چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸
 

اخبار

سیلاب‌ها میهمان خوانده و ناخوانده جنگل‌های گلستان

چرا از سیلاب‌های دهه 80 عبرت نگرفتیم؟!

وقوع سیل در جنگل‌های استان گلستان، سابقه و پیشینه‌ی دیرینه‌ای دارد. حتی‌المقدور می‌توان به دو سیلابی اشاره کرد که طی سال‌های 1380 و 1381 یکی پس از دیگری، و به‌طور دقیق، یک روز کم‌وبیش مشابه هم، (20ـ21 مرداد) همچون آواری بر مردم این منطقه فرود آمد. پیش‌ازاین نیز، مردم این منطقه مورد آماجی از سیل‌هایی قرار گرفته‌اند که جزء خسارت‌بارترین بلایای طبیعی در کشور بوده است. یک تحقیق میدانی می‌گوید، براساس آمار، خسارات سیل استان گلستان از ابتدای 1370 لغایت 1396 شمسی، بیشترین سیلاب‌ها در مراوه‌تپه با 44 فقره، علی‌آباد کتول با 39 فقره و کردکوی با 33 فقره رخ داده است. بااین‌حال بیشترین خسارت‌ها سهم شهرستان‌های گالیکش، آزادشهر، مراوه‌تپه، رامیان و علی‌آباد کتول از توابع استان گلستان بوده است.
اما سیل نخست دهه‌ی 80 در جنگل‌های گلستان از حیث سرعت و تخریب جزء بزرگ‌ترین و مخرب‌ترین سیل‌های جهانی نیز بوده است. حکایت این سیل در شامگاه 19 مرداد چنین است: بارش باران‌های شدید در روزهای 19 و 20 مرداد 1380 در نواحی شرقی استان گلستان منجر به سیل ویرانگری شد که خسارت‌بارترین سیل رخ‌داده در سال 1380 ایران و یکی از خسارت‌بارترین سیل‌های 2001 میلادی در سطح جهان بود. بر اثر این سیل، 243 نفر کشته و 190 نفر مفقود شدند. همچنین حدود 618 میلیارد ریال خسارت مالی به بار آورد. وقوع سیلاب مخرب با دبی عبوری بیش از یک‌هزار و 650 متر مکعب بر ثانیه در محدوده‌ی رودخانه «مادرسو»، علاوه بر ایجاد تلفات جانی و مالی، باعث ایجاد تغییرات شگرف بر مورفولوژی آن شده است. بخشی از مسیر رود مادرسو از پارک ملی گلستان (جنگل گلستان) عبور می‌کرد.
محققی در همین رابطه نوشته است: «رودخانه مادرسو با طولی بیش از 105 کیلومتر و شیب متوسط یک درصد از جمله رودهای مهم حوضه‌ی آبخیز گرگان‌رود است که از ارتفاعات تنگ‌راه و اسماعیل‌خان سرچشمه گرفته و پس از اتصال شعبات فرعی دیگری به آن در محل روستای حاجی‌قوشان از سمت چپ به گرگان‌رود می‌پیوندند. دبی متوسط مادرسو در ایستگاه تنگ‌راه در طی یک دوره 25 ساله در حدود 5/1 متر مکعب بر ثانیه است.» وضعیت شکلی و محیطی سیل 1380 جنگل‌های گلستان، کم‌وبیش داده‌هایی است که در بالا بدان اشاره شده است؛ اما مطبوعات در این سیل چه روایتی و مباحثی را مستند کرده‌اند و از تجربه چنین سیل مهیبی چه داده‌ها و اطلاعاتی را در اختیار مخاطبان خود داده‌اند. این گزارش به رویداد سیلاب تابستان‌های مرداد 1380 و 1381 معطوف شده است.
 
اطلاعات؛ پنج روز پس از سیل
روزنامه اطلاعات پنج روز پس از بروز سیل گلستان، اظهارات دکتر نوربالا، رئیس جمعیت هلال احمر کشور، را منعکس کرد که می‌گوید: «متاسفانه سیل تلفات جانی زیادی داشت، به‌طوری‌که تاکنون حدود 200 جسد شناسایی و بیش از 170 نفر مفقودالاثر شده‌اند.» رئیس جمعیت هلال احمر با اشاره به وقوع سیل همزمان در منطقه جاجرمِ بجنورد به جزییات آن پرداخت و گفت: «متاسفانه ساعت 10:30 روز جمعه بر اثر بارندگی شدید، سد خاکی قزقلعه دچار آسیب جدی شد و روستای دشت را به‌طور کلی از بین برد.» او افزود: «بر اثر سیل اخیر، 85 روستا آسیب دیده که به 25 روستا آسیب جدی وارد شده است. همچنین بیش از هزار و 500 واحد مسکونی و هزار هکتار از بهترین مناطق و جنگل‌های گلستان تخریب شده است.»
این روزنامه سپس به دیدگاه انوشیروان نجفی، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، می‌پردازد و اشاره می‌کند: «تجاوز به حریم رودخانه‌ها و ساخت‌وسازهای بی‌رویه، احداث سازه‌های نامناسب به‌ویژه پل‌هایی که دهنه‌ی کوچک دارد و سریعا با درختان ریشه‌کن شده مسدود می‌شود نیز باعث می‌شود تا در پاره‌ای از نقاط آب‌ها متراکم شود و با شکسته شدن این موانع، به یکباره جریان شدیدی از سیل اتفاق بیفتد.»
 
اطلاعات؛ یک هفته بعد
روزنامه اطلاعات، یک هفته پس از وقوع سیل در 27 مرداد 1380 در گزارشی با عنوان «شدت بارش، فرسایش خاک و چرای بیش‌ازحد دام، عوامل اصلی بروز سیل در گلستان بود» آورده است: «وزیر جهاد کشاورزی پس از بازدید از مناطق سیل‌زده‌ی شرق گلستان گفت: «شدت بارش که در برخی از ایستگاه‌های باران‌سنجیِ منطقه تا 150 میلی‌متر در طول ۱۲ ساعت گزارش شده است، عامل اصلی جریان‌‎یافتن سیل در شرق گلستان بود.» محمود حجتی افزود: «عوامل دیگری نیز در بروز این سیل موثر بود که از جمله آن‌ها می‌توان به فرسایش خاک و بهره‌برداری و چرای بیش‌ازحد دام در مراتع اشاره کرد.»
در همین گزارش، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان محیط زیست کشور، پیرامون چراییِ سیل گفت: «وارد شدن گل‌ولای ناشی از سیل به داخل سد گلستان، ظرفیت و حجم آن را کاهش داد.» او همچنین یادآور شد: «بر اثر این سیل، ۱/5 میلیون تن از بهترین خاک «هیرکانی» و مستعد این جنگل وارد مخزن شد.» او افزود: «تشکیل این خاک در حالت عادی نیاز به زمان طولانی دارد و از این طریق به محیط طبیعی زیان‌های شدیدی وارد شد.» انوشیروان نجفی ادامه داد: «با وارد شدن این خاک به داخل سد گلستان تا چند سال آینده بازده تولید محصولات کشاورزی کاهش خواهد یافت.» نجفی همچنین افزود: «در سال‌های 51 تا 60 در این منطقه سیلی نداشتیم، در سال‌های دهه 60 تا 70 هر سال یک سیل جزیی و در دهه 70 تا 80، چهار سیل عمده داشتیم.» او افزود: «سیل ویرانگر، پل کوسه که در ورودی این شهر قرار داشت و نیز راه ارتباطی60 روستای دیگر را به کلی تخریب کرده است.» همچنین فرمانداری مینودشت در استان گلستان نیز به آمار کشته‌شدگان و مفقودان پرداخت و گفت: «از 210 جسد قربانیان سیل اخیر که توسط گروه‌های تجسس پیدا شده، تنها هویت ۱۲۷ نفر مشخص شده است.»
 
اطلاعات؛ 10 روز بعد
10 روز پس از اولین سیلاب جنگل‌های گلستان، این روزنامه در سی و یکم مردادماه 1380 با تیتر «زندگی ادامه داشت ولی سیل امان نداد»، به ماجرای سیل ویرانگر 20 مرداد این‌گونه پرداخت که دقیقا یک سال پیش از سیل، پیش‌بینی وقوع چنین سیلی شده بود: «آماری که دکتر یوسف حجت، معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست، در 25 تیرماه سال 1379 از «فاجعه تخریب جنگل‌ها و مراتع در ایران» داد، اگرچه بسیار تکان‌دهنده بود، اما حوادث بعدی و ادامه روند این فاجعه نشان داد که متاسفانه هیچ‌کس را نلرزانده است.» دکتر حجت در آن اظهارات گفته بود: «تعداد دام دو برابر ظرفیت مراتع کشور است و به همین لحاظ در 30 سال گذشته بیش از 30 درصد از مراتع کشور به بیابان تبدیل شده است. برداشت چوب، فرسایش خاک و مصرف بیش از دو برابر حد پایداری در کشور است.» همچنین «با تخریب ۳۳ درصد از جنگل‌های کشور (تا آن تاریخ)، وسعت ۱۸ میلیون هکتاری جنگل‌های کشور به 4/12 میلیون هکتار کاهش یافته است.»
 
اطلاعات؛ یک ماه بعد
یک ماه بعد، در هشتم شهریورماه 1380، سحر نمازی‌خواه خبرنگار روزنامه اطلاعات، برای کاوش و جزییات دقیق‌تر سیل گلستان به مناطق مختلف این استان از جمله گالیکش رفته بود. او در بخشی از گزارش خود با عنوان «گلستان پس از رقص آشوبگر سیل» آورده است: «در گالیکش خبرها دهان‌به‌دهان می‌چرخد. می‌گویند روزی 20 جسد را از زیر گل‌ولای سد گلستان بیرون می‌آورند؛ اما دو روزی است که هیچ جنازه‌ای را نیافته‌اند. از جوان تازه عقدکرده‌ای می‌گویند که جسد نامزد جوانش را از روی حلقه‌ی ازدواجشان شناسایی کرده و از آن روز به بعد در سکوت فرو رفته است. زنی دیگر از همسایه‌اش می‌گوید که داماد و پسر دایی‌اش را سیل برده و پس از 10 روز جست‌وجو فقط جسد دامادش را یافته‌اند.»
او سپس به برآورد خسارت‌ها و تخریب‌ها می‌پردازد و می‌نویسد: «بیشترین تخریب سیل در جنگل ملی گلستان که به وسعت 90 هزار و 895 هکتار و ویژگی‌های خاص و اقلیمی رتبه نخست را در خاورمیانه دارا بوده، متمرکز شده است. بیشترین قربانیان سیل از گردشگران پارک ملی گلستان بوده‌‌اند. ساختمان اصلی سازمان ایرانگردی و جهانگردی که برای مسافران ساخته شده بود، به‌کلی ویران شده بود و فقط نمازخانه پارک که پناهگاه مسافران بود، هیچ آسیبی به آن‌ وارد نشد. عجیب آن‌که حتی کاشی‌های تزیینی مسجد هم لغزش پیدا نکرده‌اند.»
این روزنامه‌نگار می‌نویسد: «ابراهیم کریمی، شهردار گالیکش را در روز تعطیل در دفتر شهرداری و مشغول مدیریت اکیپ‌های امدادرسانی یافتیم. او از حوادث پس از بارش باران و سیل می‌گوید: با روشنایی هوا در روز شنبه عمق فاجعه را مشاهده کردیم. شب حادثه ابتدا اکیپ آتش‌نشانی را برای امدادرسانی به مسافران جنگل گلستان اعزام کردیم. امکان پیشروی به سمت جنگل گلستان وجود نداشت و با افزایش سرعت و تخریب سیل در شهر، گشت‌ها را برای وقوع حوادث احتمالی افزایش دادیم. تا ساعت 5/3 صبح که متوجه تخریب پل شهر شدیم، توانستیم با کمک گروه‌های امدادی و مردم شهر بعضی از روستاییانی که در مسیر دچار حادثه شده بودند را نجات دهیم. از بعدازظهر روز شنبه هوانیروز وارد عمل شد و مسافرانی که در گرداب سیل گرفتار شده بودند، خلاصی یافتند. از روز یکشنبه امدادرسانی صرف جابه‌جایی و اسکان سیل‌زدگان شد و رساندن آب، کاغذ و پوشاک هم از سوی مردم آغاز شد.»
او اضطراب و ترس شدیدی که بر مسافران سیل‌زده مستولی شده بود را یکی از عوامل کاهش در سرعت امدادرسانی می‌داند و می‌نویسد: «همه‌ی هم‌وغم مسئولان بر نجات و اسکان و آرامش‌بخشی به آسیب‌دیدگان بود ولی متاسفانه از آن‌جا که عمق فاجعه در دو روز نخست به‌خوبی منعکس و اطلاع‌رسانی نشد، امدادرسانی از تهران و دیگر استان‌ها با تاخیر همراه شد و امکانات داخلی استان هم در برابر میزان خسارت‌ها و گستره فاجعه کم بود.»
 
سیل 81؛ عبرتی که از سیلاب گذشته دریغ شد
همان‌گونه که سیلاب در مرداد 1380 در نواحی شرق گلستان حادثه‌ی مهیبی آفرید، مجددا در همان روز از سال بعد، در بخش مرزی بین استان گلستان و خراسان حادثه‌ای مشابه آفرید. حدود 30/17 عصر روز دوشنبه بیست‌و‌یکم مردادماه 1381 بارندگی شدیدی همراه با رعدوبرق شدید در حوالی روستای دشت از محدوده شهرستان جاجرم آغاز شد که حدودا دو ساعت به طول انجامید و جریان سیل نیز حدود ساعت 30/19 به روستای دشت در سرآب رودخانه گلستان در محدوده مرزی استان خراسان رسید. این سیل در ابتدای مسیر، قطعات مختلف سنگ‌ها را تا محل بند شکسته قزقلعه بر جای گذاشت و عمدتا به علت فرسایش مارن‌های حوضه آبریز، رسوباتی از جنس سیلت و رس را در مسیر حمل کرد که علی‏رغم برخورداری از انرژی زیاد، نتوانست پل ارتباطی روستای دشت با جاده اصلی جنگل گلستان ـ بجنورد را (در محل آبشار) تخریب کند. بنابراین تا این مرحله، این سیل مخرب نبود، اما به‌محض ورود به محدوده جنگل با رواناب‌های حاصل از بارندگیِ شدید و قطعات بزرگ سنگ‌ها و تنه درختان جنگلیِ بریده شده، همراه شد و در امتداد مسیر رودخانه گلستان که در سیل مردادماه سال گذشته کاملا هموار شده بود، با قدرت تخریبی فوق‌العاده سهمگینی به حرکت در‌آمد. این حرکت با صداهای مهیبی نیز همراه بود. مردمی که شاهد حرکت سیل بوده‏اند، اظهار می‏کردند که در پیشانی سیل نیز موجی از هوا با انرژی جنبشی فوق‏العاده رعدآسا به چشم می‌خورد که به‌محض برخورد به هر مانعی به‌راحتی آن را درهم می‏پیچید و با خود حمل و همراه با رسوبات حمل شده، مدفون می‏کرد. خوشبختانه باید گفت که هوشیاری مردم و همکاری نیروهای انتظامی مامور به‌خدمت در محدوده تونل گلستان، از فاجعه‏ای عظیم جلوگیری کرده‌اند، به‌طوری‌که مردم مطلع شده و از دسترس سیل دور می‏شوند. در نتیجه مطابق اظهارنظرهای رسمی، تعداد قربانیان تا دوم شهریور آن سال، به 51 نفر رسیده است. این در حالی است که از چند وسیله‌ی نقلیه که در جنگل گلستان، طعمه سیل شده‌اند، آثاری به‏دست نیامده است و معلوم نیست که چند نفر دیگر در زیر رسوبات رودخانه در فاصله بین محل تونل تا سد گلستان مدفون شده‏اند.
یکی از اقدامات مثبتی که بعد از سیل مردادماه 1380 انجام شده است، جابه‏جایی تعدادی از واحدهای مسکونی در مناطق سیل‏گیر است که از سوی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استان گلستان انجام شد، به‌طوری‌که تمام روستای «بشل‏اویلی» که در کانون جریان سیل سال گذشته قرار داشت را به منطقه امنی منتقل کردند و در روستاهای دیگر نیز این جابه‏جایی به‌صورت بخش‌هایی که درگیر سیل بوده‏اند، صورت گرفته است که گسترش این نوع اقدامات جای تقدیر دارد.
آن‌چه که در سیلاب ابتدای دهه 80 روی داد، دلایل متعددی داشت اما در گزارش‌ها اغلب به یکی دو عامل مهم اشاره شده است. یک تحقیق پژوهشی درباره علل و ‌عوامل این سیلاب‌ها نتیجه می‌گیرد که غالب آن‌چه که درباره کم‌کاری‌ها در مدیریت محیطی و بعضا تخریب سیستماتیک منابع طبیعی و تاثیر آن بر تشدید اثر سیل در منطقه استان گلستان گفته می‌شود، درست است اما از دید آن، هر آن‌چه که به‌عنوان قصور حاکمیت گفته می‌شود، به‌واقع بخش کوچک‌تر کیفرخواست احتمالی است که باید علیه مجموعه مدیریت محیطی در ایران اقامه شود. بخش بزرگ‌تر این است که این مجموعه نه هیچ تصوری درباره‌ی نرمال اقلیمی تازه ایران دارد و احتمالا نه هیچ توانی برای انطباق با آن.
واکاوی جنگل‌ها یا لایروبی رودخانه‌ها پروژه‌های دشواری نیستند. دشوارتر طراحی و اجرای یک برنامه جامع ملی برای انطباق ایران با نرمال تازه اقلیمی و سرنوشت تاریخی ناشی از آن است. به نظر می‌رسد که سیاست‌زدگی مفرط حتی کارشناسان محیط زیست در ایران را به این عارضه دچار کرده که متعاقب هر رخداد طبیعی، یقه «مدیریت وقت محیطی» را بگیرند، درحالی‌که مسئله بزرگ‌تر «پروژه کلان ملی» است. مجموعه شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی چشم‌انداز را به این‌جا کشانده و البته جمع‌بندیِ همین شرایط است که باید ایران را مهیای انطباق با سرنوشت اقلیمی تازه کند.
مدیریت پدیده‌هایی مثل سیل در جنگل‌های استان گلستان موضوعی پیچیده‌تر از داشتن یا نداشتن چند لودر و بولدوزر است. از سال‌ها پیش آشکار بوده که گلستان و بسیاری از استان‌های ایران دیگر نمی‌توانسته‌اند و نمی‌توانند همچون سابق به زندگی ادامه دهند؛ نکته‌ای که در سیل فروردین 1398 در هیاهوی تحلیل‌های شتاب‌زده و پیش‌فرض‌های تقلیل‌گرا گم شده است.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۴:۰۴