سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷

اخبار

تهدیدات زیست محیطی گردشگری دریایی در گفت‌وگو با مدیر موسسه سبزکاران بالان

مخاطرات حاشیه علیه درون دریای کاسپین

مخاطرات حاشیه  علیه درون دریای کاسپین
 رشد نسبتا قابل ملاحظه گردشگری در سال‌های اخیر، با تسهیلات و موقعیت‌های تسهیل‌کننده دستگاه‌های ذیربط در سراسر سواحل کشور، به تدریج این فرصت را برای بسیاری از هموطنان فراهم کرده که از اقصی نقاط کشور، خود را به سواحل دریای خزر برسانند.
طی یک دهه اخیر آمارها نشان می‌دهد که چنان‌چه به خسارت‌های ناشی از آلودگی زیست محیطی توجه نشود، بخش عمده دیگری از منابع طبیعی در معرض نابودی است.
نسیم طواف زاده، عضو کمیته ملی کنوانسیون رامسر و از اعضای فعال کنوانسیون حفاظت از تالاب‌ها و همچنین دبیر گروه هم‌اندیشی سازمانهای غیردولتی تالابی کشور در این گفت‌وگو به تهدیدات آینده و نیز فرصت‌های بالقوه در خطه ساحلی دریای خزر پرداخته و معتقد است که اغلب تصور میشود که ساکنان ایرانی سواحل دریای خزر بیشترین آلودگی را برای این بزرگ‌ترین دریاچه جهان برعهده دارند، اما این تصور از جهاتی درست نیست، زیرا که بیشترین آلودگی که ما وارد کاسپین می‌کنیم، فاضلاب انسانی و کشاورزی است، حال آن‌که آذربایجان با آلودگی نفتی، سهم جبران‌ناپذیری در خسارت به دریا تحمیل کرده است.

 

موج فزاینده آلودگی زیست محیطی در خطه سواحل دریای خزر این باور را تقویت کرده است که اساسا خسارتها و زیانها بیشتر از مزیتها و درآمدهایی است که از طریق گردشگری دریایی عاید بنادر شمالی کشور بهخصوص در بندر انزلی میشود. تا چه حد این فرضیه را تایید میکنید؟

من متخصص گردشگری به ویژه دریایی نیستم و اساسا اعتقاد ندارم که پاسخ به این سوال از عهده یک متخصص بربیاید. به نظر من با توجه به شرایط فرهنگی- اجتماعی ایران، وسایل و امکانات گردشگری دریایی موجود و نیز بیتوجهی مسئولین اجرایی، این فرصت بدل به یک مصیبت خواهد شد.

 آلودگیهای زیست محیطی طی یک دهه اخیر در سواحل و دریای خزر تاکنون چه روندی داشته است؟ آیا سیری کاهشی داشته یا با توجه به اهمیت گردشگری و رشد فزاینده جمعیت به مراتب نسبت به دهههای گذشته افزایش یافته است؟

روند رشد آلودگی محیط زیست دریای کاسپین (خزر) در حال تشدید است و در طی 30 سال گذشته روندی شتابی به خود گرفته است. در پروژه محیط زیست دریای کاسپین (خزر ــ CEP) نیز این مساله بررسی و تا حدی آنالیز شد. یک مساله مهم که شاید برای بسیاری جالب باشد، چرخه آب درون دریاچه کاسپین است. این چرخه به صورت ساعتگرد بوده و آلودگیهای قسمتهای شمالی نیز به سمت سواحل ایران آمده و عمدتا در خلیج گرگان گیر میکنند. برای من که سالهاست به این دریا و کشورهای حاشیهاش نگاه میکنم، نکته لازم و ضروری این است که مردم بدانند که هر یک از پنج کشور حاشیه چه نقشی در بحران آلودگی دریاچه کاسپین (خزر) دارند. اصولا تصور میشود که ما بیشترین آلودگی را برای این بزرگترین دریاچه جهان داریم. این تصور درست نیست، زیرا که بیشترین آلودگی که ما وارد کاسپین میکنیم، فاضلاب انسانی و کشاورزی است، در حالی که آذربایجان آلودگی نفتی به دریا تحمیل میکند.

اگر نگاه دقیقی به این مسائل بیندازید مشاهده میکنید که مخاطرات حاشیه علیه درون دریای کاسپین بسیار گسترده و متنوع است. گردشگری بیبرنامه نیز در این چرخه میتواند با توجه به ناتوانیهایی که ما در مدیریت آلودگیها داریم، مسائل ما را در سواحل حاد کند

 به نظر شما راه حل چیست؟ آیا تجربه موفقی در داخل یا خارج از کشور وجود دارد که این خسارتهای زیست محیطی را بهطور جدی کاهش دهد؟

پروژههای زیادی در دنیا طراحی شده که بحرانهای آلودگی دریایی و نیز خسارتهای گردشگری را مدیریت کردهاند. یکی از موفقترین این پروژهها را میتوان احیای دریای سیاه دانست. دریای سیاه در بازهای در اوایل دهه 1930 آنقدر آلوده بود که توصیه میشد که برای شنا استفاده نشود، ولی در حال حاضر یکی از مناطق مورد استقبال اروپاییان برای گردشگری است. در داخل کشور، نمونههای موفق در حوزه گردشگری داریم؛ البته نمونههای کوچکی هستند که در دشت مرکزی کشور روی دادهاند. اصولا من در گردشگری دریایی با پدیده موفق و منحصر به فردی مواجه نشدهام. بهعنوان مثال پروژه گردشگری روستای خارتوران یا احمد آباد در پارک ملی توران یکی از نمونههای خوب گردشگری و حفظ محیط زیست است. در این روستاها با بازتعریف صنایع دستی برای گردشگران و تولید خوراکها و سوغات محلی دلپسند علاوه بر کسب درآمد، باعث کاهش شکار خوراک یوزپلنگها شده و نیز خسارت به منابع طبیعی را کاهش دادهاند.

یکی دیگر از آنها را میتوان در مجموعه بومگردی نارتی تی یزد جست ... به‌‌نظرم مشکل اصلی اینجاست که ما صبور نیستیم. این آلودگیها، بیبرنامگی، فرهنگ نامناسب و ... یک شبه بهوجود نیامدهاند و یک شبه نیز از میان نخواهند رفت، بلکه نیاز به ممارست و دخالت در تمام سطوح دارد.

 درصورت گسترش این نوع گردشگری دریایی، آیا مکانیزمی هست که بتواند این مسیر را بهنحوی هدایت کند که مردم به تدریج خودشان به رشدی از دانش عمومی دست پیدا کنند که از آلودگی محیط زیست پرهیز کنند؟

 مکانیزمی با نام ساده «برنامهریزی یکپارچه» و با عمق نگاه سیستمی به موضوع میتواند تا حدودی اثرگذار باشد. میخواهم با یک مثال ساده توضیح بدهم؛ وقتی یک پروژه گردشگری قرار است اجرا شود، پیش از اجرایی شدن نیازمند تایید ارزیابی اجتماعی ـ اقتصادی و محیط زیستی است که در اغلب موارد نتیجه ارزیابی مثبت بوده و این خود جای گفتوگوی دیگری دارد.

این به آن معنا نیست که همه مسائل و مشکلات پروژه دیده یا حل شده است بلکه کار از این لحظه تازه شروع میشود. آنچه مربوط به مدیریت آلودگی و مسائل محیط زیستی و اجتماعی در مرحله اجراست، برعهده سازندگان (نه شرکت سازنده که ارگانهای درگیر) قرار میگیرد اما در مرحله بهرهبرداری گردشگری، سه جبهه مختلف حضور دارند؛ بخش خصوصی (منطقه گردشگری، گروهی که گردشگر میآورد و ...)، جامعه محلی و گردشگران باید برای هر یک از اینها توسط نهادهای دولتی، خصوصی و جامعه مدنی (NGO و CBO و Local group) برنامههایی طراحی و اجرا شود. مثلا فرض کنید آموزش و پرورش برای بچهها در سنین 11 تا 14 سال برنامه آموزشی داشته باشد که آداب یک سفر چیست؟ همزمان با اجرای این برنامه باید با مشارکت بخش خصوصی و ارگانهای درگیر برای اطلاع جامعه محلی و شراکت آنها در نفع اقتصادی، برنامههایی طراحی و اجرایی شود. منظورم از این نمایشگاههای سطحی نیست بلکه با مفهوم واقعی؛ مثلا تیمی از جوانان روستا با توجه به شناختی که از منطقه دارند بهعنوان راهنما، طرف قرارداد بخش خصوصی شوند یا فرصتی برای معرفی محصولات ویژه ایجاد شود یا فروشگاهی برای عرضه دایمی محصولات به شکلی آبرومند و با استاندارد پیشبینی شود. در چنین موقعیتی جامعه مدنی نیز باید نقش خود را در هشدارهای لازم فرهنگی، اجتماعی و محیطزیستی اجرا کند. به این ترتیب جمعی در کنار هم تصمیم میگیرند که یک سفر مسئولانه را برنامهریزی و اجرا کنند.

میخواهم یک مثال ساده را بازگو کنم که در من خیلی اثر گذاشت. در هتل «سیذارتا»ی هند، در اتاق شما برگههایی هست که بر روی آن نوشته شده: «اگر میخواهید هر روز ملحفهها و حوله‌‌تان شسته شود و به فکر آب نیستید، لطفا از هتل ما بروید!» یا در حمام نوشته شده: «برای شما یک لیوان برای مسواک زدن گذاشتهایم، لطفا از آن درست استفاده کنید و شیر آب را باز نگذارید.» جملهها خیلی محکم و شفاف است و بهطور روشن نشان میدهد که انتظار چه رفتاری از مسافر وجود دارد. در حیاط هتل مثلا اگر شما دستمال کاغذی را بیندازید، پیشخدمتی میآید و دستمال را برمی دارد و با احترام میگوید: دستمالی را که به زمین انداختید، برداشتم. اگر نیاز به کیسه یا سطل دارید میتوانم برای شما بیاورم. برای خود من درسی آموزنده بود. با احترام باید بدانیم که گردشگر و مجری طرح موظف به اجرای چه حدودی هستند.

 اگر بتوانیم صنعت را به جایی برسانیم که مسئولیت اجتماعی خود را بهدرستی انجام دهد، فرصتی ایجاد خواهد شد که همه مردم درباره مسائل پیش روی آن بدانند و با مشارکت هم از ایجاد این فرآیند مخرب جلوگیری کنیم. در محدوده دریای کاسپین تاکنون 125 گونه پستاندار مشاهده شده است که 41 گونه از آنها در لیست سرخ اتحادیه حفاظت از طبیعت (IUCN) قرار گرفتهاند. فک خزری (Phocacaspica) که مردم شمال کشور آن را به نام سگ آبی میشناسند، تنها پستاندار ساکن در داخل دریای کاسپین و کوچکترین گونه فکهای واقعی (بدون گوش) محسوب میشود که بومی این دریاچه است. فک کاسپینی از جمله نادرترین گونههای جانوری شناخته شده روی زمین است. چند نفر از گردشگران میدانند که ممکن است با چنین موجودی مواجه شوند؟ اصولا چند درصد برای مشاهده این پستاندار میآیند؟! این در حالی است که در سال گذشته حداقل من در جریان سفر 25 نفر گردشگر خارجی برای مشاهده و عکاسی از این حیوان بودهام. این یکی از نمونههاست. ما متاسفانه گردشگری دریایی را در جت اسکی و قایق موتوری خلاصه کردهایم.

 اهمیت زیست محیطیِ فک دریایی چیست؟

فک کاسپین از نظر زیستی اهمیت دیگری نیز دارد؛ زیرا که بهعنوان یک شاخص عمل کرده و همه آلودگیها و اتفاقات دریای کاسپین را در لایههای چربی خود نمایش میدهد و محققان با بررسی لایههای چربی فک به بررسی شرایط
د
ریا میپردازند. 

 

۲۴ خرداد ۱۳۹۷ ۱۱:۳۲