دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۰
 

آخرین مطالب

در بندرِ ایران

ترکیب واژگانیِ «بندرِ ایران» برای خیلی از شما که این یادداشت را می‌خوانید باید هم عجیب و ناآشنا باشد. طبیعتا حق دارید؛ نه بر روی نقشه، بندری به نام ایران پیدا می‌کنید و نه در جست‌وجوی جغرافیایی مناطق مختلف، نام و نشانی از چنین بندری وجود دارد. این اصطلاح اما می‌تواند به مخاطب کمک کند تا ایرانِ مدرن و تازه‌ای را پیش روی خودش تجسم کند؛ ایرانی که دست‌یافتن به آن کار چندان سختی نیست، چرا که به لحاظ جغرافیایی و ژئوپلیتیک، ایران بین دو حوزه دریایی استراتژیک و جهانی قرار گرفته و از هر سو که به آن نگاه کنیم، یا بندر است، یا پسکرانه‌ای برای بندر.
تا پیش از این ایران را به فلاتی خشک میان دو دریا می‌شناختیم، اما امروز این مساحت گسترده را ساحلی باید دید که پسکرانه‌ای گسترده میان دو مرز آبی است. این ساحل، اکنون تنها و تنها یک نام دارد: ایران؛ ایرانی که به‌خاطر قرار گرفتن در میان دو مرز دریایی پهناور، به مثابه یک پسکرانه بزرگ برای بنادر جنوبی و شمالی‌اش شده و از این منظر می‌توان ایران را بندری به بزرگی کل کشور دانست که دست‌های همکاری و رفاقت اقتصادی و سیاسی‌اش را گاه از بندر شهید رجایی در بندر عباس به سوی دنیا دراز می‌کند و گاه از بندر شهید بهشتیِ چابهار، زمانی از بندر امام خمینی در خوزستان به دنیا سلام خواهد کرد و زمانی دیگر، از بندر امیرآباد در مازندران. این چنین است که اقتصاد دریامحور را می‌توان کلیدی‌ترین گفتمان اقتصادِ سیاسی امروز ایران دانست و از منظر آن به فکر تجهیزِ جدی‌تر پسکرانه ایران بود تا همه‌‌ی توش و توان کشور در خدمتِ توسعه پایدار آن قرار بگیرد.
براساس تعاریف علمی و دانشگاهی، پسکرانه را می‌توان زمین‌های واقع در پشت بندرگاه‌ها معرفی کرد که نقش پشتیبانی و تامین و رساندن کالاهای صادراتی به بندرگاه و پخش و جذب کالاهای وارداتی از بندر را عهده‌دار باشند. این شهرها و زمین‌ها به‌وسیله سیستم‌های حمل‌ونقل نظیر جاده، ریل، آبراه داخلی و... به یک بندر وصل می‌شود و مردم آن سرزمین‌ها کالاهای مورد نیاز خود را از آن بندر وارد یا کالاهای صادراتی خود را از آن‌جا صادر می‌کنند. بزرگ‌ترین اقتصادهای امروز دنیا، اقتصادهای پسکرانه‌ای هستند؛ اقتصادهایی که خود را متمرکز بر بندرهای بزرگ و پرترافیک کرده‌اند و کلِ کشور می‌کوشد خود را از دریچه اقتصاد بندری‌اش با دنیا روبه‌رو کند.
تمرکز بر سیاست‌های جدید در ایران، نمودِ تازه‌ای لااقل در سیاست‌گذاری بخش دریایی کشور داشته است. تحولات چندماهه اخیر به‌خصوص در بنادر چابهار، امیرآباد، انزلی، نوشهر، بوشهر و بندر عباس، گواه این واقعیت است که این‌بار، استراتژی ایران برای مقابله با تحریم‌ها، نه دور زدن آن‌هاست و نه فرار از آن‌ها، بلکه این‌بار شاهد تغییری بنیادین در مفاهیم اقتصادی کشور هستیم؛ تغییری که سرزمین ایران را پسکرانه‌ای برای بنادر خود می‌داند و از سوی دیگر، بندری بزرگ در منطقه خواهد بود. این بار، تحریم‌های آمریکایی، ایران را در انزوا قرار نخواهد داد، چرا که از یک‌سو، برخی از کشورهای قابل اعتمادتر اروپایی خود را به بازی ترامپ وارد نکردند و این به آن معنی است که ایران تنها نیست و از سوی دیگر، ایران امروز فولاد آب‌دیده‌ای شده که از کوره سخت‌ترین شرایط بیرون آمده است. ایرانِ امروز پس از طی راه پر فراز و نشیب تحریم‌های دور قبل، آموخت که چطور «آن‌چه خود دارد» را از هیچ بیگانه‌ای طلب نکند و پیش از حفر راه فرار به دنبال آن باشد که از عرشه کشتی، ساحلِ امن را بجوید. در این ساحل امن، برای نخستین‌بار، کیتاک لیم، دبیرکل سازمان بین‌المللی دریانوردی مهمان ما شده است؛ نمود دیگری از این واقعیت که برخلاف تحلیل سیاستمداران آمریکایی، اروپا به تبعیت از آمریکا تمام درهایش را به روی ما نخواهد بست. دیگر این‌که این حضور نشانه‌ای از آن است که توانِ دریانوردی ایرانیان و تاثیرگذاری صنعت دریایی ایران مانع از بی‌توجهی مراجع بین‌المللی به جایگاه دریانوردی ایران در دنیا شده است.
شرایط تارِ تحریم‌های پیش رو که بخش عمده‌ای از صنعت دریایی کشور را هدف قرار داده، این پسکرانه‌ی سرزمینی را از سویی در دسته‌ی پسکرانه‌های رقابتی قرار می‌دهد و از سوی دیگر، آن را به دیده‌ی پسکرانه‌ای انحصاری می‌بیند. در دریای خزر، بندر ایران، بندری است که روس‌ها برای واردات و صادرات ارزان‌تر کالا میان کشورهای آسیایی و اروپایی به آن نیازمندند و بنابراین می‌توان حضور دریایی ایران در این حوزه را پسکرانه‌ای انحصاری به حساب آورد که نه تغییرات اقلیمی آب خزر بر روی آن اثرگذار است و نه تقسیمات رژیم دریایی.
از دستاوردهای مهم ایران در سال‌های اخیر، حضور مقتدرانه در اجلاس قزاقستان و اتمام حجت با کشورهای حاشیه خزر برای بستن مرزهای آبی این دریا به روی فعالیت‌های غیر نظامی است که سطح امنیت تجارت دریایی را به میزان قابل ملاحظه‌ای افزایش داده و می‌توان امیدوار بود از این رهگذر، شاهد سرمایه‌گذاری کشورهایی در بنادر شمالی کشور باشیم که می‌خواهند با ایمنی و امنیت و ملاحظات محیط‌زیستی، بار خود را با قیمتی ارزان‌تر جابه‌جا کنند. در جنوب شرق کشور نیز وضع به همین منوال است؛ چابهار، برگ برنده ماست، چرا که بندرِ ایران را در شمایل یک بندرِ اقیانوسی در رقابت با بنادر همسایه قرار می‌دهد و از سوی دیگر می‌تواند در تحولات سیاسی افغانستان، پاکستان و هندوستان، نقش تعیین‌کننده‌ای را در اختیار ما بگذارد. حضور دبیرکل آیمو هم تاکید مجددی است بر این‌که ایرانیان می‌خواهند پا بر عرشه‌ی کشتیِ پیشرفت بگذارند و از هیبت بازندگی تحریم‌ها، به فرصت‌سازانی بدل شوند که کشورشان را بندری برای منطقه جنوب غرب آسیا و حتی برای کل دنیا بدانند.
 
۲۶ شهریور ۱۳۹۷ ۱۶:۰۸