پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸

اخبار

کیش را باید از سلیقه‌گرایی آزاد کرد

وقتی وارد جزیره کیش شدم، آب آشامیدنی هم نبود. خودرو نبود، راه و زیرساخت‌های کافی برای کیش امروز وجود نداشت. خیلی چیزها نبود اما دو چیز بود: اراده‌ی‌ ساخت جزیره‌ کیش، و مدیریت.
امروز راجع به کیش نیاز نیست تحت عنوان یک کارشناس گردشگری اظهار نظر کنم، فقط کافی است مشاهدات خودم را بازگو کنم. 
کیش اهداف، برنامه‌ها و مشکلاتی را که پشت سر گذاشت تا به این نقطه برسد، فراموش کرد. 
کیش فراموش کرد که روزی با ذره‌بین دنبال سرمایه‌گذار می‌گشت.
کیش فراموش کرد که برای دیده‌شدن و مطرح‌شدن، هر کاری می‌کرد تا با جلب رضایت مردم، کیش را آباد کند.
کیش فراموش کرد که از نظر تجاری و گردشگری همیشه باید چند گام جلوتر از کشور باشد.
کیش فراموش کرد افرادی را که به او خدمت کردند قدر بداند.
امروز کیش تنها بخشی از یک شهرستان است که آب دور آن را احاطه کرده است. امروز کیش از داخل کشور نه‌تنها جلوتر نیست بلکه سیر نزولی نیز داشته است. امروز مقصدی است برای تورهای ارزان‌قیمت، اما توان مدیریت و جذب گردشگر ارزان را نیز ندارد.
سال‌های اولیه جزیره کیش، این رنگ و بو را نداشت اما گردش مالی بالا، رضایت گردشگر و کیش‌وند را فراهم می‌کرد. امروز کیش خیلی رنگارنگ است اما نه رضایت توریست در آن است و نه کیش‌وند. دائم در حال ساخت‌و‌ساز و برج‌های بلند و بلندتر است اما معلوم نیست برای چه ‌کسی و چرا!
در کیش ساخت‌و‌ساز ساختمان‌های متنوع مسکونی و تجاری رایج است اما از جمعیت و توریست خبری نیست. رسوب کیش‌وند کمتر از خروج کیش‌وند است. محیط تبدیل شده به یک محیط کارگری که شاغل در فعالیت‌های ساختمانی هستند. بافت توریستی جزیره در رنگ پرچم‌ها و نوارها و چراغ‌ها خلاصه شده. سرگرمی‌های تکراری، رستوران‌های تکراری، هتل‌های تکراری. وضعیت پرواز و نرخ بلیت و هتل و خدمات گردشگری به قدری بالاست که توریست به کیش نگاه می‌کند و به ترکیه و دوبی سفر.
سیاست‌های کلان جزیره معلوم نیست. هیچ مدیری وارد جزیره نشده که به‌صورت شفاف، سیاست‌های خود را مطرح کند تا بخش خصوصی و ارگان‌های وابسته به سازمان و سرمایه‌گذاران بر اساس «سیاست‌های شناخت زمان» تصمیم بگیرند.
کیش برای سرمایه‌گذاران خرده‌پا مانند سراب است که وارد می‌شوند و تشنه و سرخورده به مبدا خود باز می‌گردند.
عموم توریست‌ها افرادی هستند که برای اولین‌بار به کیش سفر می‌کنند و به دنبال یک فضای متفاوت از کشور هستند، اما تنها تفاوتی که می‌بینند، گرانی قیمت خدمات است.
وضعیت کیش فاقد سیاست شفاف و روشنی است. آینده کیش ترسیم نشده و هر مدیری که وارد می‌شود سیاست‌گذاری می‌کند.
کافی است به بندرگاه نگاه کنید؛ این سرمایه‌گذاری عظیم در خدمت چیست؟ تجارت، توریست یا نفت؟ هر جزء کیش به یک سمت حرکت می‌کند. در این ماشین، هر قطعه‌ای یک ساز می‌زند. هرگز این خودرو به مقصد نمی‌رسد مگر این‌که صادقانه و شفاف، سیاست و اهداف جزیره تعیین شود و استراتژی را برای هر بخش مشخص کنند. توریست یا نفت مهم نیست، مهم این است که باید به کدام سمت حرکت کنیم تا به نتیجه برسیم و صادق باشیم. کیش را باید از سلیقه‌گرایی آزاد کرد. کیش را باید به‌صورت یک قدرت، به سازمان منطقه آزاد کیش بازگرداند.
منطقه آزاد دوبی در مقایسه با بنادر ایران، مثلا شهید رجایی، چه امتیاز فنی و اقتصادی‌ای دارد؟ چرا باید صاحبان کالا، کالاهای خود را در دوبی انبار و به مقاصد مشتریان خود ارسال کنند، در صورتی‌که با در نظر گرفتن جمعیت و وسعت، بیشترین بازار مصرف در ایران و همسایگان ایران است؟ اکنون بندر شهید رجایی در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا در پیک کالای در صادرات یا واردات و ترانزیت هستیم؟ 
اماراتی‌ها چه کاری می‌کنند که ما نمی‌توانیم انجام بدهیم؟ فرق مناطق آزاد ما با مناطق آزاد امارات چیست؟ آیا صاحبان کالا، رغبتی به ورود به مناطق آزاد ایران دارند؟ شاید برخی ادعا کنند امروز در تحریم هستیم، مشکلات بیمه، سیاسی و یا... داریم، اما چرا 20 سال پیش یا 15 سال پیش یا 10 سال پیش به این منطقه نیامدند؟ آن سال‌ها چه مشکلی داشتیم؟
شاید برخی ادعا کنند که سرمایه‌گذاران خارجی به سرمایه‌گذاری در ایران اعتماد ندارند، اما چند درصد سرمایه‌گذاران در امارات، ایرانی هستند؟ آیا آن‌ها هم بیم سرمایه‌گذاری در ایران را دارند؟ اگر ما هم قوانین امارات را در مناطق آزاد خود لحاظ می‌کردیم، یا بندر شهید رجایی را منطقه آزاد اعلام می‌کردیم و این بیابان‌ها را که سال‌هاست به حال خود رها شده برای مدتی مشخص، به شرکت‌های خارجی واگذار می‌کردیم تا انبار، کارخانه یا بازار بسازند، چه مشکلاتی دامن ایران را می‌گرفت؟ چه چیزی از دست می‌دادیم؟ اماراتی‌ها چه چیزی از دست دادند؟ و اکنون چه چیزی به‌دست آوردند؟
برای این‌که امروز تصمیم بگیریم و برای آینده برنامه‌ریزی کنیم، با توجه به شواهد و آمارهای منطقه‌ای، آیا دیر نیست؟ یا حتی امروز نیز اعتقاد داریم که نباید از کشورهای موفق الگوبرداری کنیم؟
ایجاد مناطق آزاد در کشور چه نقشی در توسعه ایران خواهد داشت؟ آیا تبدیل به مرکز قاچاق کالا به روش‌های مختلف قانونی و غیر قانونی خواهد شد یا تبدیل به دنیایی از بازار کار و سرمایه؟ آیا منطقه آزاد چابهار نقشی در اقتصاد منطقه و امنیت چابهار نداشته؟ منطقه آزاد کیش مرکز اشتغال بسیاری از جوانان کشور نیست؟ آیا ما در این مناطق درست عمل کرده‌ایم؟ چگونه ممکن است حاشیه عربی خلیج فارس که دریانوردی را از ایرانیان آموخته‌اند، در حمل‌ونقل زنجیره صنایع دریایی و بنادر از ایران پیشی بگیرند؟ اشکال کار کجاست؟ چگونه می‌توانیم مناطق آزاد کشور را به مناطقی تبدیل کنیم که انگیزه‌ای قوی برای سرمایه‌گذاران و صاحبان کالاهای کشورهای خارجی شویم؟ آیا کیش، قشم یا چابهار در خلیج فارس می‌توانند در مسیر ترانزیت کالا به اندازه بندر شهید رجایی، لنگه یا شهید باهنر نقش ایفا کنند؟ 
مناطق آزاد کشور دروازه‌ ارتباط ایران در حوزه‎های اقتصادی، تجاری، صنعتی و گردشگری با جهان خارج است. ارتباط این دروازه هر چقدر بزرگ و فاخر باشد اما هرگز کاربردی برای ایران نخواهد داشت. اتفاقات و تحولات مناطق آزاد کشورهای همسایه دور از چشم نیست. کافی است زاویه نگاه خود را عوض کنیم و به همه‌ موضوعات با چاشنی سیاسی نگاه نکنیم. کارگران خارجی در مناطق آزاد ما پذیرای کار نیستند و مهندسان ما برای کارگری در مناطق آزاد خارج از ایران صف کشیده‌اند. آیا برای مدیران، این مناطق آزادِ کشور اهمیت دارد؟|
۲۶ آذر ۱۳۹۷ ۱۳:۴۲