جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
 

اخبار

پنج روایت خواندنی از خزر

اقیانوسی که به دریاچه‌ای پر رمز و راز تبدیل شد

اقیانوسی که به دریاچه‌ای پر رمز و راز تبدیل شد

فسیل‌های زنده در خزر

 
دریای خزر زیستگاه بیش از یک‌هزار و 332 گونه جانوری است. در این پهنه آبی، حدود 850 گونه ماهی و جانور دریایی زندگی می‌کنند که 112 گونه آن‌ها مهره‌دار هستند و تنها جانور پستاندار خزر، یعنی فک دریایی، به دلایلی همچون به‌هم‌خوردن شرایط زیستی و صید بی‌رویه، چند سالی است که تلفات زیادی می‌دهد و در معرض انقراض است. به جمع جانوران دریایی که در خزر زندگی می‌کنند باید صدها گونه پرنده ساحلی را هم اضافه کرد. این پهنه آبی، هرساله در فصل زمستان میزبان پرندگان مهاجر است و زیستگاه زمستانی آن‌ها به شمار می‌رود. در این دریای بسته، حدود 126 گونه و زیرگونه ماهی وجود دارد و قسمت عمده موجودات دریای خزر را بی‌مهرگان تشکیل می‌دهند. شاید تصور این باشد که ماهیان بیشترین گونه‌ جانوری هستند که در دریای خزر زندگی می‌کنند، اما واقعیت این است که در بزرگ‌ترین دریاچه جهان، 100 گونه ماهی شناسایی شده که از میان آن‌ها، شگ‎ماهیان، کپورماهیان و گاوماهیان بیشتر از سایر ماهی‌ها هستند و تقریبا 70 درصد از کل ماهیان خزر را این سه گروه به خود اختصاص داده‌اند. در این دریا، برخی از گونه‌های کمیاب و در معرض خطر همچون ماهیان خاویاری و ماهی آزاد خزر زندگی می‌کنند که ماهیان خاویاری جزء گونه‌های محافظت‌شده خزر هستند که به دلیل صید بی‌رویه و به‌هم‌خوردن شرایط زیستی، در شرایط نامطلوبی به سر می‌برند. ماهیان خاویاری که به آن‌ها استروژن گفته می‌شود، از گونه‌های آبزی کم‌نظیری هستند که قدمتی چندصدمیلیون‌ساله دارند و متعلق به عصر ژوراسیک هستند. به دلیل همین قدمت، از ماهیان خاویاری به‌عنوان فسیل‌های زنده جهان هم یاد می‌شود. فیل‌ماهی، قره‌برون یا ماهی خاویاری ایران، ماهی خاویاری گلد (چالباش) یا روس‌ماهی، شیپ‌ماهی و ازون‌برون پنج گونه از ماهیان خاویاری ممتاز جهان هستند که در دریای خزر زندگی می‌کنند. دریای خزر بزرگ‌ترین منبع ماهیان خاویاری دنیاست و 90 درصد خاویار جهان را تامین می‌کند، اما متاسفانه آلودگی، ورود فاضلاب شهری و صنعتی به آب، صید غیرمجاز و قاچاق باعث شده ذخایر ماهیان خاویاری در دریای خزر به‌شدت کاهش یابد.  خزندگان یکی دیگر از گونه‌های جانوری هستند که در دریای خزر زندگی می‌کنند؛ البته در خزر تنها دو گونه مار بی‌زهر دریایی وجود دارد.
 
تنها پستاندار خزر در معرض انقراض
و اما تنها گونه‌ی پستاندار خزر، فک خزری است؛ گونه‌ای در معرض انقراض که کاهش قابل توجه تعداد آن در سال‌های اخیر، نگرانی‌های بسیاری را برای فعالان محیط زیست ایجاد کرده است. فک‌های دریا‌ی خزر در همه بخش‌های این پهنه ‌آبی هستند و می‌توان گفت محل زندگی آن‌ها با توجه به در دسترس‌بودن مواد غذایی، به‌صورت فصلی تغییر می‌کند. در فصل‌های تابستان، بهار و پاییز، فک‌های خزری در آب‌های حوزه ایران زندگی می‌کنند. در تابستان، وقتی دمای آب افزایش می‌یابد، آن‌ها به بخش‌های عمیق‌تر خزر مهاجرت می‌کنند تا در قسمت سرد آب باشند.
فک‌ها ارزش تجاری دارند. گوشت و پوست آن‌ها ارزشمند است و صیادان، چه به‌صورت مجاز و چه غیرمجاز، بلای جان این گونه شده‌اند. این در حالی است که جمعیت تنها پستاندار دریای خزر نقش مهمی در بوم‌سازگان دریای خزر دارد و با خوردن آبزیان بیمار، در جمعیت آن‌ها تعادل ایجاد می‌کند. 

تزیین خزر با 575 گونه گیاهی

 

دریای خزر، که بسیاری اعتقاد دارند باید به آن دریای مازندران گفته شود، زیستگاه حدود 575 گونه شناخته‌شده گیاهی است؛ پوششی از گیاهان آبی و گل‌دار. جلبک‌ها بیشترین سهم را در این پوشش گیاهی به خود اختصاص داده‌اند. در این دریا، پنج گونه ماکروفیت می‌روید و در کف خزر هم 205 گونه جلبک دریایی زندگی می‌کند. البته، میزان نمک آب خزر و دریاچه‌بودن آن (عدم اتصال به آب‌های آزاد) باعث شد این دریا از نظر گونه‌های گیاهی تشکیل‌دهنده نسبت به سایر دریاهای جهان فقیرتر باشد.

در بزرگ‌ترین دریاچه جهان، به‌جز بخش‌هایی که آب کاملا شیرین است، پنج گونه ماکروفیت می‌روید که همگی گل‌دار هستند و در مناطق کم‌عمق ساحلی دریای خزر زندگی می‌کنند. این گیاهان منبع تغذیه‌ای برای ماهیان خزر و پرندگان این پهنه‌ آبی هستند؛ البته، سالانه حدود دو هزار تن گیاه دریایی نیز از این دریاچه برداشت می‌شود و به مصارف پزشکی و دارویی می‌رسد.  به‌جز ماکروفیت‌ها که گونه‌های عالی به شمار می‌روند، دریای خزر زیستگاه گیاهان دیگری همچون جلبک‌هاست که جزء گیاهان پست محسوب می‌شوند. جلبک‌های خزر به‌صورت پُریاخته، تک‌یاخته و گاهی اوقات دارای ساختمان بافتی هستند. سیانوفیسه‌ها، جلبک‌های زرد طلایی، جلبک‌های آتشی یا دینوفلاژله‌ها و جلبک‌های سبز، انواع مختلف جلبک‌ها را در خزر تشکیل می‌دهند؛ البته این جلبک‌ها بیشتر در آب‌های شیرین می‌رویند و در دریاها نیز در محدوده‌های خاص جغرافیایی زیست می‌کنند. 

139 گونه از آن‌ها در خزر شناسایی‌ شده که بیشتر در خزر شمالی و در مصب رودخانه ولگا هستند.

سهم ایران از نفت خزر و یک بدشانسی

 

از دریای خزر و منابع نفتی آن به‌عنوان سومین منبع انرژی جهان یاد می‌شود، آن هم با ذخایری حدود 100 میلیارد بشکه‌ نفت، که به این ذخایر باید گاز طبیعی را هم اضافه کرد.

سازمان بین‌المللی انرژی، ذخایر تایید‌شده‌ی نفت خام و گاز طبیعی بزرگ‌ترین دریاچه جهان را بیش از  100 میلیارد بشکه نفت و 12 تریلیون مترمکعب گاز تخمین زده است. در میان پنج کشور حاشیه خزر، قزاقستان بیشترین سهم را از منابع نفتی خزر دارد. ذخایر نفتی این کشور حدود 32 میلیارد بشکه تخمین زده می‌شود. پس از قزاقستان، جمهوری آذربایجان بیشترین ذخیره منابع نفتی را در این دریاچه دارد و بهترین بهره‌برداری را از این منابع می‌کند. آذربایجانی‌ها نخستین کشوری هستند که فعالیت نفتی را در خزر آغاز کردند و از عمر فعالیت نفتی آن‌ها در خزر حدود 23 سال می‌گذرد. پس از این دو کشور، روسیه بیشترین سهم را دارد و ترکمنستان هم در رتبه چهارم ایستاده است.

ایران اما، کمترین سهم را از منابع نفتی خزر دارد، آن هم با یک بدشانسی. حدود 500 میلیون بشکه از ذخایر نفتی ایران در خزر قابل برداشت شناسایی شده است، زیرا ذخایر نفتی خزر که در آب‌های تحت حاکمیت ایران قرار دارند، در آب‌های عمیق هستند و بهره‌برداری از آن‌ها اقتصادی نیست و می‌توان از این چالش به‌عنوان بدشانسی ایران در بهره‌برداری از این منابع یاد کرد. 

این در حالی است که منابع نفتی خزر، در منطقه‌ای به‌مراتب امن‌تر و کم‌تنش‌تر از خلیج فارس قرار دارد، اما قرارداشتن این منابع در آب‌های عمیق خزر، صرفه اقتصادی بهره‌برداری از این منابع را کاهش داده و به نظر می‌رسد وجود منابع عظیم نفت و گاز در عمق کم آب‌های جنوب کشور هم انگیزه بهره‌برداری جدی از منابع خزر را کاهش داده است. حال آن‌که منابع نفتی سایر کشورهای حاشیه خزر در بخش کم‌عمق قرار دارد و بهره‌برداری از آن برای سایر کشورهای حاشیه خزر ـــ البته به‌جز روسیه که منابع نفتی عظیمی دارد ـــ  از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

بر همین اساس، کشورهای حاشیه خزر، طی سال‌های 1997 تا 2016، بهره‌برداری از میادین نفتی خود را آغاز کردند و در میان این پنج کشور، تنها ایران است که از ذخایر نفتی خود در خزر بهره‌برداری نکرده است. البته این به معنای توقف فعالیت نفتی ایران در خزر نیست. ایران از سال 1377 مطالعات وسیعی را در این پهنه‌ی آبی آغاز کرده و به منابع غنی هیدروکربور در بخش جنوبی و در آب‌های عمیق دریای خزر رسیده است، اما هنوز بهره‌برداری از این منابع را آغاز نکرده است. طبق برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، سهم ایران از ذخایر گاز دریای خزر هم حدود دو تریلیون فوت مکعب تخمین زده می‌شود که این منابع هم مورد بهره‌برداری قرار نگرفته‌اند و بهره‌برداری از ذخایر غنی گاز در جنوب کشور که با قطری‌ها مشترک است، در اولویت قرار دارد.   

سفر زباله‌ها به ساحل ایران

 

حتما شما هم تصاویر مقایسه‌ای از سواحل دریای خزر در شمال و جنوب آن را در شبکه‌های اجتماعی دیده‌اید. تصاویری که نشان می‌دهند خزر در سواحل سایر کشورهای حاشیه آن تمیز و دلرباست، صدف‌ها مهمان ساحل هستند و زباله‌ی چندانی در ساحل دیده نمی‌شود؛ اما وقتی در ادامه این سواحل به ایران می‌رسیم، پر می‌شوند از بطری‌های پلاستیکی، ماهی‌های مرده و زباله‌های شناور در آب.  در نگاه اول، انگشت اتهام به سمت مردم می‌چرخد؛ مردم توجه چندانی به پاکیزه ‌نگه‌داشتن این ساحل و دریاچه، که سالانه میلیو‌ن‌ها ایرانی را به سمت خود می‌کشد، ندارند. پس از آن، مسئولان به مدیریت نادرست پاک‌سازی و نگهداری از دریا و ساحل متهم می‌شوند، چراکه سال‌هاست ساحل خزر به مکان انباشت زباله‌ها تبدیل شده و شهرداری‌‌های برخی از شهرهای ساحلی از ساحل خزر به‌عنوان مکانی برای دفع زباله استفاده می‌کنند. این اقدام علاوه بر پخش زباله‌ها در ساحل، شیرابه‌ی زباله‌ها را هم روانه دریا می‌کند.

اما این داستان متهم دیگری هم دارد: جریان آب. جریان آب خزر از شمال غربی به سمت جنوب شرقی است؛ یعنی جریان آب، زباله‌ها و آلودگی‌هایی را که در سایر سواحل خزر وجود دارد، با خود به جنوب دریاچه که سواحل ایران قرار دارد می‌آورد و به این ترتیب، سواحلی که از گزند مردم و مسئولان شهری در امان مانده، از جریان آب در امان نمی‌ماند و مملو از زباله می‌شود. 

اقیانوسی که دریاچه شد

 

منابع پژوهشی می‌گویند دریاچه‌ای که به آن دریا گفته می‌شود، روزگاری حتی بزرگ‎تر از دریا بوده و بخشی از یک اقیانوس به حساب می‌آمده. آن‌طور که منابع تاریخی و گزارش‌های پژوهشی می‌گویند، دریاچه خزر باقی‌مانده اقیانوسی است به نام «تتیس» که پیش از شکل‌گیریِ کوه‌های آلپ و شروع پالئوژن (دوره سوم زمین‌شناسی) وجود داشته، اما هم‌زمان با شکل‌گیری این رشته‌کوه و آغاز این دوره، به دو حوضه جداگانه تفکیک شده: حوضه جنوبی که با اقیانوس اطلس مرتبط است و دریای مدیترانه فعلی را تشکیل داده و حوضه شمالی که از دره رود دن در جنوب شرق فرانسه تا ترکمنستان ادامه داشته است. طبق این تقسیم‌بندی، این مجموعه هم باز به سه بخش تحت‌عنوان پاراتتیس شرقی، مرکزی و غربی تقسیم شده. آن‌طور که پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوّی درباره این دریاچه نوشته: پـاراتتـیس شـرقــی شامل دریاهای خزر و سیاه، دریاچه آرال، نواحی قفقاز و کریمه در جمهوری ترکمنستان بوده است. فرورفتگی‌های کناری کوه‌های آلپ شرقی و فرورفتگی‌های بین جبال کارپات که در اروپای وسطا مشرف بر جلگه‌های اسلوواکی بوده، پـاراتتـیس مـرکزی را تشکیل می‌دادند و فرورفتگی‌های کنار کوه آلپ به همراه نهشته‌های مولاسی (رسوباتی که در کنار کوه‌ها هستند)، شامل پاراتتیس غربی می‌شدند. دریای خزر بخشی از پاراتتیس شرقی بوده که تا اواخر میوسن یعنی زمانی که علفزارها گسترده شدند، با دریای سیاه ارتباط داشته، اما با ادامه حرکات کوه‌زایی آلپ و بالاآمدن سرزمین قفقاز، ارتباط آبی دریای خزر با دریای آزوف و سیاه به وسیله گودال مانیچ قطع شد و خزر که زمانی جزئی از اقیانوسی بزرگ به حساب می‌آمد، ماهیتی جدید پیدا کرد و به یک پهنه آبی تبدیل شد که هیچ ارتباطی با آب‌های آزاد ندارد.  با ادامه حرکات کوه‌زایی آلپ، شکل ظاهری کنونی خزر شکل گرفت و خزر دریاچه‌ای محصور در میان پنج کشور ایران، روسیه، قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان شد.

۲۵ شهریور ۱۳۹۹ ۱۳:۲۸