دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸

اخبار

روایت‌های پراکنده از آن‌چه در نوروز اتفاق افتاد

سیل، جنگ تحمیلیِ دیگری برای خوزستان

سیل، جنگ تحمیلیِ دیگری برای خوزستان
   بارش باران فروردین‌ماه کافی بود تا سال آبی 1398 ـ 1397 به پرباران‌ترین سال آبی کشور در مقایسه با 51 سال گذشته بدل شود؛ 2/308 میلی‌متر! نیم‌قرن است که ایرانیان در فاصله اول مهرماه تا انتهای فروردین‌ماه سال بعد (که می‌شود یک سال آبی) چنین بارندگی‌ای را تجربه نکرده بودند. سالی که در آن، ایستگاه چلگردِ استان چهارمحال و بختیاری با دو هزار و 34 میلی‌متر بارندگی (بیش از دو متر آب) رکورد تازه‌ای به نام خود و سالِ 1398 رقم زد. این باران که می‌توانست مرهمی هرچند موقت بر زخمِ زمین تشنه ایران باشد، به بلایی تبدل شد که جان‌ها را گرفت و امیدها را از بین برد. مردمِ لرستان و خوزستان به چشم خویش دیدند که «آن»شان می‌رود؛ این آن، خانه‌ و زندگی و تمام دارایی‌شان بود.
خوزستان، سرزمین نفت و جنگ، سرزمینِ گاومیش‎های یله در بستر خور، سرزمینِ رنجِ یک بازسازی تاریخی و همچنان 
در دست تعمیر و احداث، بار دیگر به گِل نشست، گویی که سرنوشت این استان همان است که رضا قاسمی در رمان معروفش نوشته: «دویدن، دویدن و نرسیدن و بعد نشسته و عرق‌کرده، خیره به کارون». خسارت‌های بسیاری بر صورتِ شهرهای مجاور کارون و اروند و جراحی، خطی از زخم گذاشته اما هنوز قصه به پایان نرسیده و چشم‌های مضطرب گاهی به آسمان نگاه می‌کنند و زمانی به آب کفِ شهر که بعید نیست دوباره بالا بیاید. سیلِ خوزستان، جدال‌های کهنه انسان و طبیعت را هم زنده کرد؛ جدال میان آدمی و نفت، جدال میان آدمی و آب، جدال میانِ شهر و فاضلابش را.

جدال انسان و گندم

بر اساس داده‌های بانک اطلاعاتی معاونت آبخیزداری سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، طی چند دهه گذشته به‌طور متوسط خسارات ناشی از سیل بیش از 10 هزار میلیارد ریال در سال بوده است. این آمارها اما در سیل امسال خوزستان، یک شوخی به‌حساب می‌آید؛ فقط تا بیست‌و‌هفتم فروردین‌ماه امسال 230 روستا به طور کامل تخلیه شده‌اند و برآوردها از خسارت 9 هزار میلیارد ریالی خبر می‌دهند؛ رقمی که حتی مورد تایید خوزستانی‌ها هم نیست و معتقدند که دولت به سه نکته مهم در تعیین خسارت سیل در استان توجه نکرده است. اول این‌که مسئولان شهری برای حفظ جان مردم و شهرها، سیل‌بندهای روبه‌روی مزارع را شکسته‌اند و باعث از بین رفتن زراعت در استانی شده‌اند که یکی از اصلی‌ترین منابع تامین گندم کشور است. دوم این‌که در مصوبه دولت برای جبران خسارت‌های سیلِ خوزستان، رقم جبران خسارت هر هکتار زمین، دو میلیون تومان تعیین‌شده، درحالی‌که این رقم، مربوط به کشتِ دیم است و نه کشتِ غالب استان خوزستان که به شیوه آبی انجام می‌شود. دستِ آخر، سیل‌زدگان استان می‌گویند که دولت، اول خسارت سیل سال 1395 را با مردم سیل‌زده تسویه کند و بعد برای خسارت این سیل، مصوبه به تصویب برساند.

اما چرا کشاورزی تا این حد در استان خوزستان مورد اهمیت است؟ کافی است بدانیم که کشت پاییز گذشته در سطح 800 هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی خوزستان انجام شده و تولید بیش از سه میلیون تن محصول زراعی پیش‌بینی‌ شده بود که به فصل برداشت (نیمه دوم فروردین‌ماه) نرسید و سیل همه را با خود شست و برد به اعماق کارون و اروند و خلیج فارس.

گندمِ حمیدیه و دشت آزادگان، مرغوب‌ترین گندم تولیدی کشور است که تا حدود زیادی توانسته بازار کشور را به استقلال برساند. حالا که این زراعت مهم و تاریخی، دستخوش تلخی‌های طبیعت شده، شاید چشم امیدها باید به بندر امام خمینی(ره) به عنوان هاب منطقه‌ای غلات کشور خیره بماند؛ بندری که در روزهای سیل، علاوه بر خدمات‌رسانی به سیل‌زدگان، تحت مراقبت شدید بود که تاسیساتش برای تخلیه و بارگیری کشتی‌های اردیبهشت‌ماهی دچار مشکل نشود.

 

جدال انسان و فاضلاب

شاهدان عینیِ خروش کارون می‌گویند که در ساعات اولیه سیل، این رودخانه هرچه که از فاضلاب به خوردش داده بودند را پس می‌داد. شیرابه‌های صنعتی و فاضلاب شهری، سال‌هاست که روانه بسترهای رودخانه در خوزستان شده‌اند. نیمه‌خشک بودن رودخانه‌ها بهانه‌ای شده تا هرچه آبِ ناپاک و آلوده است به بستر آن‌ها هدایت شود تا با پاک‌کردن صورت‌مسئله، موضوع دفع اصولی فاضلاب به فراموشی سپرده شود. این‌بار اما سیل، نه‌تنها اضلاب‌ها را بیرون کشید که شهرهای استان را با پدیده تلخِ فاضلاب روان مواجه کرد؛ موضوعی که اگرچه تابه‌حال درباره بیماری‌ها و میزان آلایندگی‌اش سخنی به میان نیامده، اما ناگفته پیداست با سلامتِ یک شهر چه می‌کند.

با نگاهی به مدیریت فاضلاب‌های شهری در استان‌های گلستان، لرستان و خوزستان (که بیشتر از سایر استان‌ها با پدیده سیل فروردین‌ماه امسال درگیر بوده‌اند)، ناگفته روشن می‌شود که در استان‌ها، میانگین بهره‌مندی جمعیت از تاسیسات جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب در حدود 45 تا 60 درصد بوده است (برگرفته از آخرین آمار عملکرد شرکت‌های آب و فاضلاب). حال پرسش اساسی این است که این سه استان که از جمله سیل‌خیزترین استان‌های کشور شناخته می‌شوند، چرا نباید از میانگین بهره‌مندی بیشتری در حوزه تاسیسات فاضلابی برخوردار باشند تا این‌گونه در بحران، دچار مسئله ریسک فاضلاب نشوند؟

نباید از یاد برد که آسیب‌ها و پیامدهای سیل در شهرها و مناطق درگیر، فراتر از تخریب راه‌ها، ساختمان‌ها، زمین‌های کشاورزی و باغات است. جنبه مغفول مانده‌ی این پدیده، انتشار گسترده آلودگی‌ها و پیامدهای بهداشتی و زیست‌محیطی ناشی از سیل است. این امر سبب تهدید سلامتی عمومی از طریق تماس مستقیم افراد با منابع آلودگی و یا از طریق ناقلان خواهد شد. ریشه آلودگی‌های انتشاریافته‌ی ناشی از سیل را می‌توان در دو بخش عمده بررسی کرد. اول انتقال و انتشار آلودگی‌های ناشی از فعالیت‌های کشاورزی و کاربرد کود و سموم در زمین‌های کشاورزی که در معرض سیل قرار داشته و به‌واسطه آن به پایین‌دست انتقال یافته و منتشر شده است و دوم اختلال در مدیریت ایمن فاضلاب‌های شهری و صنعتی و انتشار آلودگی‌های ناشی از آن.

 

جدال انسان و سدهای خودساخته

با بروز سیل در استان گلستان، انتقادها از شیوه و روش سدسازی در کشور همه رسانه‌ها را پر کرد. وزیر نیرو و رئیس سازمان محیط زیست اما خیلی زود واکنش نشان دادند و گفتند که در ایران سد بسیار مهم و نقش حیاتی دارد. مهدی معتق، استاد دانشگاه لایبنیتس هانوفر و مرکز علوم و تحقیقات زمین آلمان، در مقاله‌ای که به فاصله چند روز از وقوع سیل در استان گلستان منتشر کرد، با استناد به تصویرهای ماهواره‌ای با قدرت تفکیک بالا از محدوده سیل در منطقه آق‌قلا، از نقش مخرب سد وشمگیر در تغییر رژیم جریان آب در حوضه‌های بالادست و پایین‌دست سد خبر داد و اعلام کرد که عرض کم رودخانه، به افزایش شدت آبِ سیل کمک کرده است. این کارشناس حوزه‌ی آب، معتقد است که نه‌فقط گرگان‌رود بلکه در فروردین امسال، این اتفاق در حوضه‌های کرخه، دز و کارون هم رخ داده است. ریشه این معضل‌ها، تغییر رژیم رودخانه است که به دلیل سدسازی در منطقه به وجود آمده است.

 

جدال سیل با تاریخ

تصویر منهدم شدن پل‌های تاریخی در بستر رودخانه‌های طغیان کرده! تصویرِ تلخ از بین رفتن تاریخ در کسری از ثانیه. آیا خوزستانِ تاریخی، خسارتِ میراث فرهنگی هم داده است؟ در ارزیابی‌های اولیه، مجتبی گهستونی، دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا، می‌گوید که با توجه به میزان و شدت بارندگی، همچنین طغیان رودخانه‌های کرخه و دز، احتمال آسیب دیدن بناها و آثار تاریخی وجود دارد. به گفته‌ی او، در دزفول، پل شناوری که در بالادست پل ساسانی روی رودخانه بوده، تخریب شده و این امر عملا باعث افزایش قدرت طغیان رودخانه می‌شود که به سمت پل ساسانی دزفول در حرکت است. به گفته‌ی گهستونی، در دزفول و در بخش پایین‌دست سد دز و سد تنظیمی، سازه‌هایی به نام «کَت» وجود دارند که از جنس کنگلومرای بختیاری است و در دل کوه واقع شده است، اما متاسفانه بخش عمده‌ای از آن زیر آب رفته است. از دیگر اتفاقاتی که بر اثر این سیل رخ داده، زیر آب رفتن تاسیسات کنار رودخانه کرخه است. در این میان موزه آب که از سازه‌های آبی تاریخی دزفول به شمار می‌آید و شبیه سازه‌های شوشتر است، به طور کامل به زیر آب رفته است.

 

جدال مردم و نفت

در روزهای پس از ورود سیل به خوزستان، بحث‌ها و شایعه‌های زیادی درباره نابسامانی اوضاع منتشر شد که خشم مردم را در پی داشت و بخش عمده‌ای از بحث‌ها مربوط به باز نبودن تمام دریچه‌های هورالعظیم برای انتقال آب اضافه به هور بود که این مسئله در ادامه با پیگیری مردم و مسئولان به انجام رسید. این اقدام با مخالفت کارشناسان آب و محیط‌ زیست روبه‌رو شد. آن‌ها می‌گویند جو ایجاد شده در شبکه‌های اجتماعی مسئولان را وادار به بازگشایی جاده تقسیم‌کننده‌ی هور کرد. این تصمیم از نگاه کارشناسان آب هم‌، پایه فنی لازم را نداشت.

متخصصان درخصوص روند انتقال آب رودخانه کرخه به هورالعظیم به ایسنا گفتند که روند ورود آب به تالاب از طریق حوضچه‌ها مشکلی ندارد و با حداکثر ظرفیت در حال انجام است ولی این کار با یک مشکل مهم مواجه است؛ انتقال آب به هور از طریق رودخانه نیسان با تخریب مزارع کشاورزی همراه خواهد بود و اگر در بستر رود نیسان، زراعت انجام نمی‌شد، این رودخانه می‌توانست حجم عظیمی از آب کرخه را به هور منتقل کند. در مجموع انتقال آب در بخش میدان‌های نفتی به وقوع پیوست و تاسیسات نفتی را به محاصره در آورد.|  

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۵:۱۶