چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷

اخبار

احیای پیربازار، ریلِ آهن را به این بندر تاریخی برمی‌گرداند؟

بازگشت به بندرگاه

بازگشت به بندرگاه
«پیربازار»؛ از این لفظ و عبارت چه برجا مانده؟ تقریبا هیچ. نه از شلوغی این بندر خبری هست و نه از 12 کیلومتر ریلِ آهنی که هر روز، بار ملوانان را از دریا به خشکی می‌رساند. از خودِ شهر هم خبری نیست؛ پیربازار محدود شده به یک تابلوی کوچک در فاصله رشت تا تالش که مسافران را وعده به ویلاهای محلی در دل جنگل می‌دهد. اما این اسم، انگاری سحر و جادو می‌کند، خودش رفته یا شاید هم فعلا دیگر نیست اما همین که تکرار می‌کنی «پیربازار»، نگاه‌ها به سمت تالاب انزلی خم می‌شود یا اشاره‌ها به سمتِ رشت می‌رود. خلاصه این‌که قدیمی‌ترین راه‌آهن ایران را روس‌ها در همین فاصله بنا کرده‌اند تا بازار رشت و بندر انزلی جان بگیرد و حالا بعد از عبورِ یک قرن پرآشوب، دوباره قطار قرار است به این بندرگاه قدیمی بازگردد.
 
شهری که قسمت پادشاه نشد
از بالا، پیربازار شبیه یک تکه از پازلِ هزار تکه اراضی جنوبی دریای خزر است، تکه‌ای جورِ جور در فاصله میان رشت و بندر انزلی. اتصال این دو شهر مهم و تاریخی، عمده‌ترین فعالیت پیربازار در طول دو قرن اخیر بوده، شهری چنان زیبا و آراسته که ناصرالدین‌شاه عاشقش می‌شود و سعی می‌کند حاکم آن را مجاب کند، تقدیم همایونی‌اش کند، اما حاکم شهر، شاه را می‌پیچاند با این استدلال که روزیِ این مردم به این شهر وابسته است! امروز چطور؟ پیربازار کجاست؟ چه می‌کند؟ آیا در جریان هست که قرار است از طریق طرحی برای احیا و بازآفرینی، به گذشته پرافتخارش لبخند بزند؟
محلی‌ها چندان باخبر نیستند که قرار است در این حوالی چه اتفاقی بیافتد، به طرح‌های ریز و درشتی که به اسم احیای پیربازار این‌طرف و آن‌طرف شنیده می‌شود هم، دیگر چندان باوری ندارند: «هر سال یا بهتر بگم، هر وقت که یه شهردار جدید یا یه فرماندار تازه میاد این سمت ما، درباره پیربازار حرف می‌زنه و می‌گه می‌خوایم اصلاحات کنیم، این منطقه دوباره زنده بشه. اما واقعا این‌طور نیست، یعنی این‌ها بیشتر در حد شعاره یا سنگ‌ها به اندازه‌ای بزرگه که یعنی خبری از زدن نیست!» فقط حرف‌های محمد عیوضی نیست که از سئوالات و دغدغه‌های مردم محلی نسبت به آینده پیربازار خبر می‌دهد، پرسش‌های متعددی درباره آینده این بندر در صورت اجرایی شدن طرح احیای پیربازار وجود دارد؛ پرسش‌هایی درباره ساختار روستایی و محله‌ها و مناطق حومه شهرهای بزرگ که تا به حال سرریز جمعیت را از دو سوی رشت و بندر انزلی تقبل می‌کرده‌اند و حالا معلوم نیست چطور می‌خواهند زیر بار جمعیتی بروند که به خاطر گران‌تر شدن زمین، بالا رفتن قیمت مسکن و توریستی شدن، به این منطقه هجوم می‌آورند. 
نگرانی‌های آینده
«کمتر از بیست دقیقه جلوتر، ما منطقه آزاد بندرانزلی را داریم، حالا سئوال این است که اقتصادی کردن دوباره پیربازار چه سودی برای شهرداری و مسئولان دارد؟ همه گیلان را که نباید با دیدِ اقتصادی دید. این‌جا یک مکان آرام است برای آن‌ها که می‌خواهند در حاشیه شهرهای شلوغ اطراف، به کار کشاورزی مشغول باشند یا بازنشسته‌هایی که از هیاهوی شهر فرار کرده‌اند، این افراد قرار است به کجا بروند؟ اگر پیربازار دوباره به همان وضعیتی گرفتار شود که پدران و مادرانمان می‌گفتند، من یکی که حاضر نیستم این‌جا بمانم و بعید می‌دانم خیلی‌ها دیگر این‌جا بمانند.» این‌ها را علی کیایی می‌گوید، معلم مدرسه‌ای در حوالی پیربازار. بسیاری از خانواده‌های گیلکی و البته تالشی در نیم‌قرن اخیر، چون خانواده او به این منطقه کم سروصدا و خلوت نقل مکان کرده‌اند تا هم از شهرهای بزرگی چون رشت و انزلی و تالش چندان دور نباشند و هم از فواید زندگی در حاشیه آرام شهر برخوردار شوند. پیربازار در این کسوت، دیگر یک منطقه با تاریخ تجاری و اقتصادی نیست، بلکه در طول سال‌های اخیر، زندگی متفاوتی را تجربه کرده؛ زندگی‌ای همراه با آرامش جنگلی و غرق در مناسبات ساده روستایی. از این دریچه، بدل کردن آن به منطقه‌ای اقتصادی، نگرانی‌هایی را هم در بر دارد: «اولینش مسئله مهاجرت کارگران است. ما تا به الان این مشکل را نداشتیم، کارگرانی که به سمت تالش یا رشت و انزلی می‌آیند، معمولا جذب کارخانه‌ها و شرکت‌های بزرگی می‌شوند که سر راهشان قرار دارد و کمتر به فکر بخش دورافتاده‌ای به اسم پیربازار می‌افتند که عموم درآمد مردمش از طریق کشاورزی یا در بهترین حالت، پرورش دام بوده. شرکت‌های بزرگ چوب‌بری، تاسیسات انرژی مثل نیروگاه‌های برق و کارگاه‌های سدسازی، همه این‌ها کارگران را جذب خودشان می‌کردند اما اگر یک درصد از آن جمعیت هم به سمت پیربازار بیاید، باید منتظر باشیم تا خیلی زود، زمین‌های کشاورزی این‌جا خراب و تبدیل به خانه شود.» 
 
آینده یک منطقه مستقل
دغدغه دوم اهالی این‌جا موضوع شهرنشینی و جمعیت است. پیربازار در فاصله ژئوپلوتیک میان رشت و بندر انزلی قرار دارد. تا پیش از آن‌که جاده میان این دو شهر ساخته شود، این منطقه شاهراه ترانزیتی شمال کشور محسوب می‌شده، به‌خصوص این‌که به‌‌عنوان پیش‌بندرِ رشت، عوارض و گمرک کشتی‌ها در این منطقه اخذ می‌شده و برای خودش بروبیایی داشته است. حالا اما پیربازار یعنی مجموعه‌ای از زمین‌های کشاورزی و خانه‌های مسکونی که در گالش خیل، پیرده، کفترود، بجارخاله، مبارک‌آباد، طش، منگوده، تخته پل، رجب‌آباد، فخب و... جمع شده‌اند. این تجربه تازه‌ای از شهرنشینی است که بعید به‌نظر می‌رسد در صورت احیای پیربازار، بتواند به رشد منطقی خود ادامه دهد، آن‌چنان‌که احمد رقعه، یکی از قدیمی‌های تخته پل می‌گوید: «این‌جا یک منطقه مستقل است، درست است که به رشت و انزلی نزدیک بوده اما خودش مستقل زندگی می‌کند، مثل کرجِ تهران نیست که شهری دنباله‌رو باشد، شهری تاریخی ا‌ست که خودش، خودش را ساخته و الان که در مسیر رشد است، نباید این مسیر را قطع کرد. ما این‌جا انجمن‌های مختلفی تشکیل داده‌ایم، در بحث محیط‌زیست، نجات غریق، در بحث سوادآموزی و حفاظت از میراث فرهنگی و صنایع دستی‌مان فعالیت‌های خوبی انجام داده‌ایم. مردم این‌جا یک شورای خیلی خوب دارند که جلساتش به‌صورت منظم برگزار می‌شود. این‌ها چیزی نیست که یک‌شبه به دست بیاید. باید این‌ها حفظ شوند، این‌که الان ما به ریل و قطار نیاز داریم یا به همبستگی و هویت جمعی، پاسخ روشن است!»
 
پیربازار، دو‌راهی پیشرفت و هویت
اول شهریور دو سال پیش، رضا رسولی، عضو شورای شهر رشت، پیشنهاد احیای آبراهه تاریخی پیربازار به غازیان را در جلسه شورا مطرح کرد و خواستار آن شد که اعضا به این طرح رای دهند تا به گفته او «این آبراهه تاریخی که در گذشته محل داد و ستد تجاری و هم‌چنین تعاملات اجتماعی بوده و سبب پیوند فرهنگی و اجتماعی مردم رشت و انزلی بوده است» دوباره زنده شود. تاکید بر احیای چنین ظرفیتِ اجتماعی و فرهنگی‌ای به خودیِ خود فوق‌العاده و ناشی از هوش و تعامل شورای شهر رشت با مردم این منطقه است، اما پرسش‌ها یکی، دو تا نیستند؛ اگر چنین طرحی به عمل درآید، چه تضمینی برای حفظ اصالت و هویت پیربازار وجود دارد؟ پرسش‌هایی از این دست، اگر پیش از اجرایی شدن این طرح به پاسخی روشن نرسند، آینده‌ای که در انتظار پیربازار است، آینده چندان درخشانی نخواهد بود.|
۱ آبان ۱۳۹۷ ۰۹:۱۹