دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸

اخبار

خاطرات و خطراتِ سیلِ 1398

سیل، نه پدیده‌ای تازه برای ایرانیان است و نه این فلات باستانی با آن غریبه. شکل جغرافیایی ایران، مسیر رودخانه‌ها، شیب زمین، ارتفاعات بلند در کنار دشت‌های پست، همجواری با دو منبع آبیِ دریای خزر و خلیج فارس و اثرات توده‌های هوایی اقیانوس هند، همه و همه دست‌به‌دست هم داده‌اند تا ایرانیان از دیرباز با این پدیده آشنا شده و برای کاهش بحرانش فکری کنند. در طول یک‌صد سال اخیر اما سیل معنای دیگری به خود گرفته و دیگر یک بلای آسمانی و طبیعی نیست، بلکه بیشتر محصولِ ندانم‌کاری‌های انسانی در دست‌اندازی به منابع خاکی و گیاهی و مدیریت غلط منابع آبی است.
درک این واقعیت که در فاصله نیم‌قرن یعنی از سال 1330 تا 1380، بیش از 421 مورد سیل در کشور اتفاق افتاده، این مسئله را روشن می‌کند که به طور میانگین در هر سال، ایران شاهد 9 سیل جدی بوده و هر چه از سال 1330 فاصله گرفته و به 1380 نزدیک‌تر شده‌ایم، تعداد وقوع سیل در کشور افزایش داشته، به‌طوری‌که در فاصله سال‌های 1360 تا 1380، میزان وقوع سیل در کشور 20 برابر شده، آن هم در سال‌هایی که ایران عملا وارد دوران خشکسالی خود شده است.
سیلِ نوروز امسال تفاوت‌هایی با بسیاری از سیل‌های تاریخی کشور داشت. اولا دامنه وسعت آن از شمالِ شرقی ایران و استان گلستان تا جنوب غربی کشور و استان خوزستان و لرستان بود. دوم این‌که شهرهای خشک و بدون پوشش گیاهی، عملا مورد حمله موج‌های خروشان رودخانه‌ها قرار گرفتند تا جایی‌که تصویر رودخانه طغیان‌کرده همجوار با «دروازه قرآن» شیراز، هیچ‌گاه از خاطره‌ی ایران معاصر پاک نخواهد شد. نکته مهم دیگر، درگیر شدن استان‌های ساحلی با این پدیده بود. اگرچه که از دیرباز، سیل با نزدیکی سکونت‌گاه‌های انسانی به دریا و رودخانه‌ها، معنا می‌شده اما امروز، بروز چنین پدیده‌ای می‌تواند معنای دیگری هم داشته باشد و آن، عدم انجام ماموریت‌های تخصصی در حوزه‌ی لایروبی سدها و رودخانه‌ها و البته ساخت‌وساز غیرمجاز در کفِ رودخانه‌های خشک کشور است.
سیلِ نوروز امسال، ابتدا استان گلستان و شهرهای آق‌قلا و گمیشان را نشانه رفت. نبودِ استاندار در چنین بزنگاهی، اگرچه به عزلِ زودهنگام او منتهی شد اما نشان داد که مردم در چنین شرایطی همدیگر را تنها نمی‌گذارند و بیش و پیش از هر نهادی به یاری همنوعان خود می‌شتابند . تصویر حضور همگانی مردم آق‌قلا در ساخت سیل‌بند این شهر، بعدها تا پلدختر، حمیدیه، آبادان و خرمشهر هم رفت و شکلِ تازه‌ای از انجام وظیفه مردم در قبال شهرهایشان را به تصویر کشید. شاید اگر تا پیش از این، چهره‌های شاخصِ جامعه‌شناسی ایران از کمرنگ شدن مسئولیت اجتماعی در ایرانیان داد سخن می‌دادند، حالا با تصویر دگرگون‌شده‌ای مواجه شده‌اند؛ تصویرِ کودکی چکمه‌پوش که در لجنِ متعفن آبادان، کیسه‌های پلاستیکی را با بیلچه‌ای کوچک پر از خاک می‌کند تا مسئولیتش را در قبال خانه و زندگی‌اش به انجام برساند.
اگر از نبودِ نماینده دولت در گلستانِ سیل‌زده گفتیم، این را هم باید اضافه کنیم که سیل امسال، مجالی بود تا در این برهه تاریخی، برخی نهادها در حوزه‌هایی خارج از چارچوب سازمانی‌شان، خود را در کنار مردم سیل‌زده ببینند. فشار اقتصادی اسفندِ امسال که به گرانی بی‌حد نوروز پیوند خورده بود، فقط سیل را کم داشت که ایران را خسته‌تر از پیش کند و در این میان، کم بودند نهادهایی که از همان روز اول، دست‌به‌کارِ بودن در کنار مردم شدند. قرارگاه خاتم‌الانبیا که با تلاش شبانه‌روزی، پل‌های دسترسی به روستاهای استان لرستان را دوباره ساخت، سازمان بنادر و دریانوردی که با تجهیزات و متخصصانش از همان روز اول در کنار سیل‌زدگان بود، متخصصان شرکت آب و فاضلاب که یک ماه شبانه‌روز در گل‌ولای زندگی کردند و همچنین، کارمندان ادارات محلی، بسیج، سپاه، ارتش، جمعیت هلال احمر و جمعیت امام علی (ع).
دست آخر این‌که سیلِ امسال بی‌بروبرگرد، تحت تاثیر شدید رسانه‌ها و فضای مجازی بود؛ از دعوایی که بر سر مایحتاج ارسالی به مناطق سیل‌زده آغاز شد، بگیر تا چالشِ ایرانِ تحریم شده در برابر دریافت کمک‌های صلیب سرخ. شاید اگر نبودند شبکه‌های اجتماعی و در انعکاس تصویر سیل‌زدگان پلدختر و آق‌قلا، نقش‌آفرینی نمی‌کردند، این سیل هم چون سیلِ ویرانگر 1366 تهران، برگی می‌شد در صفحات تاریخِ فراموشیِ این خاک.|
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۵:۰۸