سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸
 

اخبار

جزیره پر ‌شده از زن‌های دست‌فروشی که نانشان به حضور مسافران گره خورده است

صنایعِ زنانِ دریا

صنایعِ زنانِ دریا
فروش مصنوعاتی که با صدف درست شده‌اند یکی از شغل‌های رایج هرمزی‌ها شده است. شغل بقیه‌ی زن‌‌ها مانند خاتون نیست. خیلی‌هاشان، که تا پیش از این درست مانند جزیره‌شان ـ هرمز ـ مهجور مانده بودند، به واسطه‌ی توسعه گردشگری حالا می‌توانند برای خود درآمدی داشته باشند. آسیب‌های مسافران به جزیره را که کنار بگذاریم، افزایش رفت‌وآمدها به هرمز نرخ بیکاری را تا حد قابل‌توجهی کاهش داده است. همان اولِ کار، از شناور که پیاده شوی و پا در اسکله هرمز بگذاری، زنانی را می‌بینی که به ردیف نشسته‌اند؛ یا گردن‌بند، مجسمه و گوشواره صدفی می‌فروشند یا خاک‌های رنگی.
 
کار می‌کنیم، پس هستیم
هاجر یکی از این زن‌هاست که در ورودی هرمز نشسته و خون‌گرمی‌اش آدم را پاگیر می‌کند. قسم می‌خورد که خاک‌ها را رنگ کرده و از جزیره چیزی برنداشته و گردن‌بندها را هم خودش با صدف‌های واقعی درست می‌کند. ابزار کارش هم گواه صحبت او هستند، می‌گوید: «شما بیا ببین اگر دروغ گفتم، نخر!» هاجر، که سرپرست خانواده‌اش است، می‌گوید از وقتی که مسافرخور این‌جا زیاد شده، او هم می‌تواند هزینه بچه‌هایش را تامین کند و خوشحال است که برای خودش کسب‌وکاری دارد: «احساس می‌کنم از این به بعد ما هم هستیم، چون کار می‌کنیم و درآمد بی‌منت داریم.»
فاطمه‌ی 35ساله با مادرش کنار معدن سرخ بساط کرده است. دو چوب در خاک زده و روی بند میان دو چوب گردن‌بندهای رنگارنگ آویخته است. پایین گردن‌بندها انواع و اقسام صنایع دستی را چیده که بیشترشان قیمت‌های پایینی دارند. گران‌ترین جنسی که در بساطش پیدا می‌شود 70 هزار تومان است. فاطمه، مثل خیلی از خانم‌های هرمزی، تا همین چند سال پیش بیکار بوده. شوهرش اعتیاد داشته و به‌سختی طلاق گرفته است و استقلال مالیِ این روزهایش، به قول خودش، نجاتشان داده: «چشمم ترسیده است. دیگر دلم نمی‌خواهد ازدواج کنم.» فاطمه درباره کسب‌وکار خود می‌گوید: «من که خودم بلد نیستم صنایع دستی درست کنم. تا به خودم آمدم، عروس شده بودم. 13ساله بودم که شوهرم دادند. بعد هم بچه اول و بچه دوم به دنیا آمدند و بچه‌ها را بزرگ کردم. من خودم این صنایع دستی را از کسی می‌گیرم و سودش را با هم نصف می‌کنیم.» فاطمه می‌گوید اگر مسافر زیاد باشد، درآمدش بیشتر می‌شود، اما به‌طور میانگین روزی 100 الی 150 هزار تومان برایش می‌ماند. البته در فصل‌های گرم درآمدشان صفر می‌شود و روزهایی که دست خالی به خانه می‌روند کم نیستند: «شده روزهایی که پول سه‌چرخه رفت‌وآمدم را هم قرض کرده‌ام.» 
مادر فاطمه هم میگو پاک می‌کند. او سال‌هاست که شغلش همین است. پیشتر‌ فقط به بندر عباس ماهی می‌فرستاده، اما الان هر طور که بتواند برای خودش مشتری جور می‌کند: «به مسافرها می‌گویم اگر دلشان بخواهد، می‌توانم برایشان میگو پاک کنم؛ عموما تهرانی‌ها خوششان می‌آید.» زن سیه‌چرده ادامه می‌دهد: «اگر رگش را بزنیم، کیلویی پنج هزار تومان می‌گیریم، اگر نه، قیمت کارمان پایین‌تر می‌آید.»
 
رونق اقتصاد بانوان
احمد مرادی، رئیس مجمع نمایندگان هرمزگان، سال 1396 در نشستی خبری اعلام کرده بود که نرخ بیکاری در استان هرمزگان 25 درصد است و بیکاری در هرمز و قشم بیداد می‌کند. برخی آمارهای رسمی هم در سال‌های گذشته حکایت از آن داشتند که به‌طور میانگین ماهانه 20 خانوار از هرمز به‌علت مشکلات اقتصادی مهاجرت می‌کنند. در جزیره‌ای که تا پیش از مستقرشدن سازمان بنادر و دریانوردی به‌سختی با سایر نقاط کشور ارتباط می‌گرفت، ‌زن‌ها هم دنیای دیگری داشتند، فقر و بیکاری هرمز به دامن آن‌ها هم کشیده شده بود و زندگی‌شان را سخت کرده بود. حالا اما، دیگر مثل سابق نیست که فرصت اشتغال برای ‌زن‌ها به تعداد انگشتان یک دست هم نباشد. آن‌ها، هر کدام که توانسته‌اند، از فرصت پیش‌آمده استفاده کرده و کسب‌وکاری برای خودشان راه انداخته‌اند. | 
۱ دی ۱۳۹۸ ۱۱:۰۹