دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸

اخبار

دهلیزِ شرجیِ جنوب

یکی مرغ بر کوه بنشست و خاست چه افزود بر کوه باز و چه کاست؟
من آن مرغـم و مملـکـت کوه من چو رفتم جهان را چه اندوه من؟
در رازآلودگیِ جنوب، عمر گذراند؛ بر پهنه‌ی نیلیِ دریایش، عشق ورزید؛ بر خاک تفتیده‌اش بذر فشاند؛ در قابی از واقعیت و تاریخ، در پیِ هویت بلندآوازه‌ی این سرزمین، هرم سوزان گرما را به جان خرید. او در پی کشف جنوب بود؛ آن‌جا که آب‌وآتش در مصافی مدام، درهم می‌تنند.
از دهلیز تنگِ کوچه‌ها تا گورهای خارگرفته و آب‌انبارهای زنگارگرفته‌ی گِل‌اندود و مناره‌ها و کنگره‌های زمان‌خورده تا لنج‌ها و سقف‌های نمور خانه‌ها تا کوبه‌های باد و شرجی زمان تا آوازهای در بادخواند‌ه‌ی جاشوی پیر... میراث ایران‌زمین را به کنکاش نشسته بود. وجب‌به‌وجب این خاک را دانسته، عشق می‌ورزید.
جنوب برای او فراتر از یک جغرافیا بود؛ مفهومی که با تمامی پدیده‌هایش، از رفتگان و ماندگان و آیندگان، معنا می‌گرفت و از دلِ این همه، تاریخ را روایت می‌کرد! با مردمان این خطه از خامه‌ی جان زیسته، آمال و اندوهشان را می‌شناخت و فراز و نشیب تاریخش، برایش مایه‌ی مباهات بود. او در پی کشف جنوب بود، آن‌جا که جغرافیا، تاریخ، ادبیات و انسان معنا می‌گرفت!
احمد اقتداری، با قامتی نستوه، نگاهی خیره و عمیق، و پشتی که هرگز خم نشد در طوفان حوادث و روزشمار عمر، و لبخندی به غایت مهربان، آن‌سان که خاص مردمان جنوب است، با گفتاری شیرین که حلاوتش تا زمان‌های بسیار در خاطر می‌ماند، بی‌تردید یکی از کوشاترین خلیج فارس‌پژوهان معاصر بود که آثار باستانی آن کرانه و مردمان حاشیه‌ی آن بی‌شک همیشه او را به خاطر خواهند داشت که با کوله‌باری از کتاب و دست‌نوشته‌ها، دوربینی آویخته از گردن، راه‌های پرپیچ‌وخم را درمی‌نوردید تا از لابه‌لای رخدادهای خاک‌خورده‌ی زمان‌، تاریخ این مردمان را به گونه‌ای مستند، بنگارد و چنین است که او را «پاسبان خلیج فارس» می‌خوانند.
امروز سه ضلع مثلث دانش‌پژوهی یارانِ همراه، منوچهر ستوده، ایرج افشار و احمد اقتداری، قرار ماندن را به ودیعه رفتن وانهاده‌اند؛ سه یار همراهی که در مصاحبت یکدیگر، خالق آثاری شدند گران‌قدر، ماندگار و موثر در تاریخ و جغرافیای این سرزمین.
تنوع آثار به یادمانده از استاد احمد اقتداری در زمینه‌های تاریخ، معماری، ترجمه، تصحیح و تحشیه، ادبیات و مردم‌شناسی و سیاست، نشان‌دهنده‌ی توانایی‌ها و علاقه او به زاویه‌های پیدا و پنهان فرهنگ ایرانی است؛ فرهنگی که هر ایرانی علاقه‌مند به آن برای اعتلای نامش خواهد کوشید. همچنین نقش استاد در احیای آثار سدیدالسلطنه فراموش‌نشدنی است.
تعامل میان پدیده‌ها در نواحی حاشیه‌ای، کوهستانی، ساحلی و دریایی در پیوند با یکدیگر با سبکی علمی، در آثار استاد بازتاب یافته است و این امر حاصل بافه‌های رنجی است از سرِ عشق و دلسپردگی به این سرزمین مانا، از سوی رهرویی خستگی‌ناپذیر، بادیه‌پیمایی در کرانه‌های خورشیدزده‌ی خلیج فارس و دشت‌های پهناور خوزستان.
بی‌شک یادمان‌های علمی و خاطره‌انگیز این استاد بی‌بدیل که بیانگر رازهای نهفته در دل خاک ایران کهن است و حدیث کاروان تاریخ و جغرافیای این سرزمین، در حافظه‌ی جمعی ما ماندگار خواهد ماند. ما ایرانیان و علاقه‌مندان به فرهنگ ایران‌زمین وامدار تلاش‌های بزرگ‌مردی هستیم که برای اعتلای فرهنگ ایران‌زمین، عمر خویش را سپری کرد. وامدار تمامی فرهیختگانی که خواهان نام‌آوری ایران‌زمین بوده و در راستای اعتلای نامش کوشیده‌اند.
ناگفته پیداست که امروز، سامان‌یافتن هر پژوهشی در حوزه خلیج فارس و دریای عمان و جزایر و کرانه‌های آن، بی‌نیاز از آثار به یادمانده‌ی استاد اقتداری نخواهد بود. نام او با خلیج فارس و ساحل‌نشینان و پس‌کرانه‌نشینانش، پیوندی ناگسستنی یافته است. و گرچه امروز دریغاگوی مردی از اهل خرد و دانشیم، اما هم بدین نکته می‌بالیم که بی‌شک، بذر دانشی را کاشته‌ است، که در آینده‌ای نه‌چندان دور، در قامت جوانان دل‌سپرده‌ی این خاک، به بار خواهد نشست.
تاسیس بنیاد علمی و فرهنگسرایی با نام استاد اقتداری، انتشار سالانه کتاب احمد اقتداری حاوی مقالات تحلیلی پیرامون آثار او و اسناد و خاطراتش می‌تواند گامی موثر در حفظ این میراث گرانبها باشد.
فقدان درگذشت استاد احمد اقتداری، اندوهی ژرف برای جامعه علمی و فرهنگی این سرزمین است. بادا که میراث‌داران نکویی در طی پویه علمی او باشیم! اقتداری بخشی انکارناپذیر از کارنامه‌ی تاریخ و فرهنگ ایران است. یادش چون نام نیکش جاودانه باد و خاندانش استوار و برقرار!|
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۴:۰۵