پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸

اخبار

نگاهی به گنجینه‌ آیین‌ها و باورهای دریایی مردمان کیش

ردّ پای پری دریایی در جزیره متحرک!

شماره 260
هر منطقه جغرافیایی و هر شهر ‌و‌ دیاری، باورها، آیین‌ها و آداب و رسوم مخصوص خود را داشته که ریشه در فرهنگ، تاریخ و نوع زندگی مردمان آن منطقه و آن شهر ‌و‌‌ دیار دارد. بخش مهمی از هویت و تاریخ هر قوم و جامعه نیز در فرهنگ عامه و فولکلور آن مردم نهفته است که پیوند عمیقی با خواسته‌ها، نیازها، باورها و اعتقادات آن قوم و جامعه دارد. حال اگر آن منطقه جزء مناطقی باشد که چند نوع گروه بومی، نژادی، زبانی و مذهبی را در خود جای داده است، دور از ذهن نیست که ما با گنجینه‌ای از باورها، آیین‌ها و آداب و رسوم بومی و محلی سروکار داشته باشیم. از جمله این مناطق، جزیره زیبای کیش است که همواره در تعامل با فرهنگ‌های گسترده و متنوعی بوده، هم‌چنین همجواری این جزیره بیضی‌شکل با خلیج فارس، به بسیاری از این باورها و آیین‌ها رنگ و بوی دریایی داده است. صدالبته افسانه‌هایی که در مناطق حاشیه‌ای خلیج فارس رواج دارد، از ارتباط عمیق و تعلق خاطر مردم جنوب کشور به این دریا سرچشمه می‌گیرد. این افسانه‌ها در طول تاریخ سینه‌به‌سینه نقل شده‌اند و بسیاری از آن‌ها نیز در کتاب‌ها نوشته و به ثبت رسیده‌اند. در ادامه به چند مورد از ای
صدف‌های پنهان در مروارید
در گذشته باور داشتند که مروارید همان اشک ملائکه و قطره اشک ونوس است. در افسانه‌های هندی نیز آمده است که مرواریدها همان قطرات شبنمی هستند که در شب به دریا ریخته می‌شوند و بعد در درون صدف جای می‌گیرند، اما صیادهای کیش بر این باورند که صدف مروارید از آب سرخ‌رنگی به وجود می‌آید که این آب قرمزرنگ در بعضی از ماه‌های سال در اعماق دریا ظاهر می‌شود. آن‌ها اعتقاد دارند با طلوع ستاره سهیل، آب سرخ بارور می‌شود، به‌طوری که در ابتدا صدفی بسیار کوچک بوده و آرام‌آرام بزرگ می‌شود. البته عموم مردم اعتقاد داشتند که وقتی صدف به وسط دریا می‌آید، هرگاه باران درون آن بچکد، مرواریدی درون صدف به وجود می‌آید. 
 
بابادریا؛ هیولای ترسناک مردم جنوب
بابادریا یا پدردریا، موجودی است مابین انسان و حیوان و هم‌چنین بسیار زشت و ترسناک! عده‌ای او را شبیه لاک‌پشت می‌دانند و بعضی نیز معتقدند که این موجود افسانه‌ای شباهت زیادی به گاومیش دارد. این جانور سنگین‌وزن، قدرت بسیار زیادی دارد و اغلب هنگام غروب از دریا بیرون می‌آید و اگر انسانی را در آن حوالی ببیند، او را توی آب کشیده، با خود به اعماق دریا برده و خفه می‌کند. هم‌چنین بابادریا یکی از هیولاهای ترسناک مردم بومی بندر عباس و بندر خمیر نیز هست. افسانه بابادریا شباهت زیادی به افسانه «بوسلامه» دارد؛ هیولایی خوفناک که برای خوردن گوشت و خون ملوانان و جاشوها در تاریکی به کشتی‌ها حمله می‌کند. این افسانه در بوشهر و خوزستان شهرت زیادی دارد.
 
از پاریونه تا آناهیتا
پاریونه یک جن دریایی است که مونث بوده، قدی کوتاه و موهایی بلند دارد، در اعماق دریا زندگی می‌کند و همواره در کنار گهواره فرزندش مشغول خواندن لالایی است. غواص‌هایی که به اعماق دریا می‌روند، اگر عمدی یا غیر عمدی به این جن دریایی یا فرزندش برخورد کنند، این جن، انتقام سختی از آن‌ها می‌گیرد. پاریونه نیز شباهت زیادی به افسانه مادردریا دارد؛ زنی‌که با فرزند شیرخواره‌اش در اعماق دریا زندگی می‌کند. البته عده‌ای نیز معتقدند که این زن به تعبیری همان آناهیتا، الهه آب و فرشته نگهبان چشمه‌ها و باران، و هم‌چنین نماد باروری و عشق در ایران باستان است. 
 
پری دریایی؛ آرامش‌بخش دریای جنوب
پری دریایی یکی از قدیمی‌ترین و معروف‌ترین افسانه‌های بسیاری از فرهنگ‌های جهان و از جمله ایران‌زمین است. این موجود افسانه‌ای زیبا، سر و تنه‌ای به شکل یک زن و پایین‌تنه‌ای شبیه ماهی دارد. پری‌های ‌دریایی قدرت پیشگویی و برآورده‌‌کردن آرزوهای انسان‌ها را دارند. در افسانه‌ها، پری دریایی به‌طور معمول پلید تصویر شده است، بدین‌گونه که اگر ناراحت شود، دریا توفانی می‌شود. حتی پیدا‌ شدن آن‌ در دریا می‌تواند به نوعی نشانه غرق‌شدن کشتی نیز باشد. در افسانه‌ها آمده است که آن‌ها مردان جوان را اغفال می‌کنند و با خود به قعر دریا می‌برند. البته گاهی نیز پری‌های ‌‌دریایی، مهربان و نماد نیکی و خوبی تصویر شده‌اند. دریانوردان ایرانی، پری دریایی را خوش‌یمن و آرامش‌بخش دریا می‌دانستند.
 
جزیره متحرک 
جزیره متحرک، افسانه مشترک تمام دریانوردان جهان و از جمله ملوانان و جاشوهای ایرانی بوده است. دریانوردانی که وارد جزیره‌‌ای ناشناخته‌ می‌شوند و بعد، درمی‌یابند که این جزیره در واقع جانوری عظیم‌الجثه است. در بین اقوام ایرانی، این حیوان عظیم‌الجثه می‌تواند لاک‌پشت، نهنگ، خرچنگ و... باشد.
 
درخت افسانه‌ای انجیر معابد کیش
مشهورترین و کهن‌ترین درخت جزیره کیش، درخت انجیر معابد است که عمر آن را بین 500 تا 600 سال تخمین زده‌اند. درختی که هیبتی اسطوره‌ای ـ افسانه‌ای دارد. برگ‌ها و ریشه‌های آن از تنه کهنسالش آویزان است و مملو از  پارچه‌ها و نخ‌هایی است که مردم به قصد برآورده‌شدن آرزوها و حاجاتشان به تنه تنومند آن گره زده‌اند. جدا از جنبه مقدس‌گونه‌ی آن، جنبه توریستی و جاذبه‌ گردشگری این درخت است که هر ‌ساله علاقه‌‌مندان زیادی را به آن محل می‌کشاند.
 
جن در افسانه‌ها و داستان‌های فولکلور ایرانی
عده‌ای معتقدند که جن‌ها موجودات افسانه‌ای و فراطبیعی هستند و خیلی‌ها نیز باور دارند که جن موجودی است مثل دیگر آفریده‌های خدا که البته وجودش از آتش است. به هر صورت، جن نقش پررنگی در افسانه‌های محلی و باورهای ایرانی دارد. تعداد زیادی از بومیان کیش بر این باورند که اجنه در کیش حضور دارند، تا آن‌جا که قلعه جنیان یکی از جاذبه‌های توریستی و گردشگری این جزیره به شمار می‌آید. گفته‌ می‌شود این قلعه مستطیل‌شکل کوچک که الان مخروبه‌ای بیش نیست، در گذشته کلانتری بوده ‌است و وقتی چند سرباز آن به‌طور خیلی عجیب و رازآلودی مرده‌اند، این کلانتری به جای دیگری منتقل شده است. این قلعه دوطبقه، دو حصار بلند دارد و حیاط کوچکی نیز در وسط آن وجود دارد. از گذشتگان نقل شده است که جن‌ها اشکال و ابعاد مختلفی دارند. هم‌چنین آمده است که بالاتنه آن‌ها انسانی و پایین‌تنه‌شان حیوانی است. مشهورترین باورهایی که در مورد اجنه وجود دارد، این است که اگر در هنگام غروب آفتاب که هم‌زمان با بیداری جن‌هاست، آب‌جوش روی زمین ریخته و یا سنگی پرتاب شود، احتمال آسیب‌رسیدن به جن‌ها وجود دارد که در این صورت آن‌ها انتقام سختی از آدم‌ها می‌گیرند. در گذشته هم‌چنین اعتقاد داشتند، افرادی که دچار درد و مرضی می‌شوند که با دکتر، دوا و درمان نمی‌شود، جنی شده یا به تعبیری اهل زار شده‌اند؛ یعنی جن در کالبدشان حلول کرده است. این افراد را برای بهبود، نزد مامازار یا بابازار می‌بردند تا با شیوه‌ها و مراسمی که برپا می‌کردند، جن را از وجودشان بیرون کنند. بابازارها و مامازارها افراد باتجربه‌ای بودند که با برپایی مجالس و بعضی مراسمِ به‌خصوص، مانند انواع رقص‌ها، نواختن طبل‌ها و خواندن آوازهای مخصوص، این موجودات را به حرف می‌آوردند تا از زبان شخص بیمار، خواسته‌ خود را بیان کنند و بعد از برآورده‌شدن خواسته، بدن بیمار را ترک گویند.
ماه‌گرفتگی و خورشیدگرفتگی در روایت‌های بومی و محلی
ماه‌گرفتگی و خورشیدگرفتگی در طول تاریخ و بین اقوام مختلف همواره مورد توجه بوده ‌است. البته که بیشتر تمدن‌ها خورشیدگرفتگی را پدیده‌ای شوم می‌دانستند. در گذشته از کسوف می‌ترسیدند و گمان می‌بردند که ممکن است خورشید برای همیشه ناپدید شود و دیگر بازنگردد. بعضی از این تمدن‌ها، کسوف و خسوف را حاصل ستیز و دشمنی همیشگی مابین خورشید و ماه می‌دانستند و هر کسوف و خسوفی را صحنه‌ای از این جنگ تصور می‌کردند. بعضی از جامعه‌های بشری نیز این اتفاق را حاصل خشم خدایان می‌دانستند. ماه در زندگی مردمان ساحل‌نشین خلیج فارس تاثیری شگرف دارد، چراکه از جمله مولفه‌های طبیعی است که جزر و مد دریا را میسر می‌کند. مردم محلی و بومی کیش بر این باورند که هرگاه ماه و خورشید به نور خودشان مغرور ‌شوند، آن‌گاه ماه‌گرفتگی و خورشیدگرفتگی رخ می‌دهد. در آن هنگام، ماری بزرگ از سوی خداوند به سوی آن‌ها رفته و صورت ماه یا خورشید را گاز می‌گیرد و خسوف یا کسوف پدید می‌آید. اما باور بوشهری‌ها در هنگام ماه‌گرفتگی آن است که «دی‌زنگرو» که در گویش بوشهری‌ها به معنای «مادر سیاه‌رو» است، در واقع همان خرچنگ بزرگی است که ماه را می‌بلعد و پدیده خسوف را به‌وجود می‌آورد. مردم بومی و محلی بوشهر اعتقاد دارند که این خرچنگ از فلز می‌ترسد و برای فراری دادن آن باید ظروف فلزی را به صدا درآورد.
 
قاعدگیِ دریا  
اهمیت دریا برای مردمان جزیره‌نشین خلیج فارس، تا آن‌جاست که برخلاف فرهنگ مردمان خشکی‌نشین، وجهه زایندگی و مادرانگی دارد. دریا آورنده‌ی غذا و دربرگیرنده‌ی مردمان است. ماهیگیران به دل او می‌زنند و از آغوشش تغذیه می‌کنند. همین باعث شده که در فرهنگ مردمان کیش، دریا وجهه‌ای زنانه هم به خود بگیرد تا آن‌جا که آن‌ها اعتقاد دارند دریا هر سال در تابستان‌ها چندین بار قاعده می‌‌شود. در این دوره که به آن «حیض‌البحر» می‌گویند، دریا آرام و کم‌تحرک می‌شود، بوی خاص و تندی دارد، و از دور که دریا را نگاه کنی، آبِ آن را به رنگ خون (سرخ) می‌بینی. در پایان دوره حیض‌البحر، دریا هم‌چون زنی قاعده، خود را می‌شوید و پاک می‌‌کند. در این زمان دریا متغیر شده و با پدید آمدن موج‌های بزرگ، دوباره به رنگ آبی درمی‌آید. پیوند خصوصیات انسانی به رفتار جوّی دریا، حکایت از جایگاه بی‌مانند این جهان بیکران در فرهنگ مردمان کیش دارد.
 
باران‌خواهیِ مردم جنوب
باران‌خواهی و طلب باران یکی از رسم‌های کهن مردم جنوب کشورمان، از جمله هرمزگان است که جنبه مقدسی دارد و در مواقعی که باران کم باریده‌ باشد، برپا می‌شود. مردی باتقوا و مومن اجرای این مراسم را بر عهده می‌گیرد. کودکان حضوری فعال در این مراسم دارند، چراکه مردم بر این باورند از آن‌جا که کودکان معصوم هستند، دعایشان نیز زودتر مورد اجابت قرار می‌گیرد. کودکان مردم را برای این دعا خبر می‌کنند و اغلب مردم نیز هدایایی به آن‌ها می‌دهند. این مراسم تا چند روز ادامه پیدا می‌کند. بعد از نماز و دعا، یک نفر شعر باران را می‌خواند. زمانی که کودکان از مراسم برمی‌گردند، عده‌ای روی آن‌ها آب می‌ریزند، چراکه آب در باور گذشتگان ما نماد روشنایی بوده و مردم اعتقاد دارند، پاشیدن آب موجب می‌ شود که باران زودتر ببارد. این مراسم در دیگر نقاط کشورمان نیز برگزار می‌شود.
۲۶ آذر ۱۳۹۷ ۱۲:۲۸