یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹
 

اخبار

نگاهی به چند رسم و آیین دریایی در بندر بوشهر

دِی‌زنگرو، گلین‌گلینا و چیزهای دیگر

دِی‌زنگرو، گلین‌گلینا و چیزهای دیگر
به بندر بوشهر، این شهر ساحلی خلیج فارس، با پیشینه‎ای چندهزارساله، که بروید قطعا پیاده‌روی در ساحل زیبای آن، هنگامی که مرغان دریایی بالای سرتان پرواز می‌کنند، رویایی به نظر می‌رسد. شاید هم وقتی در بازارهای پر از رنگ و لعاب آن قدم ‎بزنید کیفتان کوک ‌شود و صدالبته که با خوردن غذاهای خوشمزه و تند دریایی و محلی بوشهری هم لذتی وصف‌نشدنی نصیبتان ‌می‌شود که قابل بیان نیست. در کنار همه‌ این‌ها، نمی‌شود به این بندر قدیمی بروید و در مورد تاریخچه بوشهر و فرهنگ و آداب و رسوم آن کنجکاو نشوید و چیزی نپرسید؛ فرهنگی اصیل که با افسانه‌ها، قصه‌ها و اسطوره‌ها درآمیخته و با موسیقی خاص بوشهری عجین شده است. 
برای شنیدن بیشتر از فرهنگ و آداب و رسوم این بندر تاریخی و باسابقه، «ماندستان آیین بوشهر» را به من معرفی می‌کنند؛ موسسه‌ای فرهنگی که یک بانوی فعال بوشهری آن را مدیریت می‌کند: فاطمه پورتنگستانی. این موسسه در زمینه ماندگاری آیین‌ها، سنت‎ها و احیای آداب و رسوم بندر بوشهر و معرفی آن به دیگر نقاط کشور فعالیت می‌کند و آن طور که پورتنگستانی می‌گوید، همواره در جشنواره‌های استانی و کشوری ازجمله جشنواره‌های غذاهای محلی، لباس‌های محلی و بازی‌های بومی - محلی، آیین‌های دریانوردی و... شرکت داشته و دارد و در زمینه‌ی موسیقی محلی نیز فعال است. پورتنگستانی و همکارانشان با سفر به نقاط مختلف استان و انجام مصاحبه‌های میدانی، آداب، سنت‎ها، غذاها، نوع پوشش، گویش، موسیقی و بازی‌های محلی آن‌ها را گردآوری می‌کنند.
به دفتر «ماندستان آیین بوشهر» که می‌رسم، احمدرضا قربانی، یکی از پیشکسوتان هنر نمایش و تئاتر بوشهر هم حضور دارد. قربانی در آموزش اعضای گروه و آماده‌کردن آن‌ها برای مراسم و جشنواره‌ها نقش زیادی دارد. صحبت از آداب و رسوم و سنت‌های بوشهر که به میان می‌آید، حرفمان حسابی گل می‌اندازد و قربانی از سابقه‌ی آیین‌های بوشهری می‌گوید: «آیین‌‌های ما به‌طور کلی برگرفته از یک میراث کهن است. ما دو نوع میراث داریم. یکی، ملموس و مادی و دیگری، ناملموس و معنوی. آیین‌ها و فرهنگ و آداب و رسوم هم در زمره‌ی میراث ناملموس و معنوی قرار می‌گیرد.»
پیش‌تر شنیده بودم که مردم بوشهر به آیین و رسوم پیشینیان خود علاقه‌مندند اما نمی‌دانستم که از زمان تولد تا هنگام مرگ، زندگی جدایی‌ناپذیری با این آیین و آداب و رسوم دارند. مثلا مادری که برای کودکش لالایی می‌خواند، آن لالایی برگرفته از آیین بوشهر است؛ آهنگی که اتفاقا آن را در دستگاه اجرا می‌کنند و نسل‌به‌نسل به زنان امروز بوشهر رسیده و نشان‌دهنده‌ی غنا و اصالت فرهنگ بوشهری است. هنگام مرگ و تشییع جنازه هم مردم بوشهر با خواندن دعایی که جنازه را با آن بدرقه می‎کنند به‎نوعی از موسیقی وام می‌گیرند و آن را به زیباترین شکل ممکن و همچون یک سمفونی اجرا می‌کنند.
آن‌چه در ادامه می‌آید، خلاصه‌ای از صحبت‌هایمان در «ماندستان آیین بوشهر» است که به معرفی چند رسم و آیین دریایی در بندر بوشهر می‌پردازد. سپاسگزار فاطمه پورتنگستانی و احمدرضا قربانی هستم.
 
دعای گلین‌گلینا یا باران‌خواهی
از آن‌جا که بندر بوشهر در یک منطقه‌ی خشک قرار گرفته، دوران خشکسالی زیادی داشته است. مردم در آن دوران خیلی‌وقت‌ها برای فرار از خشکسالی مهاجرت می‌کردند و به مناطقی که رودخانه یا رودی وجود داشته، در نزدیکی کازرون یا شیراز، می‎رفتند و چادر می‌زدند. مراسم «دعای باران» یا همان «گلین‎گلینا» یک رسم قدیمی برای فراخواندن باران است. در این مراسم، همان طور که از نام گلین‌گلینا گرفته شده، شخصی گلی یا بهتر بگوییم ژنده‎پوش و فقیر را به درِ خانه‌ها می‌فرستند تا مواد موردنیاز درست‌کردن آش را از مردم بگیرد. (گلین‌گلینا به‌نوعی نماینده مردم بوده، به همین علت این مراسم به گلین‎گلینا شهرت یافته است.) گاهی نیز عده‌ای به ویژه کودکان پشت سر گلی راه می‌افتند و اشعاری می‌خوانند: «نه اُو بی، بارون بی. بارون بی، نه اُو بی.» (آب نبود، باران بود.) اگر صاحب ‌خانه به آن‌ها هدیه‌ای بدهد، می‌گویند: «خونه‌ی گچی، پُرِ همه چی»، اما اگر صاحب خانه به آن‌ها چیزی ندهد، می‌گویند: «خونه‌ی گدا، هیچی ندا.» (صاحب خانه گدا بود، هیچ
چیزی نداد!»
وقتی گلین‌گلینا مواد موردنیاز آش را جمع می‌کند، مردم با کمک و مشارکت یکدیگر آشی درست می‌کنند، سپس آن را بین خود تقسیم می‎کنند. همچنین، مهره‌های تسبیحی در این آش می‎ریزند و این دانه‌های تسبیح زیر دندان هر کسی که رفت باید «هاسک» یا همان آسیاب سنگیِ کوچک را بر دوشش بگذارد و مردم به اتفاق او به سمت قبله‌ی دعا، که به طرف دریاست، بروند و رو به دریا ترانه‎ای بخوانند و طلب باران کنند: «قبله دعا می‌شینیم، سی اُو خدا می‌شینیم.»
بوشهری‌ها عقیده دارند که این صداقت، صمیمیت و شفافیت قلب مردم باعث می‌شده که حتی در آبان‌ماه هم، با برگزاری این مراسم، باران ببارد.
 
دِی‌زنگرو
«زنگرو» به‌معنی خرچنگ و «دِی» هم به‌‎معنی مادر است و در زبان بوشهری «دی‌زنگرو» به معنی «مادر سیاه‌رو» است؛ موجودی به‌شکل یک خرچنگ بزرگ! زمانی که ماه‌گرفتگی یا خسوف رخ می‌داد، باور مردم بر این بود که یک موجود بزرگ دریایی جلوی ماه را گرفته است! بنابراین، مردم به کنار دریا می‌رفتند و با هر وسیله‌ای که دمِ دستشان بود به روی ظرف‌ غذا یا دیگ یا حلب یا دمام یا طبل یا... می‌زدند و تلاش می‌کردند صداهای بلند تولید کنند و آن موجود ترسناکِ روی ماه را فراری بدهند تا دریانوردانشان در تاریکیِ دریا گم نشوند؛ چون در گذشته نور ماه هدایت‌کننده و راهنمای مسیر کشتی‌ها بوده است. از آن‌جا که ماه‌گرفتگی زمان زیادی هم طول نمی‎کشیده، مردم خیال می‌کرده‌اند که با صداهایی که تولید کرده‌اند آن موجود ترسناک روی ماه را فراری داده‌اند!
 
زار (لیوا)
مردم بندر بوشهر در آیین زار بر این باورند که وقتی کسی مریض می‌شود، در واقع زار یا همان جن یا ارواح خبیثه به کالبد او وارد شده‌اند. ازاین‌رو مراسم خاصی همراه با موسیقی برگزار می‌کنند تا زار را از بدن شخص بیمار بیرون بکشند و چون کسی زبان زار را نمی‎داند، به شکلی نامفهوم و با آواهایی غریب و در عین حال آهنگین، همراه با موسیقی و با استفاده از سازهای کوبه‌ای با زار حرف می‌زنند و از او می‌خواهند که بدن فرد بیمار را رها کند.
 
آیین انتظار دریانوردان
در زمان‌های قدیم که شبکه‌های مخابراتی به این شکل پیشرفته نبود، وقتی دریانوردان بوشهری به سفر می‎رفتند، دیگر کسی از حال آن‌ها خبر نداشت. اگر سفرشان طولانی می‌شد یا توفان می‌آمد، مردم بر این باور بودند که کنار دریا بروند، فانوس در دست بگیرند و دَمّام بزنند که اگر کشتی راهش را گم کرده است، باد صدای دمام را به گوش آن‌ها برساند و دریانوردان به سمت صدا و به سمت ساحل حرکت کنند و راهشان را پیدا کنند. |
۲۷ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۲۵