سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸
 

اخبار

سفری به هرمزِ خلیج فارس

اگر دنیا حلقه انگشتری باشد، هرمز نگین آن است

اگر دنیا حلقه انگشتری باشد، هرمز  نگین آن است

شماره‌ی گذشته، در صفحات «دور بنادر بگردیم» که عنوان بخش تازه‌ای است در «بندر و دریا»، درباره‌ی آستارا خواندیم که روایتی بود از بیش از 40 سال پیشِ این بندر شمالی. قرار است در این بخش، دست شما را بگیریم و به یکی از بنادر یا جزایر کشور ببریم؛ منتها این سفر در دهه‌های گذشته اتفاق می‌افتد و مربوط به این روزها نیست. به عبارتی، در این صفحات، گزارش‌هایی می‌خوانیم که برخی از نویسندگان، پژوهشگران و روزنامه‌نگاران، سال‌ها پیش به سراغ بنادر و جزایر بزرگ و کوچک کشور رفته‌اند و هر کدام از زاویه‌دید خود آن‌ها را معرفی و روایت کرده‌اند. نکته‌ی قابل توجه در این روایت‌ها، تغییر چشمگیر هر بندر از جهات مختلف در گذر زمان است، به‌طوری‌که وقتی آن‌ها را با امروزشان مقایسه می‌کنیم، باور برخی از نوشته‌ها به این آسانی نیست. این روایت‌ها، هر کدام در نشریات متعدد و به قلم نویسندگان مختلف نوشته شده‌اند؛ مانند نوشته‌ی مهشیده فرح‌بخش در مورد جزیره هرمز که برای این شماره برگزیده‌ایم. گزارش پیش رو که به دستور زبان و شیوه‌ی نگارش نویسنده وفادار است، در صفحات 60 و 61 مجله‌ی «تماشا»، شماره‌ی 260 به تاریخ 18 اردیبهشت‌ماه 1355 آمده است.

در دهانه‌ی خلیج فارس، جست‌وجوگر مروارید پربهایی هستیم که روزگاری نگین انگشتری دنیا بوده است: هرمز همان نام آشنا که در تاریخ ایران داستان‌ها دارد؛ به‌خاطر جلال و شکوهش، و بیش از همه به‌خاطر رزم‌آوری جنگجویان دلاورش.

اگر بخواهید به تماشای این جزیره بروید ـ که ویرانه‌های شکوهمند گذشته‌اش می‌رود که سیمایی تازه و نوین یابد ـ باید به اسکله‌ی قدیم بندر عباس بروید و در میان بانگ بلند صاحبان لنج، که طالب مسافرند، یا دست‌فروشان محلی، که بیشتر فروشنده‌ی ماهی هستند، لنجی را بیابید که مقصدش هرمز باشد.

مردان دریا بسیار آزموده‌اند. چهره‌های پُرشیار آنان، که با خشم طبیعت روزگار گذرانده‌اند، چنان ساکت و آرام است که اگر شما کنجکاو نباشید، هرگز لب به سخن نمی‌گشایند و این فرصتی است که به تاریخ هرمز بیندیشید.

 

تاریخ هرمز

جزیره‌ی هرمز، بنا به قول مورّخین، توسط اردشیر ساسانی بنیان نهاده شده است. این جزیره از قرن هفتم هجری رو به ترقی گذاشته و به مناسبت وضعیت خاص جغرافیایی خود، که در کنار تنگه‌ی هرمز واقع شده بود، توانست موقعیت مهمی در تجارت و بازرگانی آن زمان کسب کند و یکی از راه‌های حمل‌ونقل کالاهای مرغوب شناخته شود؛ تا به آن‌جا که بازرگانان صاحب‌نام دنیا خریدار اشیایی بودند که از این جزیره عبور کرده و از خاک سرخ این خطه گذشته باشد.

پس از استیلای اعراب بر ایران، جماعتی از زردشتیان که راهی هند بودند در این منطقه ماندگار شدند و در مدتی کوتاه‌تر از 20 سال، اهالی بومی را با اعتقادات و آداب و رسوم خود 

آشنا ساختند.

مارکوپولو، سیاح ونیزی، ابن بطوطه، سیاح اندلسی [مراکشی]، و بسیاری دیگر از این جزیره دیدن کرده و بسیار درباره‌ی آن نوشته‌اند. محمدحسن‌خان صنیع‌الملک در کتاب «مرآت‌البلدان» می‌نویسد: جزیره‌ی هرمز در زمان قدیم محل تجارت هند، چین و مشرق‌زمین بوده و در روایت است که پرده‌های تمام عمارت‌ها و آثار و ابنیه‌ی شهر از پارچه‌های زربفت بوده است.

در اواخر سده‌ی هفتم هجری شهر جدید هرمز بنا نهاده شد، این شهر در فاصله‌ی اندکی از شهر قدیمی قرار داشت و چون از نظر نظامی و تجاری اهمیت داشت، به‌زودی در رونق بازار کسب و پیشه شهرتی افزون یافت و بیش از یک قرن از مراکز تجاری و شهرهای معروف زمان خود بود. آلفونسو دو آلبوکرک، سردار پرتغالی، به‌دنبال نقشه‌های تسخیر مناطقی خاص از دنیا، توانست به جزیره‌ی هرمز نیز دست یابد و سرداران و سربازان پرتغالی را در آن جای دهد و ثروت افزون این منطقه را راهی دربار پرتغال سازد.

استیلای پرتغالی‌ها، که با بیگاری و نارضایی اهالی همراه بود، 170 سال به‌طول انجامید. تاورنیه [جهانگرد و بازرگان معروف فرانسوی] درباره‌ی هرمز می‌نویسد: پنجره‌ها و درب‌های عمارات هرمز از آهن مطلا بود؛ پرتغالی‌ها در طول اقامت خود در هرمز بسیاری عمارات بنا نهادند که از جمله قلعه‌ی معروف پرتغالی‌هاست که هنوز خرابه‌های آن بازگوی قدرت و جلال آن زمان است.

قدرت نظامی پرتغالی‌ها را شاه‌عباس کبیر درهم می‌کوبد و با بهره‌گیری از قدرت سرداران و سربازان ایرانی، هرمز را فتح می‌کند. اسکندربیک [ترکمان] منشی صاحب «تاریخ عالم‌آرای عباسی» در این باب چنین اشاره می‌کند: «... از فتوحاتی که در این سنه‌ی مبارکه یعنی ایت‌ییل مطابق احدی و ثلثین و الف [1031 ق] به نیروی اقبال قرین حال اولیای دولت بی‌زوال گردید، فتح و تسخیر بلده‌ی هرموز است که به‌سعی امام‌قلی‌خان، امیرالامرای فارس، به وقوع پیوست. در سال گذشته اشعاری شد بر ظهور بی‌ادبی‌های فرنگیه‌ی پرتگالیه‌ی مقیم آن‌جا، امیرالامرای مذکور لشکر به تادیب ایشان فرستاد. خود نیز متعاقب رفت. از مردمان صحیح‌القول راست‌گفتار مسموع گشت که عرض دیوار قلعه‌ی هرموز، که فرنگیه ترتیب داده‌اند، زیاده از سی زرع است که به سنگ و آهک استحکام یافته و غازیان عظام نیز لبه‌ی دو برج از بروج حصار خالی کرده باروت انباشته آتش دادند و باروت اجزای برج را به هوا برد و فرو ریخت، هنوز دو دانگ برج برجا بوده و به‌مجردِ اندک رخنه که به‌هم رسیده، غازیان مستعد یورش شدند و محصوران به‌قدرِ قوت و توان در مدافعه کوشیدند و مراسم قلعه‌داری به ظهور می‌آوردند تا آن‌که کار به محصورات تنگ شده، از مقاومت عاجز شدند.»

پرتغالی‌ها سه سال پس از سقوط هرمز چون از بازگرفتن آن جزیره ناامید شدند، از آن‌چه در سواحل خلیج فارس داشتند چشم پوشیدند.

مسلم است که جزیره هرمز از مراکز مهم بازرگانی خلیج فارس بوده و اوصافی که نویسندگان از شکوه و جلال آن نوشته‌اند، موید این گفتار است. گاهی 300 کشتی از ممالک مختلف در لنگرگاه هرمز جمع می‌آمدند و همواره 400 تاجر در آن اقامت داشتند. در هرمز بیشتر مروارید، ابریشم، احجار کریمه و ادویه تجارت می‌شد.

هرمز در دهانه‌ی خلیج فارس و به فاصله‌ی 24 کیلومتر از ساحل بندرعباس واقع شده و مساحتش حدود هشت کیلومتر مربع است. معدن گِل سرخ آن منحصربه‌فرد بوده و نمک سفید آن نظیر ندارد. محمدعلی سدیدالسلطنه در کتاب «بندر عباس و خلیج فارس» می‌نویسد: مشرب ساکنین از آب برکه [است] و هرگاه تمام شود با ماشوه آب از بندر عباس برند. برکه‌ی مخروبه زیاد است که عظمت سابق را بیان می‌کند، معیشت، صید ماهی، کارگری در معادن گل سرخ و استخراج نمک و کشتی‌بانی است. مشغله‌ی کشتی‌ها بارکشی از میناب به عباسی و جزیره‌ی قشم و بندر لنگه و عمان است. قریه‌ی هرمز از شمال به قلعه‌ی پرتغالی‌ها، از جنوب به کفه‌ای که به کوه متصل است، از مشرق به دریا و از مغرب به آثار قدیمی جزیره و از جنوب به آثار قدیمی قبرستان محدود می‌شود.

 

هرمز کنونی

از بندر عباس تا هرمز 24 کیلومتر است که لنج‌ها این فاصله را در مدت دو ساعت می‌پیمایند. ماهی‌ها به‌خصوص نوع دلفین آن هر لنجی را همراهی می‌کنند و به نظر می‌رسد مقدم مسافرین را گرامی می‌دارند. وجود دلفین‌ها باعث می‌شود که کوسه‌ها، که در عمق آب‌های خلیج فارس لانه و آشیانه دارند، کمتر فرصت حمله پیدا کنند، مگر خشم دریا بادبان‌های ضعیف را درهم شکند و طعمه‌ی روزی‌دهندگان خود را فراهم آورد، اما مردان این خطه هراس را از همان سنین کودکی از دل‌هایشان بیرون رانده‌اند.

جزیره‌ی هرمز در ساعات بعد از ظهر با رنگ قرمز، که تلالو کوه‌های گِل سرخ است، به‌سان اره‌ماهی بزرگی است که به‌آسودگی در بستر خویش آرمیده و از مسافتی بیش از 10 کیلومتر، به‌آرامی بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود تا به مسافرینی که در اسکله‌ی شرق قدم بر خاک سرخش می‌نهند، خوشامد بگوید.

سراسر جزیره‌ی هرمز را قشری از خاک سرخ پوشانده، مردان جزیره اگر در معادن کار نکنند، یقینا ماهیگیر و تعداد قلیلی هم به خرید و فروش اجناس موردنیاز اهالی مشغول هستند.

جبر طبیعت و نوع زندگی به آن‌ها آموخته که صبور باشند و از آن‌چه دارند بهره گیرند. بزرگ‌ترین نعمت زندگی آنان دریاست که چشم بدان گشوده و بدان نیز فرو می‌بندند و بالطبع از نعمات آن نیز بهره‌مند می‌شوند.

در جزایر خلیج فارس شاید بیشتر از 200 نوع ماهی بتوان صید کرد که یکی از مهم‌ترین مراکز ماهیگیری آن همین جزیره‌ی هرمز است که مخصوصا برای گرفتن ماهی‌هایی که ارزش غذایی دارند، از جمله میگو، مناسب است. اکثر مردم پیش از طلوع آفتاب در لنج‌های بزرگ و کوچک پارویی یا موتوری گرد می‌آیند و به صید ماهی می‌پردازند. ماهیگیران ماهی را پس از صید به‌صورت تازه یا خشک مصرف کرده و یا به فروش می‌رسانند. تورهای ماهیگیری از الیاف گیاهان و به‌خصوص نخل خرما تهیه شده و شبیه انواع تورهای مناطق شمال ایران است، منتها تور صید میگو شکل خاصی دارد. چون این ماهی در عمق آب و در میان گل‌ولای زندگی می‌کند و نمی‌توان به‌آسانی آن را صید کرد، اهالی بومی از یک نوع تور خاص، که در حقیقت شامل دو تور داخل هم است و از هرطرف به تخته چوبی بسته شده، استفاده می‌کنند، به‌این‌ترتیب که تور را از دو طرف لنج به کمک دو طناب نایلونی کلفت، که بیش از 120 متر طول دارد، به آب می‌اندازند؛ در اثر فشار آب، تخته‌ها به اعماق آب فرو رفته و به‌صورت افقی حرکت می‌کنند و باعث می‌شوند که میگوها از دهانه‌ی تور اول وارد و در تور اصلی گرفتار شوند. گرفتن میگو یا انواع دیگر ماهی‌ها معمولا صبح و عصر انجام می‌شود و هر بار سه یا چهار ساعت به‌طول می‌انجامد. میگوها یا به‌صورت تازه مصرف می‌شوند و یا آن‌ها را در آب جوشانده، سپس خشک کرده، نمک می‌زنند و در گونی می‌کنند تا بعدا به مصرف برسانند.

هرمز، مانند شهرهای بسیارکوچک دیگر، دارای یک خیابان، کوچه‌های تنگ به‌هم فشرده، خانه‌هایی با پوشش الیاف گیاهی، مدرسه و ادارات دولتی است از جمله گمرک، ژاندارمری... با چند مغازه. فروش ماهی و بسیاری از اجناس در کنار ساحل و به‌صورت دست‌فروشی انجام می‌گیرد. هرمز آب شیرین ندارد و آب خوردنی آن از جزایر دیگر تامین می‌شود. معدن خاک سرخ جزیره که از قدیم مشهور بوده، به‌علت کیفیت مطلوب و سطحی‌بودن معادن که نیازی به ایجاد تونل ندارد، یکی از جاذبه‌های اقتصادی این منطقه است که خاک آن در رنگ‌سازی و داروسازی مصرف شده و خریداران جهانی دارد.

 

آثار تاریخی

شهر هرمز، بنا به سابقه‌ی تاریخی، دارای آثار و ویرانه‌های بسیاری است که مشهورترین آن‌ها قلعه‌ی پرتغالی‌ها، برج گلک (به‌معنی خاک سرخ)، قصر بی‌بی‌گل، قصر صورت، مکتب‌خانه و شهر قدیم هرمز است.

قلعه‌ی پرتغالی‌ها که هنوز بسیاری از قسمت‌های آن به‌علت استحکام مصالح باقی است و به‌خوبی می‌توان آن را محافظت کرد؛ بافت معماری این قلعه بسیارغنی است و از هر طرف احاطه بر دریا دارد. چهار برج مراقبتی با ارتفاع 12 متر از سطح زمین، ورود و خروج هر نوع کشتی را بلافاصله اعلام می‌کرده است. مساحت محوطه‌ی قلعه 120×120 متر است و ساختمان‌های متعدد دارد. تمامی مصالح قلعه‌ی هرمز از سنگ‌های آتشفشانی است و دارای خلل و فرج بسیار است. این سنگ‌ها را اهالی بومی جزیره در زمان پرتغالی‌ها از راه‌های دور آورده و در ساختمان قلعه به‌کار برده‌اند. قطر دیوار در بعضی نقاط قلعه به چهار تا پنج متر می‌رسد. قلعه دارای اتاق‌های فراوان برای اسلحه‌خانه، استراحت سربازان، انبار غله و مواد خوراکی بوده که اکنون خراب شده و بقایای آن نشانه‌ی صدق این گفتار است. یک انبار بزرگ در وسط حیاط وسیع قلعه هست که منبع آب شیرین سربازان بوده. در جنوب غربی قلعه اتاقی با طاقی بسیاربلند قرار دارد که با سایر اتاق‌های قلعه تفاوت دارد و به نظر می‌رسد اتاق فرمانده پرتغالی‌ها بوده باشد. قلعه درست بر لب دریا واقع شده و در اطراف آن دیوارها را به‌خاطر نصب توپ باز کرده‌اند، که بعضی از آن‌ها از راه دور نیز قابل رویت است، در پایین هر یک از برج‌ها نیز هنوز لوله‌های توپ وجود دارد.

 

آداب و رسوم

نونی که از سفره خوات خرده از سفره هر تم ناشا خرده. (نانی که از سفره‌ی خویش خوری از سفره مردم بخوری.)

مردم هرمز دارای مذهب اسلام (شیعه و سنی) هستند، برخی از آداب و رسوم زردشتیان را نیز حفظ کرده و به‌طورکلی مردمانی ساده، خوش‌خلق و مهربان‌اند که بسیار پایبند اعتقادات و خرافات خود بوده و از انجام آن‌چه از گذشتگان آموخته‌اند غفلت نمی‌ورزند. مراسم ازدواج آنان ساده و همه، چون جزایر دیگر خلیج فارس، به‌دور از تشریفات برپا می‌شود. در میان اشعارشان عشق و علاقه به دختران بندری، که رنگی سپیدتر از چهره‌ی آنان دارند، موج می‌زند، بعضی از آداب و رسوم مردم هرمز از این قرارند: اگر کسی پیش از غروب آفتاب به خانه دیگری برود باید شام را در آن‌جا بماند. احترام به پاکی آتش و دست‌زدن به روی خاکستر گرم اجاق یا تنور در موقع ادای سوگند، آب و گلاب‌پاشیدن بر گور مردان، آرایش گور جوانان با شمع و چراغ و گل و سبزه، شمع‌افروختن در زیارتگاه‌ها، سفره‌آرایی و پاکیزگی، احترام به آسمان و دست‌به‌دعابرداشتن.

دریانوردان آهنگ‌ها و سرودهای خاصی می‌خوانند که ریتم آن آمیزه‌ای از موسیقی ساحل و آهنگ‌های هندی و آفریقایی است.

خورشید، مهتاب، دریا، ماهی، کوه، گل و سبزه و... در شعرها و ادبیات آنان نقشی بسزا دارد.

اگر هر غروب آفتاب بر ساحل این خطه گذر کنید، آوای ماهیگیران، دریانوردان و ساحل‌نشینان به گوش می‌رسد که به آوای موزون بانگ می‌زنند و نیاز خود را طلب می‌کنند. نوای ترانه‌هایشان همراه با جمع‌کردن تورها، به‌ساحل‌کشیدن لنج‌ها و جمع‌آوری ماهی‌ها ساعت‌ها به‌طول می‌انجامد، تا سیاهی شب به آن‌ها نیرویی بخشد که پگاهی دیگر باز با خشم دریا و سختی‌های زندگی مبارزه کنند.|

 

منابع 

1 ـ آثار شهرهای باستانی، سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان، تالیف احمد اقتداری

2 ـ تاریخ نظامی ایران (دوره‌ی صفویه)، تالیف دکتر خانبابا بیانی

3 ـ تاریخ عالم‌آرای عباسی، سکندربیک منشی

4 ـ بندر عباس و خلیج فارس، محمدعلی سدیدالسلطنه

5 ـ خلیج فارس و بندرعباس، پژوهش ایران‌زمین، محمدرضا فشاهی 

۱ دی ۱۳۹۸ ۱۱:۱۷