دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸
 

اخبار

برنامه‌ریزی فضایی دریا

برنامه‌ریزی فضایی دریا
مقدمه
کمیسیون بین‌الدول اقیانوس‌شناسی یونسکو1، طی دهه‌‌ی گذشته رویکرد برنامه‌ریزی فضایی دریا (MSP2) را به‌عنوان ابزاری سودمند برای اجرای مفهوم کمیسیون بین‌‌الدول اقیانوس‌‌شناسی مدیریت اکوسیستمی3 معرفی کرده است. توجه به MSP در سال‌‌های اخیر به‌عنوان یک رویکرد کاربردی برای مدیریت تعارض‌ها و گسترش سازگاری‌‌ها، رشد بسیار زیادی داشته است. 
کمیسیون بین‌‌الدول اقیانوس‌‌شناسی یونسکو در سال 2006، نخستین کارگاه بین‌‌المللی را درخصوص کاربرد MSP به‌عنوان ابزاری در مدیریت استفاده از دریا تشکیل داد. در این کارگاه حدود 50 شرکت‌کننده از 20 کشور مختلف تجربیات کاربردی خود در مدیریت استفاده مناسب از دریا، MSP و پهنه‌‌بندی اقیانوس را به اشتراک گذاشتند. هدف کارگاه بررسی و مستندسازی فرایند مدیریت پیکره‌ی دریایی در حوزه‌ی اختیارات ذی‌نفعان، تحقیق، برنامه‌‌ریزی، تحلیل، اجرا، پایش و ارزشیابی، ترتیبات نهادی و ظرفیت‌‌سازی برای توسعه‌ی بهره‌برداری پایدار از منابع دریایی
بوده است.
این اقدام منجر به گردآوری و تالیف اولین راهنمای بین‌المللیMSP با عنوان «برنامه‌‌ریزی فضایی دریا یک رویکرد گام‌به‌گام به‌سوی مدیریت اکوسیستم محور4» شد که به‌سرعت مورد اقبال بین‌المللی قرار گرفت و هم‌اکنون به شش زبان مختلف ترجمه شده است. با توجه به ظرفیت‌های فنی و سازمانی کشورها در سراسر جهان، کمیسیون بین‌‌الدول اقیانوس‌‌شناسی، MSP را به‌‌عنوان بخشی از استراتژی مدیریت یکپارچه منطقه‌ی ساحلی5 خود، که توسط مجمع IOC در سال 2011 تایید شده، مورد توجه قرار
داده است. 
کمیسیون بین‌‌الدول اقیانوس‌‌شناسی، از آن زمان تاکنون به مستندسازی عملکرد بین‌المللی MSP در سراسر جهان، تلفیق درس‌های آموخته‌شده و به‌روزرسانی راهنمای فنی در زمینه‌‌های مختلف طراحی و اجرای MSP پرداخته است. برنامه‌ریزی فضایی دریا در یونسکو به تقویت همکاری با سایر برنامه‌های مربوط به دریا مانند انسان و زیست‌کره و برنامه‌ی میراث جهانی دریا کمک کرده است. سهم MSP در رشد آبی پایدار6 و حفاظت اکوسیستم دریایی یکی از اهداف هماهنگی‌های بین‌المللی در گستره‌های دریایی است. همان‌طور که مدیریت یکپارچه اقیانوس‌ها، به سمت هدف توسعه‌‌ی پایدار اقیانوس حرکت می‌‌کند، MSP و به‌طور کلی مدیریت اکوسیستمی یک چارچوب اثربخش برای هدایت توسعه‌ی پایدار دریا و سواحل تلقی می‌شود. دانش پایه‌بودن، یکپارچگی، تطبیق‌پذیری، راهبردی و مشارکتی‌بودن، همگی ارزش‌‌هایی اصلی هستند که IOC در مفهوم برنامه‌ریزی فضایی دریا به دنبال ترویج آن‌هاست. 
 
برنامه‌ریزی فضایی دریا چیست؟
تعاریف متفاوتی برای MSP وجود دارد. از دیدگاه یونسکو MSP  عبارت است از فرایند تحلیل و تخصیص متغیرهای‌‌ مکانی و زمانی فعالیت‌‌های انسانی، در نواحی دریایی، جهت دستیابی به اهداف اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی که این اهداف معمولا مبتنی بر یک فرایند سیاسی مشخص است. برنامه‌‌ریزی فضاییِ دریا با رویکرد برنامه‌‌ریزی راهبردی به انجام می‌رسد و از یک چارچوب منسجم و توافقی پیروی می‌کند و منجر ‌به اتخاذ تصمیمات منسجم، آینده‌‌نگر و یکپارچه در حوزه‌ی مدیریت نواحی دریایی می‌‌شود. 
برنامه‌ریزی فضایی دریا ویژگی‌‌های مشخصی دارد که یونسکو آن را این‌گونه بیان می‌‌کند:
 اکوسیستم‌مبناست (دارای اهداف اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی و دولتی برای دستیابی به توسعه‌‌ی پایدار هماهنگ و متوازن است)
 یکپارچه‌گراست (در تصمیمات سراسر بخش‌‌ها و سازمان‌‌های ذی‌نفع و ذی‌‌مدخل و در میان سطوح دولت هماهنگی ایجاد می‌‌کند)
 ناحیه مبنا و مکان مبناست (توسط مرز‌‌های فضایی مشخص شده است) 
 تطبیق‌‌پذیر است (قادر به یادگیری از تجربه است)
 راهبردی و پیش‌‌‌‌‌بینانه است (بر اهداف و برنامه‌‌ریزی بلند‌مدت و آینده متمرکز است)
  مشارکتی است (ذی‌‌نفعان فعالانه در فرآیند MSP مشارکت دارند).
برنامه‌ریزی فضایی دریا رویکردی کاربردی برای استقرار یک روش عقلایی به منظور استفاده از فضای دریایی و تعاملات کاربری‌‌های آن است، تا تقاضا برای توسعه با نیاز به حفاظت از محیط زیست و حصول ثمرات اجتماعی و اقتصادی در یک روند باز و برنامه‌ریزی‌شده متعادل شود.
برنامه‌ریزی فضایی دریا برای دستیابی به «مدیریت فضایی دریا» به انجام می‌رسد. زیرا برنامه‌ریزی را می‌توان تنها یک گام از فرایند مدیریت فضایی دریا تلقی نمود. این فرایند شامل عوامل دیگری از جمله پیاده‌سازی7، اجرا8، پایش9، ارزشیابی10، تحقیق، مشارکت عمومی و پشتیبانی مالی11 است که همه این‌ها باید در طول زمان برای تحقق اثربخشی مدیریت مورد توجه قرار گیرند.
 
آیا MSP همان ICZM 12 است؟
مدیریت یکپارچه منطقه‌ی ساحلی (ICZM) برنامه‌ای فضایی ـ راهبردی است که برای دستیابی به توسعه‌ی متعادل و متوازن در منطقه‌ی ساحلی و دستیابی به ضوابط و مقرارت کاربری و ساخت‌و‌ساز هماهنگ با حساسیت‌های منطقه‌ی ساحلی و تضمین توسعه‌ی ایمن و امن تدارک دیده می‌شود. ارتباط مشخص MSP با ICZM به تعریف منطقه‌ی ساحلی برمی‌گردد. گاهی منطقه‌ی ساحلی در گستره‌ی ناحیه کرانه‌ای (حد بالاترین میزان نفوذ آب دریا به خشکی و خط هم‌عمق ترسیب رسوبات انتقال‌یافته به دریا) تعریف می‌شود. در این صورت MSP که به سمت آب‌های دور از کرانه امتداد می‌یابد، از حوزه فضایی ICZM فراتر می‌رود. در مواردی منطقه‌ی ساحلی متمرکز بر گستره‌های خشکی است و جبهه دریایی آن تنها آب‌های نزدیک کرانه13 را شامل می‌شود، در این حالت نیز حوزه‌ی مداخله MSP جدا از حوزه‌ی نفوذ ICZM است. اما چنان‌چه منطقه‌ی ساحلی آب‌های دریایی (چه آب‌های سرزمینی و چه آب‌های انحصاری و اقتصادی) را دربرگیرد، در این صورت MSP بخشی از ICZM محسوب می‌شود. در مجموع این دو فضای مدیریتی برای سامان‌بخشیدن به فعالیت‌های انسانی و پیشگیری از تعارض در فضای جغرافیایی خود توامان دیده می‌شوند و از اشتراکات زیادی برخوردار هستند. هر دو دارای یک رویکرد راهبردی هستند، هر دو با ادغام فعالیت‌‌ها و کاربری‌‌های مختلف در ارتباط هستند، و هدف هر دو پرهیز از منازعات، تعارض و تضاد است. با این حال، تعریف مرزهای مدیریت سواحل به‌طور سنتی محدود شده است. در بیشتر نقاط دنیا، مدیریت سواحل بر پهنه‌ی محدود و گاه باریکی از فضای خشکی و دریا تمرکز کرده است. گاهی این محدوده بین یک یا دو کیلومتر از کرانه را شامل می‌‌شود و بعضی اوقات متمرکز بر بخشی از پیکره آبی14 دریا یا نواحی مصبی است.
طرح‌های MSP و ICZM هر دو به دنبال منظم‌کردن فعالیت‌های انسانی در حوزه مکانی نفوذ خود هستند، هر دو در پی تعادل‌بخشیدن به کاربری و فعالیت‌های انسانی با توجه به ظرفیت‌ها و حساسیت‌های محیط بوده و هر دو تلاش دارند ضمن جلب مشارکت ذی‌نفعان مختلف، تعارض و تضاد میان آن‌ها را کاهش دهند. به‌طور خلاصه می‌توان دستاوردهای اصلی MSP را به شرح زیر بیان کرد:
 کاهش تعارض 15 بین کاربری‌‌ها و کاربران پیکره‌ی دریایی
 زمینه‌سازی برای توسعه‌ی سرمایه‌گذاری در پیکره‌ی دریایی (خصوصا سرمایه‌گذاری بخش خصوصی)
  استفاده‌‌ی کارا از فضا و منابع دریایی
  مدیریت اکوسیستمی برای توسعه‌ی فعالیت‌‌های جدید دریایی
  بهبود مشارکت ذی‌‌نفعان.
چنان‌چه MSP و ICZM به موازات و با هماهنگی و مشارکت هم در یک فضای خشکی ـ دریایی که اغلب فضای منطقه‌ی ساحلی است، به اجرا درآیند، ضمن کاهش مناقشات و تعارض‌‌ها، توجه به مناطق ساحلی ـ دریایی افزایش یافته و تعداد کاربری‌‌ها و فعالیت‌ها، به‌ویژه در پیکره دریایی رو به افزایش می‌‌گذارد. با این وجود پهنه‌‌بندی با رویکرد اکوسیستمی و سیاست‌‌های مشارکتی ثمرات مدیریتی متعددی دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
  از ماهیت محیط‌‌های ارزشمند و حساس ساحل و دریا حفاظت می‌‌شود.
 به کاربری‌‌های سازگار اجازه‌‌ی مشارکت در فضای دریایی داده می‌‌شود.
 صدور مجوز‌‌ها و تشریفات اداری تسهیل می‌‌شود.
 حاکمیت ملی در پیکره دریایی ارتقا می‌یابد.
 
ضرورت برنامه‌ریزی فضایی دریا
کمتر‌بودن ظرفیت‌‌های قابل بهره‌‌برداری پیکره‌‌های دریایی و اقیانوسی از خدمات قابل حصول آن، تقاضای فزاینده‌‌ی بشر برای منابع محدود دریایی و دسترسی آزاد یا باز تمام کاربران به آب‌‌های بین‌المللی دریایی و اقیانوسی به استفاده بیش از اندازه از دریا منجر شده‌‌اند. نظام‌بخشیدن به توسعه در فضای دریاها و انسجام و هماهنگی مکانی و زمانی فعالیت‌‌های انسانی برای پیشگیری از کاهش عملکردهای این زیست‌‌بوم پر‌تنوع، نیازمند یک چارچوب برنامه‌ریزی‌شده است که برنامه‌ریزی فضایی دریا (MSP) بستر آن را مهیا می‌سازد. برنامه‌ریزی فضایی دریا، ابزاری اثربخش برای مدیریت فضایی دریاست. این روش برنامه‌ریزی که قابلیت‌‌ها و محدودیت‌‌های بوم‌شناختی محیط زیست دریا را محور توجه قرار می‌‌دهد، شکلی از مدیریت اکوسیستمی برای بهره‌‌برداری خردمندانه از خدمات محیط دریایی محسوب می‌‌شود تا ضمن مورد ملاحظه قراردادن حساسیت‌‌ها و عملکردهایی که قابل تبدیل به پول نیستند، تعادل و توازن بهره‌‌برداری از عملکردهای قابل برداشت را برای همگان (بخش‌های دولتی و غیر‌دولتی) فراهم سازد و نظام بخشد. ازاین‌رو MSP با هدف دستیابی به توسعه‌ی پایدار دریا در دستور کار سازمان‌‌های بین‌‌‌المللی و کشورهایی با اقتصاد دریا‌محور قرار گرفته است.
استفاده از فضاهای دریایی در بیشتر کشورها اغلب به‌صورت بخشی، جدا از هم و پراکنده بوده و از هیچ الگوی مدیریت‌شده، یکپارچه و هماهنگ پیروی نمی‌کند و معمولا بسیاری از اثرات آن‌ها بر محیط زیست دریایی و یا تضاد با دیگر فعالیت‌ها مورد توجه قرار نمی‌گیرد. امروزه MSP تلاش دارد چنین اقداماتی را یکپارچه و منسجم نماید. در بسیاری از موارد، «برنامه‌ریزی» در محیط دریایی امروزی شبیه برنامه‌ریزی خشکی در دهه 1970 است. تنها با چند استثنا، هیچ چشم‌انداز فضایی روشنی برای استفاده از مناطق دریایی، یا هیچ رویکرد مبتنی بر برنامه‌‌ای برای مدیریت وجود ندارد، و در نتیجه، توسعه‌دهندگان و کاربران دریایی با عدم اطمینان مواجه هستند. این وضعیت با توجه به مسئولیت‌‌های بخش‌‌های مختلف برای تعیین برنامه‌‌های توسعه در محیط دریایی ناگوارتر می‌‌شود. زمان آن رسیده تا با رویکردی راهبردی و هماهنگ‌‌ مبتنی بر برنامه‌‌ریزی برای مدیریت یکپارچه استفاده‌‌های انسان از مناطق دریایی دست یافت و با پرهیز از نگرش جزیی و خرد، حداقل تعهدات مندرج در برخی از بیانیه‌‌های مهم بین‌‌المللی مربوط به سیاست دریایی (مانند تعهدات به رویکرد اکوسیستمی) را به انجام رساند.
 
هدف برنامه‌‌ریزی فضایی دریا
هدف برنامه‌‌ریزی فضایی چه در خشکی و چه در دریا استفاده خردمندانه از خدمات اکوسیستم‌‌های طبیعی با به حداکثررساندن سازگاری کاربری‌های مختلف با یکدیگر، کاهش درگیری‌ها و تضادها در میان استفاده‌های بشری از فضا و رفع تضاد میان بهره‌برداری‌های انسانی و طبیعت است. حدود پنج دهه است که برنامه‌‌ریزی فضایی به ابزاری کارآمد برای توسعه‌ی متعادل فعالیت‌‌ها بر گستره خشکی‌‌ها تبدیل شده است. با این وجود برنامه‌‌ریزی فضاییِ دریا به شکل قابل قیاس با این برنامه‌‌ریزی در خشکی، تنها حدود یک دهه قدمت دارد. برنامه‌‌ریزی فضایی دریا، تلاش دارد ضمن ایجاد ارزش افزوده اقتصادی در پهنه‌های دریایی و اقیانوسی، از دریا به‌عنوان یک میراث مشترک بشری به شکل معقول و اطمینان‌بخشی بهره‌برداری نماید. لذا برنامه‌‌‌ریزی فضایی دریا گامی برای دستیابی به مدیریت پایدار پهنه‌های دریایی محسوب می‌شود و ضمن درک پدیده‌ها و رفتارهای دریایی، ریسک خطر‌پذیری و الگوی مکانی مناسب برای توسعه‌ی فعالیت‌ها را برای دستیابی به توسعه‌ی ایمن و امن مورد توجه قرار می‌‌دهد.
 
کاربری و فعالیت‌‌های مورد نظر در برنامه‌ریزی فضایی دریا
برنامه‌‌ریزی فضایی دریا جای برنامه‌‌ریزی تک‌بخشی16 را نمی‌‌گیرد. در واقع MSP با ارائه‌‌ی راهنمایی برای طیف وسیعی از تصمیم‌‌گیرندگان و مسئولین مربوط به بخش‌‌ها و فعالیت‌‌های دریایی، زمینه را برای اتخاذ تصمیمات جامع‌‌تر و یکپارچه‌‌تر فراهم نموده و قابلیت فضاهای دریایی را برای اختصاص به فعالیت‌های مختلف، شناسایی می‌نماید. بدیهی است برای انتخاب نهایی یک فضا جهت اختصاص به یک کاربری یا فعالیت خاص، نیاز به تناسب‌سنجی خواهد بود. مثال‌‌هایی از فعالیت‌‌های انسانی در نواحی دریایی در جدول شماره‌ی 1 ارائه شده است. 
 
گام‌های پیش‌بینی‌شده برای اجرای MSP 
اجرای برنامه‌ریزی فضایی دریا مبتنی بر هفت‌ گام به شرح زیر پیش‌بینی شده است که به اختصار معرفی می‌شود:
 پیش‌برنامه‌ریزی17: در این مرحله اختیارات و نفوذ طرح MSP، منابع مالی، پیش‌نویس طرح کار، ذی‌نفعان، مشکلات و مسائل اولیه، اصول و آرمان‌‌ها (اهداف بلند‌مدت)، اهداف هوشمند18، مرز‌‌ها و افق طرح تعیین و تبیین می‌شود.
 تحلیل طرح19: در این مرحله جمع‌‌آوری و سازمان‌‌دهی داده‌‌ها شروع شده، تحلیل شرایط موجود، تحلیل شرایط آتی، درگیری/ سازگاری زمانی/ مکانی و توسعه‌ی بانک داده20 انجام می‌شود.
 توسعه‌ی طرح21: در این مرحله اقدامات اولیه‌‌ی مدیریت، شاخص‌‌های کارایی، نظارت بر عملکرد و طرح ارزیابی کامل می‌شود.
 تکمیل طرح22: تمام اقدامات در چارچوب طرح تدوین و 
تکمیل می‌شوند.
 تصویب طرح23: در این مرحله طرح توسط ارگان مربوطه‌‌ی دولتی تصویب می‌‌شود.
 اجرای طرح24: در این مرحله اقدامات طرح پیاده شده، نظارت بر عملکرد و ارزیابی طرح، در دستور قرار می‌گیرد.
 بازبینی طرح25: در این مرحله طرح بازبینی، اصلاح و تطبیق
داده می‌‌شود. 
 
کشورهای درگیر برنامه‌ریزی فضایی دریا
آخرین بررسی‌‌ها نشان می‌‌دهد 70 کشور جهان تا نیمه دوم سال 2018، به‌طور مستقل درگیر اقدامات مربوط به برنامه‌‌ریزی فضایی دریا شده‌اند و تقریبا 140 طرح MSP در سه سطح فراملی
(26 EEZ)، ملی (آب‌‌های سرزمینی) و ایالتی یا استانی در کشور‌های مرتبط آماده شده یا در‌حال آماده‌شدن است. شکل شماره‌ی 2 تصویری از کشورهای دارای برنامه فضایی دریا و پهنه‌هایی از آب‌های اقیانوسی را نشان می‌دهد که دارای طرح MSP هستند. جدول شماره‌ی 2 کشورهای درگیر طرح MSP به تفکیک قاره را نشان می‌‌دهد.
 
مزایا و منافع برنامه‌‌ریزی فضایی دریا
هنگامی که برنامه‌ریزی فضایی دریا به‌ درستی توسعه یابد، می‌تواند مزایای اقتصادی، اجتماعی و محیط ‌‌زیستی قابل توجهی به دنبال داشته باشد. جدول شماره‌ی 3 برخی از مزایای مهم برنامه‌ریزی فضایی دریایی را نشان می‌دهد.
 
جمع‌بندی و نتیجه‌‌گیری
شرایط دریاها و اقیانوس‌ها در 20 سال آینده، می‌تواند بسیار متفاوت باشد. با این وجود با یک برنامه‌ریزی فضایی برای محیط‌های دریایی، می‌توان ضمن بهره‌برداری از منابع و خدمات و ایجاد ارزش افزوده بیشتر از دریاها، از محیط ‌زیست دریایی و تنوع زیستی آن نیز حفاظت نمود و چشم‌اندازی از یک دریای پاک، ایمن، سالم، مولد و با تنوع زیستی مناسب و امن به دست آورد.
از آن‌جایی که اغلب بهره‌برداری از منابع طبیعی پیکره‌ی دریایی، بخشی، جدا از هم و پراکنده بوده و از هیچ الگوی مدیریت‌شده، یکپارچه و هماهنگ پیروی نمی‌کند و معمولا بسیاری از اثرات آن‌ها بر محیط زیست دریایی و یا تضاد با دیگر فعالیت‌ها مورد توجه قرار نمی‌گیرد، دو نوع عمده از درگیری‌ها و تعارضات در بهره‌برداری از منابع طبیعی پیش می‌آید: 
 وقوع تضاد میان فعالیت‌های انسانی (تعارض میان کاربران) 
 بی‌تعادلی و بی‌توازنی بهره‌برداری از منابع دریایی (تعارض میان کاربران و محیط).
چنین مناقشاتی کاهش خدمات اکوسیستمی دریاها و اقیانوس‌ها را به دنبال داشته که لازمه حیات انسان و سایر موجودات زنده است. در شرایط فعلی تصمیم‌گیرندگان، اغلب به جای داشتن انتخاب برای برنامه‌ریزی آینده‌نگر و شکل‌دادن به اقداماتی که می‌تواند به آینده مطلوب در استفاده از محیط زیست دریایی منجر شود، زمانی در این مسائل ورود پیدا می‌کنند که عملا بسیار دیر‌هنگام است و انبوهی از مشکلات و چالش‌‌های پیچیده نمایان شده و اقدامات موثری در رفع آن قابل اجرا نیست. برنامه‌ریزی فضایی دریا (MSP) یک فرایند آینده‌نگر است که می‌تواند راهی برای جلوگیری از هر دو نوع تضاد را پیشنهاد نموده و استراتژی‌های مدیریت مناسب برای حفاظت و بهره‌‌برداری خردمندانه از عملکردهای اکوسیستمی فراهم سازد. بنابراین MSP می‌تواند به برنامه‌ریزی واقعا یکپارچه خشکی و دریا، از حوزه‌های ساحلی تا جمیع خدمات قابل تصور اکوسیستم دریایی منجر شود. چنین برنامه‌ای همسو با طرح مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی (ICZM27) خواهد بود. در بسیاری از جهات MSP اصولی مشابه با طرح مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی دارد. به‌عنوان مثال، هر دو به دنبال یکپارچه‌سازی بوده، استراتژیک و مشارکتی هستند و هدف هر دو به حداکثر‌رساندن سازگاریِ کاربری‌های مختلف با یکدیگر، کاهش درگیری‌ها و تضادها در میان استفاده‌های انسانی از فضا و همچنین رفع تضاد میان بهره‌برداری‌های انسانی و طبیعت هستند. بنابراین کشورهایی که طرح ICZM خود را شروع کرده یا به پایان برده‌اند، بسیار مستعد برای آغاز طرح MSP هستند. همچنین اجرای توامان طرح‌های MSP و ICZM می‌تواند منجر به کاهش مناقشات و تعارضات بین ‌بخشی، افزایش توجه به مناطق ساحلی ـ دریایی، افزایش تعداد کاربری‌ها و فعالیت‌های متصور در پیکره آبی دریاها، حفاظت از ماهیت محیط‌های ارزشمند و حساس ساحل و دریا و تسهیل صدور مجوزها و تشریفات اداری استقرار کاربری و فعالیت‌ها در پهنه‌های دریایی شود. برنامه‌ریزی فضایی دریا دروازه‌ای برای توسعه‌ی امنیت ملی، امنیت غذایی و امنیت محیط زیستی به آب‌های آزاد دریایی است و توسعه‌ی دریامحور را با هدف گسترش اقتدار ملی و صیانت از خدمات اکوسیستم دریایی به دنبال دارد.|
 
* این مقاله در چارچوب مطالعات «برنامه‌ریزی فضایی دریا (MSP) در استان هرمزگان» با راهبری اداره‌ مدیریت سواحل، اداره‌کل مهندسی سواحل و بنادر، معاونت مهندسی و توسعه‌ی امور زیربنایی سازمان بنادر و دریانوردی تهیه شده است.
 
مراجع:
Collie, J.S., Beck, M.W., Craig, B., Essington, T.E., Fluharty, D., Rice, J. and Sanchirico, J.N., 2013. Marine spatial planning in practice. Estuarine, Coastal and Shelf Science, 117, pp.1-11.
Douvere, F., 2008. The importance of marine spatial planning in advancing ecosystem-based sea use management. Marine policy, 32(5), pp.762-771.
Douvere, F. and Ehler, C.N., 2011. The importance of monitoring and evaluation in adaptive maritime spatial planning. Journal of Coastal Conservation, 15(2), pp.305-311.
Ehler, C. and Douvere, F., 2009. Marine spatial planning: a step-by-step approach toward ecosystem based management. UNESCO/IOC.
Flannery, W 2015, Review of Marine Spatial Planning Best Practice of Relevance to Ireland. Marine Institute.
Flannery, W., O’Hagan, A.M., O’Mahony, C., Ritchie, H. & Twomey, S. 2015. Evaluating conditions for transboundary marine spatial planning: challenges and opportunities on the island of Ireland. Marine Policy, 51: 86–95.
Lund, Nicholas. J.D., 2011. What Is Coastal and 
۹ مرداد ۱۳۹۸ ۱۵:۳۰