سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸
 

اخبار

این روزها در جزیره هرمز چه می‌گذرد؟

سرزمین سرخِ شگفتی‌ها

سرزمین سرخِ شگفتی‌ها
هر کسی از ظن خود یار این جزیره می‌شود. بعضی‌ها آن را بهشت زمین‌شناسان می‌دانند و برخی دیگر به سکوت اسرارآمیزش می‌شناسندش. بعضی طبیعت بکرش را مثال می‌زنند و برخی برای دیدن ساحل سرخ و نقره‌ای‌اش کیلومترها رنج سفر را بر خود هموار می‌کنند. «هرمز» اما همه این‌ها هست و نیست. اصلا زیبایی‌هایش در کلمه‌ها خلاصه نمی‌شود. عجایبش را باید با چشم خود ببینی و خاکش را با دست خود لمس کنی.
پا که در اسکله می‌گذاری، موتور سه‌چرخه‌هایی را می‌بینی که رایج‌ترین وسیله نقلیه جزیره به شمار می‌روند. کمی آن‌طرف‌تر، سازه‌ای گلی که نماینده این آب و خاک است، توجه‌ات را جلب می‌کند؛ سازه‌ای که سمت راستش کافه و سمت چپش ایستگاه کرایه‌ی دوچرخه است. 
از این‌جا به بعد اگر عکس‌های جزیره را دیده باشی، دل توی دلت نیست که خودت را به ساحل سرخ یا دره‌ی مجسمه‌ها برسانی؛ به ساحل مُفَنِّغ، به قلعه‌ی پرتغالی‌ها، به همه‌ی هرمز، این سرزمین شگفت‌انگیز.

همه‌چیز درباره کلید خلیج فارس

جزیره‌ای با مساحت 42 کیلومتر مربع و در هشت کیلومتری بندر عباس که تا سال‌هایی نه‌چندان دور، شاید نامش را فقط علاقه‌مندان به تاریخ و دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته‌های تاریخ و زمین‌شناسی شنیده بودند. هرمز جزیره‌ای بیضی‌شکل و گنبدی نمکی است که به‌علت موقعیت جغرافیایی خاص خود و مجاورت با تنگه هرمز، خیلی‌ها آن را کلید خلیج فارس می‌نامند.

تا همین هفت، هشت سال پیش، هرمز جزیره‌ای مهجور بود. ملوانان می‌گویند برای این‌که مسافر را به هرمز بیاورند، باید التماس می‌کردند و دست آخر هم کسی با میل و اختیار برای دیدن این طبیعت بکر اقدام نمی‌کرد. فقر عادت همه مردم شده بود و ارتباطشان با بندر در رفع نیاز برای مواد ضروری خلاصه می‌شد. ورق اما با دو حادثه تلخ و شیرین برگشت. حدود هشت سال پیش، تعدادی معلم بازنشسته برای بازدید هرمز به بندر عباس می‌آیند. در آن سال‌ها حضور سازمان بنادر و دریانوردی در جزیره مانند امروز چشمگیر بود، چرا که اساسا سامان‌دهی گردشگر از وظایف این سازمان نیست. معلمانی که برای دیدن طبیعت هرمز، که در آن سال‌ها واقعا بکر بود، آمده بودند، به‌علت ناآگاهی از شرایط جوی و نبود شناور کافی، در مسیر بازگشت از هرمز به بندر عباس، گرفتار خشم دریا شدند. اتوبوس دریایی‌شان واژگون شد و متاسفانه 18 نفر از آنان غرق شدند. همین حادثه‌ی تلخ، عزم مدیران سازمان بنادر و دریانوردی را برای سامان‌دهی شناورهای مسافربری، در راستای مسئولیت‌های اجتماعی‌‍‌اش، جزم‌ کرد.

چند سال بعد، در سال 1392، تعدادی از هنرمندان، با هزینه‌ای حدود پنج میلیون تومان، فرش خاکیِ هرمز را طراحی کردند تا زیبایی‌های هرمز و کانی‌ها و سنگ‌هایش را در یک قاب به جهان نشان دهند. عکس‌های فرش خاکی در سراسر ایران و جهان دست‌به‌دست شد و پای گردشگر به این جزیره باز شد. تا جایی که بلافاصله بعد از انتشار عکس‌ها، بیش از سه هزار نفر به هرمز آمدند. حدود شش سال در جزیره هرمز فرش رنگارنگی پهن شد که دارای طرحی از لاک‌پشت بود؛ فرشی که شامل 10 نماد از فرهنگ و تاریخ غنی مردم جزیره هرمز بود و ۱۸ نوع خاک رس رنگارنگ را در دل خود جا داده بود.

 

چطور به هرمز برسیم؟

تا همین یک سال پیش، آخرین شناور ساعت چهار بعدازظهر بندر را به مقصد هرمز ترک می‌کرد، اما امروز ماجرا فرق کرده است. مادامی که مسافر از بندر به هرمز یا برعکس حضور داشته باشد، شناورها کار می‌کنند. تقریبا هر 15 دقیقه یک‌بار راه می‌افتند و عموما بین 100 تا 120 نفر مسافر را جابه‌جا می‌کنند.

به اسکله‌ی هرمز که می‌رسید، باید بدانید که حساب روستا از طبیعت جداست. سکونت‌گاه حدود پنج هزار نفر سکنه‌ی جزیره از جاذبه‌های طبیعی و گردشگری آن فاصله دارد و اگر اهل دوچرخه‌سواری یا پیاده‌روی نباشید، باید برای رفت‌وآمد بین این دو بخش از موتور سه‌چرخه‌ها استفاده کنید. نرخ آن‌ها، بسته به شرایط، متفاوت است. اگر مسافر کم باشد، به ساعتی 15 تا 20 هزار تومان و اگر مثل نوروز امسال تعداد مسافر زیاد باشد، نرخ آن‌ها گاهی به ساعتی 300 هزار تومان هم می‌رسد. 

 

از قلعه پرتغالی‌ها تا ساحل مُفَنِّغ

جنگل‌های «حَرا»، با درختانی که ریشه‌شان در آب است و بالای سرشان مرغابی‌ها پرواز می‌کنند، یکی از ماندگارترین تصویرهای هرمز برای ما بود. وقتی به سمت قلعه پرتغالی‌‌ها راه افتاده بودیم، نسیمی خنک از گزندگی آفتاب ظهر جنوب کم می‌کرد. «قلعه پرتغالی‌ها» مقصد بعدی است؛ قلعه‌ای مرجانی با قدمتی بیش از 500 سال که مهم‌ترین اثر باقی‌مانده از روزگار تسلط پرتغالی‌ها بر سواحل و جزایر خلیج فارس است. ترَک‌های عمیقی بر پیکره‌ی مرجانی‌اش نقش بسته است که جای خالی سازمان میراث فرهنگی را پر‌رنگ‌تر از همیشه می‌کند؛ قلعه‌ای که هنوز هم خیلی‌ها در سراسر جهان هرمز را به آن می‌شناسند. هزینه‌ی بازسازی و مرمت و نگهداری این قلعه بیش از سه میلیارد تومان برآورد شده که دستور پرداخت آن را معاون رئیس‌جمهوری در یکی از سفرهای استانی صادر کرده است.

در راه از «ساحل سرخ» رد می‌شویم، یکی دیگر از معجزه‌های مسلّم هرمز که گردشگران زیادی را از سراسر جهان به این‌جا کشانده است. معدن خاک سرخ روزگاری دلیل ثروت این جزیره بوده است. از کنار سنگ‌های سفیدی که به سنگ باران معروف‌اند و از کنار زنان دست‌فروشی که نانشان‌ از دریا و صدف‌هایش است می‌گذریم و به «دره مجسمه‌ها» می‌رسیم؛ صخره‌ای نرم و مرتفع که هزاران سال زیر آب بوده و روند فرسایش به آن شکل‌های گوناگونی داده است: خروس، اژدها، مرغ! از دره‌ی مجسمه‌ها که بیرون آمدیم، هوای ساحل بکرِ مُفَنِّغ به مشاممان رسید؛ ساحلی که باید برای رسیدن به آن صخره‌نوردی کنی، یا قایقی کرایه کنی تا جزیره را دور بزند و تو را به آن برساند؛ ساحلی بکر و ساکت با رنگ خاکستری ملایم که تصویرش در آب هوش از سر آدم می‌برد.

 

آقای پویان اولین آشپز جزیره

در همین یکی، دو سال اخیر، کافه و رستوران در هرمز آن‌قدر زیاد شده که بومی‌ها می‌گویند دیگر جزیره برای کافه جا ندارد. کافه صبورا، کافه رونگ، کافه گِلَک... غذاخوری خاله‌فاطمه و خالو‌شهریار، آشپزخانه آقا‌پویان، آشپزخانه خنجی‌زاده و ساندویچ هرمز. رستوران هم به آن معنا اگرچه در هرمز وجود ندارد، اما تعداد زیادی از هرمزی‌ها در خانه‌هایشان برای گردشگران غذا می‌پزند. آقای پویان و همسرش از نخستین کسانی هستند که در خانه خود برای مسافران غذا تهیه می‌کنند. آن‌ها، به گفته‌ی خودشان، نخستین آشپزخانه هرمز را به راه انداخته‌اند و تا امروز میزبان هزاران نفر در خانه بومی خود در روستای هرمز بوده‌اند. آقای پویان می‌گوید: «شروع کار ما همزمان با مسابقات ورزشی بود که در سال 1385 در هرمز برگزار شد. آن زمان مسئولان از من پرسیدند تو که متولی برگزاری این مسابقات شده‌ای، چطور می‌خواهی در این جزیره غذای 200 نفر آدم را تامین کنی؟ من به آن‌ها گفتم ماهی که هست، میگو هم هست، خودمان درست می‌کنیم. و این شروع کار ما بود. بعد از اتفاق «فرش خاکی» و حضور مسافران در جزیره، دیگر کم‌کم ما هم کار غذاپختن را در خانه خودمان برای مسافران ادامه دادیم و این‌جا خانه و آشپزخانه ما شد.» مسئولیت اصلی پخت غذا روی دوشِ زیباخانم، همسر آقای پویان است. صبح‌ها حوالی ساعت پنج بیدار می‌شود و غذا را بار می‌گذارد. می‌گوید امروز فقط 20 پرس میگو زده است و خیلی مشتری نداشته‌اند. او صاحب شش فرزند است که همه را به قول خودش راهی خانه بخت کرده، جز دختر 27 ساله‌اش که فعلا در کار پخت غذا کمکش می‌کند. «خیلی روزها باید برای مسافران تورها غذا بپزیم. بعضی روزها 100 تا 150 پرس هم سفارش می‌گیریم. البته در گذشته رونق کار ما بیشتر بود، چون تنها آشپزخانه‌ی جزیره بودیم. حالا دیگر هرکس برای خودش یک آشپزخانه زده.» زیباخانم این‌ها را می‌گوید و روی برنج‌ها روغن داغ می‌ریزد و در کنارشان فلفل سبز و لیمو هم می‌گذارد. 

 

نگذاریم جزیره بمیرد 

هرمز، به‌علت دارا بودن خاک‌های متنوع و طبیعت عجیب و بکرش، به بهشت زمین‌شناسان شهرت دارد. زیبایی‌های طبیعی آن و شاید اتفاق «فرش خاکی» سبب شده که هر کسی به خودش اجازه دهد گوشه‌ای از خاک هرمز را در شیشه کند، به شهر ببرد و بفروشد. این در حالی است که شکل‌گیری کوه‌ها و کانی‌های رنگی جزیره‌ی هرمز نتیجه‌ی میلیون‌ها سال تحولات زمین‌شناختی است و در صورتی که از بین بروند، دیگر هیچ‌چیز نمی‌تواند جایگزین چنین پدیده‌ی نایابی شود و در کنار آن، اقتصادی که امروزه به واسطه‌ی حضور گردشگران تا حدی در جزیره رونق پیدا کرده، دوباره راکد و بی‌رونق می‌شود. 

در میان کوه‌های این جزیره، کوهی قرمز‌رنگ به نام «گِلَک» وجود دارد که جزء دیدنی‌های جزیره به حساب می‌آید. حتی مردم محلی از خاک این کوه به‌عنوان ادویه در غذاهای خود استفاده می‌کنند و برخی مغازه‌های بندر عباس آن را با قیمت نسبتا بالایی برای فروش گذاشته‌اند. سئوالی که دلسوزان جزیره دارند این است که آیا مسئولان و متولیان هرمز قرار است تا همیشه به این مسئله بی‌توجه باشند؟ جزیره‌ای که کمتر از 10 سال پیش در شلوغ‌ترین روز خود 200 نفرسفر را به ثبت رسانده بود، حالا با فراهم‌شدن زیرساخت‌ها توسط سازمان بنادر و دریانوردی و همراهی مردم بومی، در چهاردهم فروردین امسال بیش از 18 هزار نفرسفر را در کارنامه خود ثبت کرده است.|

۱ دی ۱۳۹۸ ۱۰:۴۵