جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
 

اخبار

همه‌ی نام‌های یک دریا

خزر، از هیرکان تا کاسپین

ترجمه: سیما هاشمی
کی از ویژگی‌های جالب دریای خزر، تنوع نام‌هایی است که در طول تاریخ به آن داده شده است. می‌توان گفت که بزرگ‌ترین دریاچه جهان و دریاچه‌ای که ساکنان اولیه ایران اعتقاد داشتند به آب‌های آزاد وصل است، همچون شهرها و تمدن‌های اطراف خود، دارای نام‌های متعددی بوده است.
این دریا در کشورهای کنونی حاشیه آن با نام‌های مختلفی خوانده می‌شود، اما در هیچ‌جا به اندازه ایران با نام‌های مختلف مورد اشاره قرار نگرفته است. قدیمی‌ترین نام ذکرشده برای این دریا، نام «هیرکانی» بوده که برخی مورخان رومی و یونانی هم به این نام اشاره کرده‌اند. البته برخی مورخان اعتقاد دارند که نام‌های مورد استفاده در دوران پهلوی میانه، اولین نام‌های ثبت‌شده و مکتوب در ایران برای نامیدن این دریا بوده‌اند که عبارت‌اند از: زارایا (Zarayeh) و روکاش (Rokash).
در کتاب «اوستا»ی زرتشت، از نام «ووروکش» (Vaurukesh) و نیز «فراخ کارد» (Farakh kart) به معنای «دریای فراخ»، برای نامیدن این دریا استفاده شده است.
در دوره حمله اعراب به ایران، این دریا بیشتر به نام «دریای قزوین» شناخته می‌شد و مورخان عرب هم از آن به نام «بحرالقزوین» نام برده‌اند. البته در برخی متون عربی هم از نام «بحر دیلم» برای نامیدن این دریا استفاده شده است. مورخ عربی، نویری، نام «بحرالعجم» را برای این دریا استفاده کرده و متذکر شده که مردمِ این ناحیه آن را «کور»، برگرفته از نام «کوروش» می‌نامند.
برخی دیگر از نام‌هایی که ایرانیان به‌صورت منطقه‌ای یا مقطعی برای نامیدن این دریا استفاده کرده‌اند عبارت‌اند از: دریای مازندران، دریای آبسکون، دریای طبرستان، دریای خراسان، دریای آرگانیا (این نام احتمالا ریشه قفقازی دارد و ساکنان شمال دریا از آن استفاده می‌کردند)، دریای قزوین، دریای دیلم، دریای گرگان، دریای ساری و دریای خزر.
برخی نام‌ها در منابع محدود، به‌خصوص در دوره حکومت‌های اولیه پس از پایان سلطه اعراب بر ایران، مورد استفاده قرار گرفته بودند که عبارت‌اند از: دریای گرگان (بحرالجرجان)، بحرالعجم، دریای بادکوبه، دریای گل و گلان، دریای خوارزم، دریای شیروان. نام‌هایی هم که برخی اقوام عموما ساکن شمال دریا و نیز برخی مورخان استفاده کرده‌اند عبارت‌اند از: موگان (مغان)، تالیزان، آکفوده درا (Akfoudeh Dera)، جیلی (Jili)، زره اوجستان.
«کاسپین»، که در زبان‌های لاتین بسیار مورد استفاده قرار گرفته است، به «کاسپین‌ها»، یکی از اقوام بومی ساکن در حاشیه دریا، برمی‌گردد و دقیقا به عنوان «خزرها» اشاره دارد. آذری‌ها دریای خزر را «خزری» می‌نامند که همان دریای خزر است. ترکمن‌ها هم این دریا را «Hazar deňizi» می‌نامیدند.
برخلاف برخی گمانه‌زنی‌ها، «خزر» هیچ ارتباطی با «قزوین» و تغییر این واژه در گذر زمان ندارد، اگرچه برخی منابع عربی از دریای خزر به‌عنوان دریای قزوین یاد می‌کنند. (به عبارت دیگر، «کاسپین»، با کمی تغییر تلفظ فارسی ـــ  عربی، «قزوین» نیست).
آرتور کستلر، نویسنده مشهور، در کتاب خود به نام «سیزدهمین قوم: امپراتوری خزر و پیشینه آن» (HUTCHINSON OF LONDON, LONDON, 1976) در صفحات 13 ـــ 20 ذکر کرده است: «در زمانی که شارلمانی تاج‌گذاری کرد تا قدرتمندترین شاه غرب باشد، محدوده شرقی اروپا بین قفقاز و ولگا توسط یک کشور تحت‌عنوان امپراتوری خزر اداره می‌شد. اوج قدرت این امپراتوری از قرن هفتم تا دهم میلادی بود که نقش مهمی در شکل‌دادن سرنوشت قرون وسطایی و به‌تبع آن اروپای مدرن ایفا کرد. کشور خزرها، دروازه حیاتی یک موقعیت کلیدی استراتژیک را اشغال کرده بود؛ بین دریای سیاه و کاسپین، جایی که قدرت‌های بزرگ شرقی آن دوره با یکدیگر مقابله می‌کردند، به‌عنوان یک واسطه عمل می‌کرد. ارتش‌های خزر به‌طور موثری جلوی حملات اعراب  را سد کردند و بدین ترتیب، مانع حرکت آنان به سمت غرب شدند. با توجه به این شرایط شگفت‌آور، بد نیست بدانیم که در سال 732 میلادی ـــ پس از پیروزی خزرها بر اعراب ـــ کنستانتین پنجم با یک شاهزاده‌خانم خزر ازدواج کرد. چند سال بعد هم فرزندشان امپراتور شد. لئوی چهارم، معروف به لئوی خزر...»
این نویسنده می‌افزاید: «بعدها، امپراتوری خزرها از هم پاشیده شد و این قوم در سرتاسر منطقه ازجمله کشورهای اروپایی گسترش یافت. او معتقد است که بسیاری از اقوام مناطق قفقاز تا شمال ایران از خاستگاه خزرهاست.» ایرانیان و دیگر مردمان اطراف دریای خزر از زمان بسیار قدیم وابسته به این دریا بودند؛ هم برای ماهیگیری و هم برای تجارت. مرفه‌ترین و پررونق‌ترین شهرهای ایرانیان در سواحل دریای خزر واقع شده بودند. ابن‌اسحاق ابراهیم‌ابن‌محمد فارسی، نویسنده کتاب «مسائل‌الممالک»، آورده است که در قرن دهم میلادی «بازرگانان مسلمان به قصد تجارت با کشتی‌های خود از طریق این دریا (دریای خزر) به سمت سرزمین‌های خزرها راهی می‌شدند ؛  به سمت سرزمین‌های آرام و گیل و طبرستان...»
در خصوص سایر زبان‌ها و کشورها باید گفت که مردم قزاقستان این دریا را «کاسپیی تنیزی» (Kaspiy teñizi) و مردم قرقیزستان آن را «کاسپیی دنیزی» (Kaspiy deñizi) می‌نامند.
در اروپای قرون وسطا و رنسانس، در دو متن به این دریا اشاره شده است که اولی، در نقشه جهان (Oronce) مربوط به سال 1531 میلادی است که در آن، این دریا به نام «آباکوچ» (Abbacuch) آمده و دومی، در نقشه مرکاتور در سال 1569 است که این دریا را «مار د سالا» (Mar de Sala) نامیده است.
منابع قدیمی روسیه نام این دریا را «دریای خوالین» یا «خاوالیس» (Khvalyn or Khvalis Sea) نام نهاده‌اند که در واقع تلخیص‌شده‌ی واژه‌ی «دریای خوارزمی» است. در روسیه مدرن هم این دریا را «دریای کاسپیوسکوی» نامیده‌اند که به نظر می‌رسد تغییریافته‌ی همان «کاسپین» باشد. |
۲۵ شهریور ۱۳۹۹ ۱۲:۴۶