چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸
 

اخبار

انگار در شهر عروسی بود

محمدعلی بشیری دزفولی| بازنشسته
 
 
 
در زمان جنگ ما به‌صورت کاروانی، کشتی‌هایی را که از بندرعباس، بوشهر و جزیره خارک راه می‌افتادند، در بندر امام خمینی(ره) راهنمایی و هدایت می‌کردیم. ما یک گروه راهنما در بندر امام خمینی(ره) بودیم. برای مثال 20 کشتی با بار آماده می‌شد که به بندر برود. 20 راهنما هم از کشتی‌ها بالا می‌رفت تا آن‌ها را به سمت بندر هدایت کند. در همان لحظه ممکن بود 15 کشتی در بندر در حال تخلیه باشند و 15 راهنما هم همراه آن کشتی‌ها باشند. با این توضیح جمعا ممکن بود در یک رفت‌وآمد 35 کشتی راهنمایی شود. در آن لحظات ما موردحمله هواپیماها و هلیکوپترهای دشمن قرار می‌گرفتیم و ممکن بود با مین‌های شناور برخورد کنیم. هر کاروان متشکل از تعدادی کشتی در حین راهنمایی و هدایت ممکن بود دچار مشکل شود و تعدادی از کشتی‌ها آسیب ببیند، هرچند خیلی وقت‌ها هم هیچ‌یک از کشتی‌ها آسیب نمی‌دید و به‌سلامت همگی بارشان را تخلیه می‌کردند. بنابراین تعداد یک‌هزار و 625 فروند کشتی از سوی محمدعلی بشیری هدایت نشده و این تعداد را همه راهنماهای فعال در هشت سال دفاع مقدس برای ورود و خروج از بندر امام خمینی(ره) هدایت کرده‌اند. این توضیح لازم بود تا همه متوجه شوند این کار را نباید به‌عنوان اقدام برجسته دریاییِ شخص من قلمداد کنند.
درباره طرح تجسس و نجات دریایی ایران و تصویب در هیئت دولت باید توضیح بدهم که ما در سازمان بنادر و دریانوردی یک گروه بودیم. در اداره ثبت کشتی‌ها تشکیل جلسه می‌دادیم و تجسس و نجات در دریا را با توجه به سیستم ناوبری کشتی‌های مدرن و به‌روز، سازمان‌دهی می‌کردیم. یکی از نمونه‌های این سازمان‌دهی، تشریح این موضوع بود که در بنادرمان باید الزامات خاصی وجود داشته باشد تا وقتی یک کشتی دچار نقص فنی می‌شود یا مورد اصابت قرار می‌گیرد، بتواند با سیستم‌های ناوبری جدید هدایت بشود.  در طول سال‌های فعالیتم در سازمان بنادر و دریانوردی اتفاقات تلخ و شیرین زیادی را پشت سر گذاشتم اما شاید یکی از خاطرات تلخ من به دوران جنگ، ماجرای شهید خلیلی باشد. در آن زمان با کاروانی داشتیم به مقصد بندر امام خمینی(ره) می‌آمدیم. یکی از کشتی‌ها مورد اصابت شلیک دشمن قرار گرفت. راهنمای آن کشتی شهید خلیلی بود. چند روز بعد وقتی یکی از بچه‌های راهنمای هدایت (آقای احد شجری کهن) به همان کشتی رفت، از جسد شهید خلیلی به‌اندازه یک قوطی خاکستر باقی مانده بود. او بقایای آن شهید را با خودش آورد و ما به‌اتفاق کل افراد راهنمای آن زمانِ بندر امام خمینی(ره) و مسئولان آن زمان سازمان، پیکر او را در شیراز تشییع کردیم. شهید خلیلی جنگ‌زده بود و خانواده‌اش در شیراز زندگی می‌کردند. به‌طورکلی خاطره شیرین من از دوره‌ای که به‌عنوان راهنما و هدایت‌گر فعالیت می‌کردم این بود که با هر کاروانی که وارد بندر امام خمینی(ره) می‌شدیم، شهر روشن می‌شد، بازار رونق می‌گرفت و کارگران مشغول به‌کار می‌شدند. کامیون‌ها برای بارگیری می‌آمدند و انگار در شهر عروسی به پا شده بود.
۲۸ مرداد ۱۳۹۸ ۱۳:۲۹