یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
 

اخبار

نگاهی گذرا به زندگی و آثار ناخدا عباس دریانورد

دریانوردِ نوحه‌خوان

دریانوردِ نوحه‌خوان
در گوشه‌و‌کنار کشور پهناور ایران به نوابغ و نامدارانی برمی‌خوریم که مرور زمان نام آنان را به‌درستی آشکار نساخته و با تمام بزرگی و نبوغی که در وجود آنان بوده است، همچنان گمنام یا بی‌نام مانده‌اند، که قطعا دورافتادگی از مرکز و پایتخت و عدم دسترسی به چاپ و چاپخانه و نشر در این گمنامی و ناآشنایی دخیل بوده است.
بوشهر نیز شهری است که از قدیم از سابقه‌ی تاریخی، تجاری، هنری و دریانوردی بسیار برخوردار بوده و هست. زنان و مردان بسیار در رده‌های مختلف هنری، شعری، نویسندگی، ورزشی و مبارزاتی به این برخورداری همت کرده‌اند که ذکر و یادآوری نام همه‌ی آنان صفحات بسیاری را پر خواهد کرد. یکی از این مردان نام‌آورِ شاعر، نوحه‌ساز و نوحه‌خوان، دریانورد و دریاشناس، ناخدا عباس دریانورد، سرهنگ یا کاپیتان دریایی زمان قاجار و پهلوی اول، است که سال‌ها در نیروی دریایی ایران خدمت کرد و به درجات بالای نظامی رسید و علاوه‌بر خدمات دریایی و نظامی، در سرودن اشعار فارسی و نوحه‌های ماه محرم و صفر و خواندن آن‌ها در مساجد و تکایای بوشهر، بندر عباس و بندر لنگه، به نام و شهرت والایی دست یافت.
ناخدا عباس دریانورد متولد 1258شمسی در بوشهر و متوفای 1333 در اهواز است. از آغاز جوانی به دریانوردی و علم دریاشناسی علاقه داشت. هنوز خیلی جوان بود که به همراه پدرش، ناخدا احمد، به سفرهای دریایی می‌رفت. تقریبا 20 ساله بود که با پدرش از سفر هندوستان برمی‌گشت، در شبی زمستانی که دریا بسیار متلاطم و توفانی بود، کشتی ناخدا احمد گرفتار توفان شد و امواج کوه‌پیکر کشتی را به مخاطره انداخت. ناخدا احمد برای نجات کشتی تلاش فراوان کرد، اما توفان شدید و تلاطمِ کشتیْ ناخدا احمد را به دریا پرتاب کرد و سرنشینان کشتی نتوانستند برای نجات او کاری بکنند و کشتی بی‌ناخدا ماند و چون همه سرنشینان و خدمه کشتی هراسان شده بودند، عباس، که خیلی جوان بود و تجربیاتی را از پدرش کسب کرده بود، سکان کشتی را در دست گرفت و پس از دو روز، باد کشتی را به‌سوی زنگبار در آفریقا هدایت کرد و بعد از چند روز توقف، عباس کشتی را روانه بوشهر ساخت. این اولین تجربه دریایی ناخدا عباس بود.
در هنگام ورود کشتی پرسپولیس به بوشهر در اواخر عصر ناصرالدین‌شاه که ناخدا ابراهیم دریایی بوشهری سمت ناخدایی آن را به‌عهده داشت، چند افسر و ناخدای دیگر با او همکاری داشتند. این اشخاص عبارت بودند از: ناخدا محمود ناظم، ناخدا رجب افسر اول ناخدا محمد و ناخدا عبدالعباس دریانورد. ناخدا عباس بعدها به فرماندهی کشتی مظفری منصوب شد.
او به زبان‌های انگلیسی، عربی و هندی هم مسلط بود. به شعر و ادب علاقه بسیار داشت و تا امروز اشعار فراوانی از او بر جای مانده است. صدایش گیرا و جذاب بود، اشعار نوحه را می‌ساخت و آهنگ آن‌ها را خود تهیه می‌کرد و در مراسم سینه‌زنی در میان دایره سینه‌زنان با صدای گرم خود می‌خواند. تا امروز هم از نوحه‌های آن بزرگوار استفاده می‌کنند.
ناخدا عباس فردی ایرانی، وطن‌دوست، دلسوز و علاقه‌مند به ایران بود و با این‌که بارها دولت‌های همسایه به او پیشنهاد استخدام با حقوق و مزایای مکفی می‌کردند، اما او هیچ‌کدام را نمی‌پذیرفت و با حقوق کمِ دولت ایران در آن زمان می‌ساخت. در کتابچه یادداشت آن مرحوم، که از فرزندش زنده‌یاد حسین دریانورد به دست نگارنده‌ی این سطور رسید، کلیه خاطرات سفرها، نپذیرفتن دعوت خدمت به دولت عثمانی و ناخدایی‌اش در کشتی جنگی پرسپولیس، امتناعش از پذیرفتن مدال از طرف دولت همسایه، ترجیح‌دادن حقوق 750 ریالی دولت ایران به حقوق 500 روپیه‌ای دولت همسایه در سال 1298 در بصره، صرف‌نظر از یک‌‌هزار تومان و یک‎‌هزار و یک‌صد تومان شیرینی از طرف تجار بندر مهشور (ماهشهر)، افتخارش به 80 تومان حقوق دولت متبوع و نپذیرفتن ماهی دو هزار تومان از دولت بیگانه، انداختن اولین توپ در فیلیه به قصر خزعل به‌ دست خود در روز هفت مرداد سال 1304 ش ـ و بسیاری خاطرات دیگر به ثبت رسیده است.
عباس که از جوانی طبع شعر داشت و به اهل بیت اطهار، به‌ویژه به حضرت امام حسین(ع)، عشق می‌ورزید، از همان زمان به سرودن اشعار به‌خصوص در رثای اهل‌بیت و شهیدان کربلا می‌پرداخت. چیزی نگذشت که نوحه‌های او در محله‌های بوشهر، به‌خصوص در محله شنبدی، صف‌ها یا بُرهای سینه‌زنان را هدایت می‌کرد. علاوه‌بر نوحه‌خوانی، ناخدا عباس در خدمات دریایی و نظامی بسیار کوشید و گفته‌اند که او کاشف و بانی بندر شاهپور (بندر امام خمینی(ره) کنونی) بوده است.
یکی دیگر از خدمات او حمله به قصر شیخ خزعل در فیلیه و تصرف آن بود که در خرمشهر و اهواز ادعای استقلال می‌کرد و فتوحات او در این ماموریت، بدون این‌که خونی از دماغ کسی ریخته شود، قابل توجه فراوان است. او همه این خاطرات را در دفتر خود یادداشت کرده است و در مدت 30 سال خدمات دریایی و نظامی خود، این خاطرات را روزبه‌روز ثبت کرده است. علاوه‌بر خاطره‌های دریایی روزانه، یادداشت‌های دیگر نیز از حوادث و رویدادهای اجتماعی، شهری و اتفاقات طبیعی از او بر جای مانده است: حرکت از یک بندر و پهلو‌گرفتن در بندر دیگر، خاطره‌ی اشغال بوشهر به دست انگلیسی‌ها و بالا‌بردن پرچم انگلیس بر روی خاک ایران در بندر بوشهر، بیرون‌رانده‌شدن انگلیسی‌ها و برافراشتن مجدد پرچم ایران در بوشهر، حمله میرزا‌احمدخان دریابیگی با کشتی پرسپولیس به بندر لنگه و بیرون‌راندن اشغالگران و نجات بندر لنگه، یکنواختی پایه نظامی او در رتبه پنج که در تمام عمرش، این پایه را بالاتر نبردند و سرودن شعر (چون پایه پنجم)، تقاضاهای مکرر برای اضافه‎حقوق از نیروی دریایی که هیچ‌گاه از 12 تومان (120ریال) تجاوز نکرد، و بسیاری خاطرات دیگر.
ناخدا عباس تحصیلات عالیه نداشت، اما فکرش خوب کار می‌کرد و نیکو شعر می‌سرود. ضمن این‌که مرثیه و نوحه را هم خوب می‌سرود که تا امروز هم در استان‌های جنوبی مورد استفاده هستند؛ در سرودن اشعار دیگر نیز مهارت داشت، به‌ویژه در سرودن دوبیتی، غزل و قصیده. این هم چند نمونه از اشعار او:
بتا چندی است محرومم ز رویــت
نـــدیــدم لحظـــــه‌ای روی نکویت
خودت انصاف ده در این بیـابــان
 کجــــا باید روم در جست‎وجویت
* * *
به هر کـــــاری تــــوکــــل با خــدا کـــن
بــــه هر عهـــــدی که می‌بندی وفا کن
وفا از غیرت و غیرت ز مردی است
اگـــــــر داری بـــیــــــــا دردم دوا کـــــن
* * *
خدنــگ تیــــر دلــبـــر، ظـــــالـــمانه
زنـــد بر قـــلب مجــروحم نشـانه
جـــراحــــت‌های قلــب ناخــــدا را
کــــنــــد مبهـــوت، لقــمــان زمـــــانه
ناخدا عباس ترانه‌های فراوان دیگر، همچنین رباعیات اخلاقی و پند و اندرز بسیار نیز دارد. با تمام خدماتی که در طول سال‌ها به کشور و نیروی دریایی انجام داد، در زمان خود، دولت ایران قدر زحمات و خدمات این مرد را ندانست و در سال 1320ش، با حقوق بسیار ناچیز او را بازنشسته کردند، اما مجددا دعوت به کار شد و با حقوق ماهی 35 تومان مشغول شد و در سال 1329ش، با همان حقوق 35 تومان، برای همیشه بازنشسته شد، که بعدها، با مکاتبات و شکایت فرزندانش، ماهیانه 12 تومان به حقوق بازنشستگی او اضافه شد.
ناخدا عباس در فنون دریایی و دریانوردی مهارت بسیار داشت و چنان‌که گفته شد، او در حقیقت کاشف خورموسی و مبتکر تاسیس بندر شاهپور (بندر امام‌خمینی(ره) کنونی) بود.
وفات او در سال 1333ش در روز سیزدهم فروردین در اهواز روی داد و در صحن علی‌بن‌مهزیار اهوازی، در اهواز، با احترام بسیار به خاک سپرده شد.
تاکنون دو کتاب با موضوع زندگی، احوال و آثار ناخدا عباس دریانورد چاپ و منتشر شده است: یکی به دست زنده‌یاد علی‌نقی بهروزی در سال 1356، با عنوان «شرح‌حال و اشعار ناخدا عباس دریانورد» در چاپخانه‌ی خیام شیراز، و دیگری کتابی به نام «چون پایه‌ی پنجم»، که نام یکی از شعرهای ناخداست، به قلم این‌جانب (سیدجعفر حمیدی) و همکاری نوه‌ی ناخدا، خانم گلناز سعیدی، در سال 1380. |
۲۷ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۲۰