسوبات معلق از دهانه رودخانه‌های ولگا، ترک و سولک به حوضه عمیق خزر میانی منتقل می‌شوند. 

نتایج پایشی که «Roshydromet» در شمال غرب دریای خزر در سال‌های 2012 تا 2014 به‌عنوان بخشی از برنامه بسط‌یافته ویژه در بیش از 100 ایستگاه انجام داد، نشان می‌دهد که غلظت آلودگی آلی در بخش شمال غرب دریای خزر ناچیز است. بر طبق این بررسی‌ها، اغلب شاخص‌های اصلی آلاینده‌های رسوب بستر دریا در اطراف تسهیلات نفت و گاز در سال 2017 در دامنه‌های غلظتی پس‌زمینه عادی بودند.

 

افزایش تمرکز کشورهای حاشیه خزر بر فعالیت‌های کشتیرانی

سلامت عموم مردم با وضعیت محیط زیست ارتباط تنگاتنگی دارد و توجه به آن باید به‌صورت جدی در دستور کار باشد. بر طبق گزارش دفتر بررسی و مقابله با آلودگی دریایی سازمان حفاظت محیط زیست، منطقه خزر یکی از سه منطقه اولویت‌دار پیش‌بینی‌شده برای تجربه هدررفت GDP یا تولید ناخالص داخلی در نتیجه آلودگی هوا، با توجه به ترکیبی از عوامل ازجمله غلظت‌های بالای آلاینده‌ها، جمعیت پیر و هزینه‌های نسبتا بالای درمانی است. 

دریای خزر بین دو ناحیه بازرگانی بزرگ واقع شده که بازار آسیا به سمت شرق، و اروپا به سمت غرب را به هم متصل می‌کند. موقعیت جغرافیایی و منابع نفت و گاز، هر دو بر رشد کنونی کشتیرانی در دریای خزر تاثیرگذار بوده‌اند که افزایش تولید و حمل‌ونقل نفت، در نتیجه‌ سرمایه‌گذاری در پروژه‌های نفت و گاز، با توجه به مخاطرات بالقوه زیست‌محیطی، نگرانی‌هایی را با خود همراه کرده است و این در شرایطی است که ارزیابی اثر حمل‌ونقل دریایی بر محیط دریای خزر هنوز تکمیل نشده و ادامه دارد؛ اما این اثر در حال حاضر می‌تواند توسط شاخص‌های غیرمستقیم همچون حجم کالاهای حمل‌شده یا ظرفیت بندر اندازه‌گیری شود. اغلب بنادر دریای خزر به دلیل گسترش فعالیت‌های کشتیرانی در حال بازسازی هستند. بندر باکو از دیرباز بندر مهمی در منطقه بوده، قزاقستان و ترکمنستان در حال گسترش صنایع کشتیرانی و بنادر خود هستند، ایران و روسیه نیز شدیدا بر روی ظرفیت ارائه‌شده توسط دریا متمرکز هستند.

به این ترتیب، می‌توان گفت که افزایش فعالیت‌های حمل‌ونقلی و بهره‌برداری نفتی در دریای خزر، به همراه رشد و گسترش شهرهای ساحلی در سواحل این دریا، بار آلودگی در این پهنه آبی را افزایش داده و نگرانی‌های بسیاری را با خود همراه کرده است. موضوعی که باید در کنار استفاده‌های اقتصادی از این دریا مورد توجه قرار گیرد این است که آلودگی خزر و به‌خطرافتادن این زیست‌بوم می‌تواند بر زندگی ساکنان حاشیه‌ای آن تاثیرگذار باشد و امنیت و سلامت آن‌ها را به خطر بیندازد.|

۲۵ شهریور ۱۳۹۹ ۱۳:۲۹