سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

روایت حسین زمان، خواننده و استاد دانشگاه از تجربه زندگی و کار در جزیره درگفت‌وگو با «بندر و دریا»

کیش، چراغ قرمز ندارد

شماره 260
حسین زمان را بیشتر با فعالیت‌های هنری‌اش می‌شناسند. او به‌ویژه برای پاپ گوش‌کن‌های دهه 70 و 80 نامی آشنا در ایران است. تلویزیون ترانه‌های او را مرتب پخش می‌کرد و آلبوم‌های او با استقبال خوبی مواجه بود، هر چند همه‌ی این‌ها در سال‌های بعد تغییر کرد. زمان علاوه بر فعالیت هنری، فعالیت دانشگاهی قابل توجهی هم داشته است. او که در 16 سالگی توسط ساواک دستگیر شد و بعد از آن برای تحصیل به آمریکا مهاجرت کرد، با شروع جنگ هشت ساله ایران و عراق به کشور بازگشت و در جبهه‌های جنگ حضور یافت. بعد از جنگ، زمان هم‌راستا با فعالیت‌های هنری، فعالیت‌های دانشگاهی‌اش را هم ادامه داد. او در دوره‌هایی از جمله مسئولان ارشد پردیس بین‌المللی دانشگاه کیش و عضو هیئت علمی این دانشگاه بود. با او که حالا 16 سالی می‌شود در کیش زندگی می‌کند، درباره آموزش عالی در کیش که زمانی زبان‌زد خاص و عام بود، حرف زده‌ایم. زمان البته درباره خود کیش هم حرف می‌زند؛ این‌که ساکت و آرام است و چراغ قرمز ندارد.
در سال‌های اخیر با ایجاد پردیس‌های دانشگاهی در کیش، این جزیره علاوه بر شهرت‌هایی که در زمینه گردشگری و مدرن‌بودن داشت، به‌عنوان یک مکان دانشگاهی نیز مشهور شده است که بسیاری از ایران و خارج از کشور برای تحصیل به آن‌جا سفر می‌کنند. شما به‌عنوان فردی فعال در زمینه آموزش عالی در کیش، وضعیت این منطقه را از این نظر چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تا سال 2003 فعالیت دانشگاهی در کیش محدود به دانشگاه کیش بود، اما بر اساس تفاهم‌نامه‌ای که با دانشگاه موناش استرالیا به امضا رسید، آموزش عالی در این جزیره مورد توجه قرار گرفت. دانشگاه موناش استرالیا در سال 2003 بین دانشگاه‌های فنی استرالیا اول بود و در بین دانشگاه‌های دیگر رتبه بیستم را داشت. به دنبال تفاهم با این دانشگاه، قرار شد که دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه کیش را از سازمان مناطق آزاد بگیرد؛ این اتفاق رخ داد و از آن به بعد این دانشگاه عهده‌دار مسئولیت دانشگاه کیش شد که به پردیس بین‌الملل دانشگاه صنعتی شریف در کیش معروف است. این شروع فعالیت‌هایی خوب و چشم‌گیر در حوزه آموزش عالی بود و من که خودم آن زمان مدیر اجرایی دوره مشترک بین دانشگاه صنعتی شریف و موناش استرالیا بودم، امید داشتم این همکاری ادامه پیدا کرده و بیشتر شود. در این زمان ما دو سه دوره دانشجو گرفتیم. این دانشجویان دو سال در جزیره کیش درس خواندند و دو سال هم برای تحصیل به استرالیا رفتند و سپس مدرک مشترکی از دانشگاه شریف و موناش گرفتند. تعدادی از این دانشجویان، مقطع کارشناسی ارشد را هم در استرالیا ادامه دادند و عده‌ای از آن‌ها نیز مقطع دکتری را گذراندند و الان مشغول کار و تدریس در استرالیا هستند. این توضیحات را دادم تا به این برسم که آموزش عالی در کیش در دوره‌ای رشد قابل توجهی داشت. به دنبال دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه تهران، علوم پزشکی، آزاد، علمی کاربردی و پیام نور هم به کیش آمدند و شروع به
فعالیت کردند.
 
چه اتفاقی افتاد که این موفقیت اولیه در زمینه آموزش عالی در کیش ادامه نیافت؟
همیشه تنگ‌نظری وجود دارد. همان زمان‌ها عده‌ای معتقد بودند که ایجاد امکانات دانشگاهی برای عده‌ای در کیش، ضایع‌کردن حق دیگران است. تعبیر آن‌ها این بود که عده‌ای مرفه را آورده‌اند کیش و برای آن‌ها امکانات فراهم کرده‌اند تا درس بخوانند. این تنگ‌نظری‌‌ها باعث برداشته‌شدن حمایت از دوره‌ها بود. به‌ویژه در مورد دانشگاه صنعتی شریف، وقتی ریاست دانشگاه عوض شد، حمایت‌ها هم برداشته شد. استدلال ما برای ادامه دوره‌ها این بود که افرادی وجود دارند که علاقه‌مند به ادامه تحصیل هستند و اگر امکانات خوبی برای آن‌ها فراهم نشود، ترجیح می‌دهند برای ادامه تحصیل به خارج از ایران بروند. وقتی ما شرایط را این‌جا با همکاری دانشگاه صنعتی شریف و موناش برای افراد فراهم کردیم، پدر و مادر‌های دانشجویان خیلی استقبال کردند و گفتند دوست داریم فرزندان ما در همین جا ادامه تحصیل دهند و در فرهنگ خودمان بزرگ شوند. متاسفانه افراد تنگ‌نظر قانع نمی‌شدند و می‌گفتند در کیش فقط شرایط برای افراد پولدار فراهم شده است. وقتی دکتر سهراپ‌پور، رئیس دانشگاه صنعتی شریف، از دانشگاه رفت، افرادی که جای او آمدند اعتقاد چندانی به این دوره‌ها نداشتند و این دوره‌ها منحل شد و همکاری ما با دانشگاه موناش نیز به اتمام رسید، کما این‌که بر اساس تفاهم ایجادشده، قرار بود دوره‌ها در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری هم ادامه یابد، اما تفکر افرادی که بعدا آمدند، توقف این دوره‌ها بود و این اتفاق هم افتاد. ما با دانشگاه‌های دیگری نیز برای رشته‌هایی که در ایران نبود، در تدارک ایجاد دوره‌هایی بودیم اما متاسفانه با تغییر مسئولان دانشگاه، این فعالیت‌ها منتفی و عملا دوره‌های بین‌المللی دانشگاهی در کیش متوقف شد. هنوز هم که هنوز است ادعا بر این است که دوره‌ها بین‌المللی است، اما دانشگاهی مانند صنعتی شریف اکنون بیشتر از هفت هشت دانشجوی خارجی از عراق و افغانستان ندارد و همکاری با دانشگاه‌های خارجی نیز عملا متوقف شده است. ما زمانی در پردیس بین‌المللی دانشگاهی کیش، بیش از دو هزار دانشجو داشتیم، اما حالا تعداد آن‌ها به کمتر از 500 نفر می‌رسد. دانشگاه‌های دیگر هم چنین وضعیتی دارند و چندان موفق نبودند، اگرچه می‌توانستند باشند.
 
آیا امیدی وجود دارد که ما به دوران شکوفایی و پیشرفت آموزش عالی در کیش بازگردیم؟
الان چندان نمی‌توان در این باره صحبت کرد، چون شرایط ما به لحاظ سیاسی و اقتصادی با آن دوره فرق کرده است. الان نمی‌دانم که آیا دانشگاه‌های خارجی حاضرند با ما مشارکت داشته باشند و دوره‌های مشترک بگذارند یا نه. باید این مسائل بررسی شود. ما آن زمان یکی از دلایل‌مان این بود که بستری فراهم کنیم تا فرزندان ما در ایران درس بخوانند. یک دلیل مهم دیگر این بود که ما می‌خواستیم با برگزاری دوره‌های مشترک، از تجربیات دانشگاه‌های پیشرفته استفاده کرده و تجربیات آموزشی‌مان را تقویت کنیم، کما این‌که این اتفاق افتاد و کادر آموزشی پردیس بین‌المللی دانشگاه صنعتی شریف، به واسطه کار مشترک با دانشگاه موناش، برای کار در اشل بالای آموزشی تربیت شدند. این خودش پارامتر ارزشمند و مثبتی بود و اگر ادامه می‌یافت، ما می‌توانستیم خودمان را به دانشگاه‌هایی که حرفی برای گفتن دارند برسانیم یا حداقل به آن‌ها نزدیک شویم. به نظر من، اگر شرایط از نظر سیاسی و اقتصادی تغییر چندانی نکند، مراکز آزاد بهترین فرصت را برای فعالیت‌های آموزشی دارند و چه بسا اگر درست کار کنند، می‌توانند عملکرد بهتری نسبت به کشور‌های منطقه از نظر جذب دانشجو داشته باشند.
 
از بحث آموزش عالی در کیش خارج شویم و برویم سراغ خود کیش. شما به‌عنوان کسی که برای زندگی به کیش رفته‌اید، چه نظری درباره این منطقه دارید که برای بسیاری زیبا، جذاب و با امکانات ویژه است؟
جزیره کیش جذابیت‌های ویژه خودش را دارد و کسی نمی‌تواند چنین چیزی را کتمان کند. این جزیره محیطی آرام دارد و آدم‌ها این‌جا فضای کافی برای یک زندگی لذت‌بخش را در اختیار دارند. آلودگی هوا و آلودگی صوتی این‌جا وجود ندارد. چراغ قرمز نیست. ترافیک نیست. طبیعت زیبا، هوای خوب، دریا و...؛ همه این‌ها برای زندگی‌ کردن ارزشمند است. من خودم وقتی یک هفته از کیش به تهران می‌آیم، کسل می‌شوم. من که 16 سال است به کیش آمده‌ام، به‌عنوان کسی که سال‌ها در پایتخت زندگی کرده، این تفاوت را بیشتر حس می‌کنم. البته شاید مهاجرت از شهر‌های بزرگی مانند تهران به کیش برای افرادی که ارتباطات خانوادگی و دوستانه زیادی دارند، سخت باشد اما کلا به نظر من شرایط زندگی در این‌جا خوب است. بعضا این سئوال پیش می‌آید که آیا وقتی می‌گوییم شرایط زندگی در کیش خوب است، برای ایرانی‌ها می‌گوییم یا برای خارجی‌ها هم این‌طور است؟ جذابیت‌ برای خارجی‌ها هم وجود دارد، اما برای این‌که این جزیره زیبا به مکانی برای جذب این افراد تبدیل شود، علاوه بر آن چیز‌هایی که وجود دارد، باید امکانات مختلفی فراهم شود. شاید یکی از دلایلی که ما آن‌طور که باید و شاید نمی‌توانیم گردشگر و حتی دانشجوی خارجی جذب کنیم، نبود همین امکانات فرهنگی و اجتماعی است.
 
اتفاقا سئوالی که می‌خواستم مطرح کنم درباره گردشگری بود. انتقادی که می‌شود این است که دارند کیش را آن‌قدر مدرن می‌کنند که دیگر بکر بودن خود را از دست می‌دهد و به درد گردشگرانی که به دنبال محیط بکر هستند، نمی‌خورد. نظر شما چیست؟
واقعیت این است که مدرنیته تناقض چندانی ایجاد نمی‌کند. مدرن کردن یک نظام اجتماعی، مغایر با جذب گردشگر نیست. متاسفانه آن‌چه ما بعضا در کیش با آن مواجه هستیم مدرنیته نیست، بلکه با برج‌هایی روبه‌رو هستیم که هر روز ساخته می‌شوند و سر به فلک می‌کشند و وقتی هم ساخت آن‌ها به پایان می‌رسد، هیچ‌کس در آن‌ها ساکن نمی‌شود. یعنی افراد زیادی که نمی‌توانند پول‌هایشان را تبدیل به سرمایه‌های دیگر کنند، در کیش برج‌سازی می‌کنند. بخش دیگری از تغییرات که با آن روبه‌رو هستیم، فروشگاه‌ها و مراکز خرید است که بعضا پر شده‌اند از اجناس بنجل چینی. مدرنیته مغایرتی با گردشگری و جذب گردشگر ندارد، بلکه این رفتار‌های اشتباه است که ایجاد مشکل می‌کنند. ما باید این رفتار‌ها را سامان دهیم، همان‌طور که لازم است امکانات فرهنگی و اجتماعی برای گردشگران ایجاد شود.
۲۶ آذر ۱۳۹۷ ۱۲:۲۴