جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
 

اخبار

درباره معیشت مردمان همسایه دریای خزر چه می‌دانیم؟

سراسر خزر

سعید برآبادی | روزنامه‌نگار
سراسر خزر

گلستان جای خالی دریا

مبدا مرور وضعیت معیشتی و مشاغل سه استان همسایه دریای خزر را استان گلستان قرار دادیم؛ چراکه به نظر می‌رسد این استانِ تاریخی کشور، که یکی از متنوع‌ترین اقلیم‌های جهانی را در خود به ثبت رسانده، از زمان استقلال از استان مازندران تاکنون، نتوانسته به جایگاهی که لایق خود است برسد. در این میان، مردم سخت‌کوش این خطه از کشور، به‌خصوص در طول سال‌های اخیر به دلیل شرایط نامناسب خلیج گرگان، بخش عمده‌ای از اقتصاد خود را که در گروِ دریا بوده، یا از دست داده‌اند یا دیگر از آن چیز قابل اعتنایی به دست نمی‌آورند.
اما چرا استان گلستان، استان مهمی است؟ جغرافی‌دانان تاکنون توانسته‌اند 13 اقلیم آب‌وهوایی را در جهان به ثبت برسانند. شاید کمتر کسی بداند که در استان گلستان، هشت اقلیم از این 13 اقلیم وجود دارد. ما در جاهایی از استان با آب‌وهوای معتدل مرطوب مواجهیم؛ کمی جلوتر، معتدل مدیترانه‌ای غالب می‌شود؛ بعد از آن، معتدل خشک و معتدل کوهستانی؛ و هرچه به سمت کوهستان می‌رویم، آب‌وهوا سردتر و خشک‌تر می‌شود. همین گونه‌گونی جغرافیایی، از استان گلستان منبع مهم کشاورزی و دام‌پروری ایران را ساخته است؛ شغل اکثر مردم این استان کشاورزی است و می‌توان گفت که گلستان یکی از مهم‌ترین استان‌های کشور در تامین کالاهای اساسی چون گندم، جو و البته پنبه است. این درست که دیگر آن مزارع بزرگ پنبه به‌خاطر خشک‌سالی، تغییر کاربری زمین، مهاجرت و البته نامساعدبودن بازار این محصول از بین رفته‌اند، اما بر کسی پوشیده نیست که لااقل نیمی از کلِ پنبه مورد نیاز کشور هنوز حاصل دسترنج پنبه‌کاران گلستانی است.
در سرتاسر استان، مزارع کُلزا در بهار به رنگ زرد درمی‌آیند و به بار می‌نشینند؛ این محصول، در کنار آفتابگردان، برنج، سویا، بادام زمینی، خیار، کاهو و دیگر دانه‌های روغنی، ازجمله اصلی‌ترین تولیدات کشاورزی استانی است که به پایه‌ای‌بودن کشاورزی در بافت و جغرافیای انسانی‌اش باور دارد. در طول سال‌های اخیر، یکی دیگر از شغل‌های رایج مردم این استان، پرورش ماهی در دریاچه‌های مصنوعی شده است؛ شغلی که به‌خصوص در استانی با شرایط آبی نابسامان، غنیمت است و گاه‌به‌گاه می‌تواند به تولید خاویار پرورشی باکیفیت و صادرات آن به کشورهای دیگر بینجامد. کرم ابریشم نیز یکی دیگر از محصولات این استان است که نوغانداری را در این استان شغلی موروثی کرده است. در کنار همه این‌ها اما، نباید از گردشگری غافل شد. از آن‌جا که در یکی، دو شماره‎ی آینده‌ی «بندر و دریا» درباره گردشگری و به‌خصوص گردشگری دریایی و گردشگری استان‌های ساحلی کشور سخن می‌رود، این‌جا و در همسایگی دریای خزر، تنها به ذکر این مورد بسنده می‌شود که بخش عمده‌ای از درآمد مردم استان گلستان از حضور گردشگرانی حاصل می‌شود که یا برای دیدن دریا رهسپار بنادر این استان می‌شوند و یا برای لذت‌بردن و گردش در دل بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین جنگل هیرکانی جهان.
عمده واحدهای صنعتی بزرگ منطقه گرگان، پیش از انقلاب و با محوریت کشاورزی و منابع و مواد اولیه احداث و پایه‌گذاری شده‌اند؛ ازجمله واحدهای بزرگی چون: کشت‌وصنعت گل‌چشمه، کشت‌وصنعت گرگان، صنعت چوب شمال، تخته شهیدباهنر، نئوپان شموشک؛ همچنین، ۲۵ واحد پنبه‌پاک‌کنی بزرگ و ۲۸ واحد آردسازی، که امروز به دلایل مختلف برخی از این واحدها دیگر نیستند و جای خود را به واحدهای صنعتی تازه‌نفس داده‌اند. بااین‌همه، از نظر توسعه و ایجاد ارزش‌افزوده‌ی صنعتی در واحدهای تولیدی، استان گلستان نوزدهمین استان کشور است و اگر بدانید که استان هم‌جوارش ـــ مازندران ـــ در سال‌های متمادی رتبه دوم این فهرست را دارا بوده، سنگینی سایه‌ی این استان را بر اقتصاد استان گلستان بیشتر حس می‌کنید.
یکی از اصلی‌ترین وجوه افتراق این استان با دو استان همسایه دریای خزر در اشتغال مردمش به کار معدن است. آمارها می‌گویند که در حال حاضر تعداد ۱۹ معدن فعال در استان وجود دارد؛ ازجمله: معادن زغال‌سنگ گنبد، معادن سنگ لاشه آهکی. این معادن از اصلی‌ترین قطب‌های معیشتی مردمی است که با وجود مشکلات فراوان و سختی‌های کار معدن، صبح تا شب را درون سیاهی و تاریکی به دنبال روزیِ خود تیشه بر سنگ می‌کوبند.
نکته‌ی مغفول‌مانده درباره استان گلستان، لزوم احیای تجارت دریایی آن است. درست است که امروز به‌خاطر بُخل آسمان و قهر زمین، خلیج گرگان در شرایط مناسبی قرار ندارد و نوار زندگیِ همیشه‌متصل این مردمان به دریا را قطع کرده، اما سازمان بنادر و دریانوردی در طول همه این سال‌ها سعی کرده با بررسی وضعیت موجود و راه‌های برون‌رفت از این چالش، رونق را به بنادر این استان بازگرداند. نباید از یاد برد که روزی بندر ترکمن و بندر گز از مهم‌ترین بنادر ایران در زمینه تجارت دریایی بوده‌اند و اتفاقا از مهم‌ترین بنادر امنیتی و ژئوپلیتیک کشور در دریای خزر. لزوم بازگرداندن رونق به این بنادر، نه فقط برای استمرار در معاش مردمی است که عمری روزی خود را از دریا گرفته‌اند، بلکه تبعات مثبت اقتصادی و امنیتی آن می‌تواند شرق کشور و حتی فلات ایران را بی‌نصیب نگذارد.
 
مازندران؛ پهناور  و باظرفیت
 
مشاغل اصلی وسعت (کیلومترمربع) تعداد شهرستان‌ها جمعیت (نفر) استان
کشاورزی، دام‌پروری، خدمات حوزه گردشگری 23756 ۲۲ 3283582 مازندران
 
 
مازندران، در بین سه استان شمالی کشور، بیشترین مرز دریایی را به خود اختصاص داده و همین موضوع از قدیم‌الایام، دریا و آب را به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های اقتصادی این استان بدل کرده است. حتی در مناسبت‌های تقویم و روزشماری‌های کهنِ مازندرانی‌ها هم همیشه بر آب و دریا به‌نوعی تمرکز بوده و برای این پدیده‌ی زندگی‌بخش، جایگاه مخصوص قائل شده‌اند. مردم در شهرها و روستاهای مختلف جشن‌ها و آیین‌های دینی و دنیایی زیادی دارند که به نام آب و در ستایش آب است. در نذر و نیاز‌هایشان و حتی غذایی که می‌خورند، خانه‌ای که می‌سازند، سبدی که می‌بافند و... می‌توان اثر آب و دریا را دید.
پیشینه تاریخی این استان، در کنار ظرفیت‌های مهم جغرافیایی، بومی و جوّی، باعث شده که از دیرباز، مازندران یک قطب اقتصادی و استانی با تنوع بالای اشتغال باشد. در سالنامه آماری کشور به این موضوع اشاره شده که مثلا در سال ۱۳۴۲ شمسی، این استان، در بین ۱۲ استان کشور، با ۸۸۳ واحد صنعتی و صنفی، ۱۶ هزار و ۵۰۴ نفر کارگر و حجم سرمایه‌گذاری چهار میلیون و ۶۳۱ هزار و ۱۸۹ ریالی، پس از پایتخت، صنعتی‌ترین استان کشور بوده و هنوز هم بخش عمده‌ای از محصولات لبنی، خوراکی و بهداشتی کشور در این استان تولید و به ویترین مغازه‌ها ارسال می‌شود.
اگر در امر صادرات، بخت چندان با بسیاری از استان‌های کشور کوک و همراه نبوده، مازندران اما از قرن‌های ماضی این فرصت را داشته است که محصولات خود را به کشورهای شمال دریای خزر مثل روسیه، آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان و نیز کشورهای آسیای میانه همچون پاکستان، افغانستان، هندوستان و حتی کشورهای اروپایی چون ایتالیا، آلمان، سوئیس، فرانسه، هلند، اسپانیا و البته آمریکا، کانادا، کویت، قطر، عراق و امارات برساند. اقلام عمده صادراتی در این رفت‌وبرگشت‌ها، انواع فراورده‌های لبنی، سیمان، خاویار، برنج، مرکبات، مصنوعات چوبی، شیرینی‌جات، انواع گل و گیاه، نوشابه و انواع نوشیدنی‌ها، محصولات کشاورزی و مواد معدنی و زینتی بوده است. نکته مهم اما درباره معیشت مردمان این استان، شباهت آن به دو استان دیگر است؛ یعنی باز هم کشاورزی در مقام اول، دام‌پروری در مقام دوم و درنهایت صید ماهی و زنبورداری در مقام‌های بعدی قرار دارند.
آمارهای کیفی وضعیت اشتغال در استان مازندران حکایت از آن دارند که وضع این استان در طول سال‌های اخیر و خصوصا از 1394 که فشار تحریم‌های ناجوانمردانه علیه ایران بیشتر و بیشتر شده، یک وضعیت رو به پایین است. به عبارت ساده‌تر، اگر در ایران سال 1396، نرخ بیکاری به 11 درصد رسیده بود، این رقم در استان مازندران کمی بالاتر از رقم کل کشور بوده؛ تا جایی که می‌توان گفت اگرچه امروزه‌روز فضای کسب‌وکار در استان رونقی یافته، اما هنوز مطلوب سرمایه‌گذاران نیست و شاید یکی از راه‌های اقناع سرمایه‌گذاران برای ورود به این استان، بازکردن مسیرهای دسترسی دریایی و رونق تجارت دریایی مازندران به‌خصوص از بندر امیرآباد باشد. در دنیای آمار، نرخ ثبت‌شده تورم در این استان، با رعایت روند کاهشی در سال 1396، به 7/12 درصد رسیده بود که اندکی بالاتر از رقم کشوری بود. همچنین، در همین سال، نرخ بیکاری به 1/12 درصد کاهش یافته بوده که آن هم اندکی بالاتر از متوسط کشوری (11 درصد) بوده است.
در بالا، از آن رو سخنِ بهره‌برداری از فرصت بندر امیرآباد و منطقه آزاد آن به میان آمد که نگاهی به درآمدهای عمومی استان در سال‌های گذشته گواهی می‌دهد که رونق تجارت دریایی می‌تواند زمینه‌ساز درآمدزایی بیشتر برای استانی باشد که روزگاری جزء دو استان برتر کشور در زمینه صنعت بوده است. به‌عبارت دیگر، درآمدهای عمومی استان در سال 1394 به میزان 10 هزار و 933 میلیارد ریال بوده که علی‌رغم رشد 6/13 درصدی، نتوانسته رقم مصوب را پوشش دهد.
 
گیلان؛ استان فرصت‌ها و تهدیدها
 
مشاغل اصلی وسعت (کیلومترمربع) تعداد شهرستان‌ها جمعیت (نفر) استان
کشاورزی، دامداری، صید ماهی و پرورش زنبورعسل و کرم ابریشم ۱۴۰۴۴ 16 ۲۵۳۰۶۹۶ گیلان
 
 
مظفرالدین‌شاه در سال 1278شمسی (هنگامی که مهمان استان گیلان امروزی شده) در سفرنامه‌اش می‌نویسد: «آمدیم توی مرداب [انزلی]، ماهیگیرها ماهی می‌گرفتند، یک کشتی هم پر از ماهی بود. جایی که ماهی می‌گرفتند، در آن‌جا سه عدد سگ‌ماهی بود که طول هرکدام از یک ذرع متجاوز بود... شکم ماهی را پاره کرده، به قدر دو مَن تخم ماهی بیرون آوردند که از آن تخم‌ها، خاویار درست می‌کنند. بعد، از کمر ماهی پی بیرون آوردند. به اندازه‌ی دو ذرع بود، که از آن نان خشک درست می‌نمایند. و پرده‌ی نازکی هم از شکم ماهی درآوردند که [از آن] سریشم درست می‌کنند.»
اشتغال در استان گیلان در همین تصویر کوچک و ساده، به‌روشنی دیده می‌شود. کشف ارتباط زندگی و معیشت مردم این استان با آب و دریا چندان سخت نیست؛ اما نمی‌توان از این واقعیت مهم چشم پوشید که شرایط جغرافیایی و آب‌وهوایی گیلان پایه‌ی نخست اقتصاد مردمش را بر کشاورزی بنا نهاده است. به‌عبارت دیگر، منابع آماری اشتغال در گیلان گواهی می‌دهند که اقتصاد این مردم نخست بر اساس کشاورزی، پس از آن، دامداری، در مرحله بعد، صید ماهی و پرورش زنبورعسل و کرم ابریشم است. اصلی‌ترین محصول کشاورزی این استان، برنج و چای است که از مهم‌ترین محصولات زراعی با قابلیت صادرات به حساب می‌آیند؛ اما در چند سال گذشته، خشک‌سالی‌ها از یک سو، سیل و دیگر بلاهای جوّی از سوی دیگر، و دست‌آخر ویلاسازی در زمین‌های کشاورزی، مانع از آن شده که کشاورز گیلانی همچنان کشاورز بماند و به فروش محصولش در آن سوی آب‌ها و در داخل بازار کشور بیندیشد.
شهرهای مهم استان گیلان در حوزه کشاورزی، لاهیجان و رودسر (برنج و چای)، رودبار (زیتون) و بسیاری دیگر از شهرهای کوچک‌تر و روستاهای ییلاقی این استان است. گیلان همچنین یکی از مهم‌ترین مراکز صید ماهی در کشور محسوب می‌شود؛ شهرهای ساحلی آستارا، کیاشهر و انزلی در این حوزه رکورددار هستند. ردپای پرورش زنبورعسل را هم می‌توان در اشکورِ بالا و پایین، عمارلو، دیلمان، آستارا و تالش گرفت.
هرچه شهرهای این استان به کوهپایه‌های البرز غربی نزدیک‌تر باشند، فراوانی مرتع بیشتر و بیشتر می‌شود و آرام‌آرام، شغل ثابت مردم، از کشاورزی یا صید ماهی به سمت دامداری تغییر مسیر می‌دهد. در پای همین کوهپایه‌هاست که زمین‌داران و مالکان خرد و کلان، مزارع کوچک گندم، جو، بادام‌زمینی و توتون دارند و در میانشان، هر سال درخت فندق و گردو می‌کارند.
گیلان در یک جلگه قرار دارد، اما این دلیلی بر آن نمی‌شود که گذران زندگی و معیشت مردمش تنها و تنها از طریق کشاورزی باشد. گیلانی‌ها از قدیم یکی از بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین بازارهای محلی را در کشور داشته‌اند و عملا بخش عمده‌ای از اقتصاد خرد و کسب‌وکار مردم این استان در همین بازارها نهفته است؛ بازارهایی که گاهی به‌صورت هفتگی فعالیت دارند، اما منبع همبستگی اجتماعی مردم یک محله، یک روستا، یک شهر  و البته یک استان هستند.
نکته عجیب درباره استان گیلان، پایین‌بودن سرانه تولید صنایع‌دستی است. شاید به این خاطر که گیلانی‌ها از قدیم با بازارهای کشورهای شمال دریای خزر در ارتباط بوده‌اند و در این زمینه، طبع‌آزمایی فراوان داشته‌اند و درنهایت به این نتیجه رسیده‌اند که به‌جای تولید و فروش صنایع‌دستی، محصولات کشاورزی و دامی خود را صادرات کنند. آمارها همچنین معترف‌اند که در دهه‌های اخیر، با وجود رشد سریع جمعیت، نه‌تنها فعالیت‌های اقتصادی در استان گیلان گسترش نیافته، بلکه با انقباض روبه‌رو بوده و برخی از رشته‌های مهم فعالیتی، فضای معیشت خود را از دست داده‌اند. واردات بی‌رویه و بعضا قاچاقِ برنج، اصلی‌ترین ضربه را به مردم گیلان و البته مازندران وارد کرده است؛ اما داستانِ واردات چای خارجی، درحالی‌که چای‌کاران گیلانی مجبورند محصول باکیفیت خود را به ارزان‌ترین قیمت ممکن بفروشند، قصه‌ی پر غصه این استان است.|
۲۵ شهریور ۱۳۹۹ ۱۲:۳۲