سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷

اخبار

آیا جهان در آیندهای نه چندان دور غرق خواهد شد؟

خطر آبی

خطر آبی
  

دونالد ترامپ میگوید به تغییرات اقلیمی و بحران آب و هواییِ جهان اعتقادی ندارد. خب موضوع این است که رئیسجمهور یک کشور مهم جهان میگوید به موضوعی که دانشآموزان سرتاسر جهان با آن آشنا هستند و نگران آینده آن هستند، اعتقادی ندارد. شاید ترامپ میگوید که این موضوع را باور ندارد اما موضوع سوختهای فسیلی و آسیبهایی که بشر به جهانی که در آن زندگی میکند زده است باعث شده که از همین حالا بسیاری از دانشمندان و مدیران در ایالاتمتحده آمریکا به این نتیجه برسند که تنها راه جلوگیری از آسیبهای ناشی از تغییرات اقلیمی در این کشور، ساختن دیوارهای مرتفع و عریض است.

جف گودل، اقلیمشناس و پژوهشگر معروف، در کتابش با عنوان «آب خواهد آمد» اما چنین اقدامات پیشگیرانه پرهزینهای را اقداماتی بچهگانه در مقابل فاجعهای گسترده میداند. او میگوید سرعت آبشدن یخهای قطبی و سایر تغییرات اقلیمی بیشتر از حد تخمین زده شده است و حالا این پیشبینی که سطح آب اقیانوسهای جهان در سال ۲۱۰۰ حدود چهار تا پنج متر بالا خواهد آمد، بدبینانه و غیرواقعی جلوه نمیکند. برای اینکه متوجه شوید خطر چقدر جدی است، به شما میگوییم که در جهان فعلی حدود ۱۴۵ میلیون نفر در مناطقی زندگی میکنند که حداکثر 5/1 متر بالاتر از سطح دریا هستند.

کشورهای فقیری مانند بنگلادش بهخصوص در این مورد بسیار آسیبپذیرند. اما جف گودل صرفا تمرکز خود را بر کشورهای فقیر نگذاشته است: مناطق آسیبپذیر متعددی توسط او شناسایی شدهاند که در حال حاضر نقاط اصلی و بازارهای داغ املاک و مستغلات در سراسر سواحل کشورهای توسعهیافته هستند. او در مقدمه کتابش نوشته است: «یک نوع عدم تمایل و بیمیلی سیاسی وجود دارد که عبارت تغییرات آب و هوایی یا اقلیمی را به خاطر ترس از فروپاشی یا رکود در بازارهای املاک از دیالوگها و کانون توجهات حذف میکند. انگیزههای مقامات دولتی و نهادهای موثر، به ویژه در ایالاتمتحده، برای تشخیص دنیای درخطر گرمتر شدن بسیار کم است، و سوختهای فسیلی بهطور سخاوتمندانهای به کار گرفته میشوند تا بر بسیاری از مبارزات سیاسی تاثیر بگذارند

گودل، که روزنامهنگار و ستوننویس ثابت نشریه «رولینگ استون» هم هست، ادیسه دریایی خود را از ساحل میامی در آمریکا آغاز میکند؛ از یک زمین بازی که روی تختهسنگی که بر بالای تابلوی آن قرار دارد نوشته شده است: اینجا مکانی است برای شکست دادن طبیعت در جستوجوی لذت. اما آب دریا و سیلاب در همین نقطه به یک واقعیت روزمره زندگی تبدیل شده است: ساکنان، به طور مرتب و به معنای واقعی کلمه، تا زانوهایشان در گل فرو میروند. خروارها تن شن و ماسه برای احیای سواحل فرسایشیافته بارگیری میشود و پمپهای متعددی برای پاکسازی خیابانهای پر شده از آب در معابر نصب شدهاند.

یکی از تاثیرگذارترین و تکاندهندهترین بخشهای کتاب، برخورد گودل با اسکات رابینز، مسئول برنامه کاهش آسیبهای طغیان دریا و سیل در ساحل میامی است. (شعار اسکات رابینز این است: شهر را یک متر بلند کنید.) گودل به او میگوید: با توجه به اینکه دانشمندان پیشبینی میکنند که سطح دریاها تا پنج متر بالا بیاید، چرا شماها فقط یک متر بالاتر بردن شهر را هدف قرار داده‌‌اید؟ رابینز با تنها یک جمله نشان میدهد که چیز زیادی از اصول علمی و پایه علوم نمیداند: «وقتی ما حتی نمیتوانیم ارتفاع موجی که هفته آینده به سمت شهر میآید را محاسبه کنیم، چطور میتوان به پیشبینی افزایش سطح دریاها در 60 ـ 50 سال آینده اعتماد کرد؟»

خب موضوع این است که ارتفاع امواج با موضوعات خردی همچون سرعت باد و تغییرات دما و جریانهای دریایی تعیین میشود، اما در مورد سطح دریاها موضوع بسیار کلان و بر اساس تخمینهای بلندمدت و بهطور متوسط است. یک نکته مهم این است که عدم اطلاع رابینز ممکن است ناشی از نداشتن اطلاعات کافی باشد، اما ممکن است او واقعیت را بداند ولی آن را پنهان کند؛ چرا که بههرحال او یکی از فعالان مهم بازار مستغلات آن منطقه است و طبیعی است که تمایلی به خطرناک خواندن شرایط منطقه ـ حتی در درازمدت ـ نداشته باشد.

جف گودل در شهر لاگوس واقع در نیجریه، به رفاه بیشتر در سالیان اخیر برخورد، اما در آپارتمانهای لوکس این شهر پارکینگهای زیرزمینی یافت که همگی در زمان طغیان دریا و سیلاب آسیبپذیر بودند. البته او در این شهر سیلبندهای عظیمی هم یافت که ارتباط ساختاری مناسبی با هم نداشتند. همچنین او به گرینلند سفر کرد تا گزارشات مربوط به آب شدن کوههای یخ را بررسی کند. (خلبان هواپیمایی که او سوارش بود از مسافران خواست تا از منظره کوههای یخی که ممکن است در آینده ناپدید شوند، لذت ببرند!) او به هلند، که 30 درصد آن زیر سطح دریا قرار دارد، به ونیز در حال غرق شدن و به نیویورک، که قصد دارد محله منهتن (یعنی والاستریت) را با یک سد و مانع حفاظتی تقویت کند هم سفر کرد. او مصاحبههای نهچندان تاثیرگذاری با باراک اوباما و جان کری داشته اما مکالمات روشنگرانهتری هم با شماری از دانشمندان آمریکایی داشته است.

این کتاب جذاب سعی در متقاعد کردن افرادی ندارد که با شک و تردید به تغییرات اقلیمی ساختهشده توسط بشر مینگرند، چرا که به نظر نویسنده آنها شبیه افرادی هستند که میگویند زمین مسطح است. گزارش گودل به یک عکس فوری از جهانی در حال انکار میماند، از آدمهایی که با سروصدا با کیسههای شن و ماسه و سطلهای کوچک مشغول مبارزه با بالا رفتن لحظهبهلحظه سطح آبهای تمام دریاها و اقیانوسهای جهان هستند.

با وجود اقداماتی مثل توافقنامه پاریس، او بهطور صریح میگوید که نسل فعلی بشر حداکثر تنها به شکل سطحی و ظاهری به مقابله با پیامدهای عمیق تاثیرات یک جهان در حال غرق شدن واکنش نشان داده است. او صراحتا میگوید که کشورهای ثروتمند جهان که مسئولیت عمدهای در انتشار گازهای گلخانهای و استفاده از سوختهای فسیلی دارند، به تعهدات اخلاقی، سیاسی، حقوقی و مالی خود نسبت به افراد فقیر کشورهای نهچندان توسعهیافته احترام نمیگذارند. او این سئوال را مطرح میکند که آیا کشورهای درحالتوسعه مستحق پرداخت غرامت برای ناتوانی در تحقق بخشیدن به نوعی دیگر از گسترش اقتصادی، بهجز الگوی تاریخی متکی به کربن کشورهای توسعهیافته، نیستند؟

موضوع کاملا جدی است: تهدیدی مشخص ملتهایی مثل جزایر مارشال را زیر سایه خود قرار داده است. اگر این سرزمین کمارتفاع زیر امواج ناپدید شود ـ همانطور که گودل پیشبینی میکند که تا 80 سال دیگر این اتفاق میافتد ـ ، تاثیر آن بر مردم، زبان و فرهنگ آن مشابه نوعی نسلکشی است. درعینحال او این سئوال را مطرح میکند که چگونه جهان تا سال 2050، با پیشبینی سازمان بینالمللی مهاجرت، با موضوع 200 میلیون پناهنده ناشی از شرایط آبوهوا مقابله خواهد کرد؟ او همچنین اصرار دارد که نگاه ژئوپلیتیکی به قضیه نیز داشته باشیم. برای مثال، مالدیو اکنون اجازه مالکیت خارجی را در زمینهایی میدهد که با صرف هزینه کلان از عقب راندن دریا حاصل شده است. این اتفاقی است که فعلا به کمک آن چین میتواند حضور استراتژیک خود را در اقیانوس هند افزایش دهد. اما سرنوشت این مناطق در آینده چه خواهد شد؟

سیاستهای محلی و منطقهای نیز نگرانکننده است. آیا فقط صاحبخانههایی که خطر زیرآب رفتن دارند هزینههای مقابله با بالا آمدن سطح دریاها را میپردازند یا کل مردم کشور باید این هزینه را متحمل شوند؟ همه اینها در حالی است که برخی از ساکنان مناطق کاملا در خطر و آسیبپذیر در حال خرید هستند. (شهرداری نیویورک در سال 2012، 240 میلیون دلار برای خرید 610 ساختمان هزینه کرده است.) واقعا در آینده چه کسی صلاحیت خواهد داشت که تصمیم بگیرد که کدام مناطق را حفظ و ایمنسازی و کدام مناطق را رها کند؟ در چه مناطقی مالیاتدهندگان نواحی غیرساحلی حاضر به پرداخت یارانه به همسایههای ساحلی خود نمیشوند؟ در چنین شرایطی ناتوانی شهرداریها و دولتهای ایالتی و حتی دولتهای محلی در ارائه کمکهای مناسب و معنیدار ممکن است موجب ناآرامیهای داخلی و حتی بروز جنگ شود.

این وضعیت دوگانه که به نوعی طنز سیاه میماند باعث شده که صحبت از پدیده seasteading شود؛ یعنی ایجاد شهرهای شناوری که بتوانند در امتداد اقیانوسها رشد کنند و خارج از حوزه عملکردی و قضایی هر دولتی باشند. پیتر تیل، یکی از بنیانگذاران شبکه مطرح پیپال و یکی از متحدین معروف ترامپ، قبلا از یوتوپیاهای معلق بر روی امواج صحبت کرده بود. با این بحث، ما مجددا به دونالد ترامپ برگشتیم، کسی که به تغییرات اقلیمی و پدیده گرمایش زمین مشکوک است. همین حالا گزارش شده که سطح سدبند و پل متصل به زمین بازی ترامپ در میامی، حدود دو متر بالا برده شده است. پس حداقل یک نفر هست که میداند چه اتفاقی دارد میافتد!

 

۲۴ خرداد ۱۳۹۷ ۱۱:۳۲